۰

تقابل هستی در برابر نابودی

محمدکاظم سروری
دوشنبه ۱۹ سنبله ۱۳۹۷ ساعت ۲۳:۵۸
اهل تشیع افغانستان ثابت نموده اند که وارثان شایسته فرهنگ ایثارگری و قربانی در راه وطن،صلح، انسانیت و مدنیت که میراث نیاکان و افتخار بزرگی از افتخارات دین و مذهب شان است، می باشند...
تقابل هستی در برابر نابودی
 

 

اغماض از نقش و سهم  بسیار ارزشمند و حیاتی اهل تشیع در حفظ حیات سیاسی و دموکراسی از آغازین سال های پس از تشکیل حکومت موقت حامد کرزی تا حکومت اشرف غنی نوعی بی عدالتی است. این طیف از مردم افغانستان در هزاران پروژه علمی، تخنیکی، اقتصادی و عمرانی در کنار سایر اقوام شریف کشور که در دشوارترین شرایط در پروژه های عمرانی و زیرساختهای بزرگ کشوری نقش مفید و حیاتی داشته، دارند و خواهند داشت. به وضوح  می توان علاوه کرد که اکثرا ادارات دولتی و حتی خصوصی کارهای اصلی و بنیادین آن بر عهده جوانان اهل تشیع است. هرچند در رأس این ادارات قرار ندارند ولی امور آن ادارات بر بازوان، تفکرات و طرح های علمی و آکادمیک آنان استوار است.

اهل تشیع افغانستان ثابت نموده اند که وارثان شایسته فرهنگ ایثارگری و قربانی در راه وطن،صلح، انسانیت و مدنیت که میراث نیاکان و افتخار بزرگی از افتخارات دین و مذهب شان است، می باشند. از بدیهیات است که مردم صلح پرور اهل تشیع سالیان متمادی با صلح، صفا و امنیت  شانه به شانه در کنار سایر اقوام و مذاهب با نیت «ان المومنون اخوه» در غم و اندوه و شادی شریک بوده اند. این قشر همیشه در صحنه که  مدام در نظم و انضباط و نظافت شهر، مکتب و دانشگاه، صداقت و راستی و زحمت کشی  انگشت های زیادی را به تحیّر واداشته است؛ برای  تروریستان، دشمنان دین و اعتقاد و مذهب خیلی هزینه بردارشده اند و تروریستان نتوانستند که پیشرفتهای  چشمگیر را تماشا کنند با طرح گروهکی با عنوان جعلی و رسانه‏ ای  بنام گروه تکفیری داعش تحت ایدئولوژی خاص برای انتحار، ترور و نسل کشی آموزش دادند تا جهان تشیع را مورد حمله های تروریستی قراردهند. متاسفانه این درحالیست که ولایات کابل و غزنی  و سایر ولایات شیعه نشین به شهری هرج و مرج  و شطی از خون تبدیل گشته است.

تکرار سریالی حوادث خونین بر علیه اهل تشیع به یک عادت برای دهشت افگنان مبدل شده و دهشت افگنان که  شیعیان را به جرم هزاره وشیعه بودن، با نیت دروغین و کور خوانده«قربتاً الی الله» سر می برند، دسته جمعی به سوگ می نشانند؛ افراد پستی هستند که نه دین دارند و نه دین را می شناسند. متأسفانه شناسایی مردم هزاره با توجه به ساختار فیزیکی، موقعیت جغرافیایی خانه به خانه  برای تروریستان متعصب، فاشیست و جاهل، از نوشیدن آب هم سهل تر است. در حقیقت نسل کشی خموش اهل تشیع تنها به واکنش کشوری، منطقه ای و جهانی  تمام نمی شود بلکه اینک دیگر وحشت ودلهرگی دائمی، پراکندگی اجتماعی و سردرگمی سیاسی همه روزه  اهرم فشار را براذهان و روانهای خسته و افسرده ی اقشار مختلف جامعه  شیعه بار نموده است؛ نتیجه ی که حلقه ی خاص در پی کسب آن هستند.

هر چند که با خلق تراژدی علیه اهل تشیع بارها در سطح جهانی اعتراض صورت گرفته است لکن حکومت افغانستان، تنها به وعده و وعید اکتفاء کرده  و در زمان حوادث نیروهای امنیتی  این حکومت به گونه مداوم با تأخیر و معطلی زیاد به محل حادثه میرسند؛ بدون شک دلیل آن بارها گفته شده است: همگان شریک دزد و رفیق قافله ی این گروهک بی شعور و بی بن اند!

آری! در مقطعی رسیده ایم که  مشکل شیعیان حادتر و بارزتر از همه‏ی مسایل موجود در افغاستان است که به طور سیستماتیک و ترصد قبلی مورد قتل و ترورخشونت‏بار قرار میگیرند، که  با ابراز نهایت انزجار نه تنها اینکه گروهک و عاملین آن باز داشته نشدند که قاتلین خون آشام با جرأت در نهاد های سیاسی و حکومت تکیه زده اند و ضمناً افراد این گروهک با تمام شأن و شوکت در مهمانخانه های امنیت ملی شب و روز را سپری می‏کنند و حملات شرکای شان را از طریق رسانه ها رصد و تقدیر می نمایند. 

اگر به پیشنه ی نسل کشی هزاره ها چشم اندازی داشته باشیم می بینیم که قتل عام، نسل کشی و محو فرهنگ هزاره ها نوپا نبوده  بلکه از سالها پیش طرح ریزی شده بود. نزدیک تر اگر بگوییم از تخریب بودا در بامیان، قتل عام های یکاولنگ، بلخ حتی اعمال تحریم اقتصادی نیز در دست کار بودند و بازدهی این کنش ها  منتج به جوشش موج از مهاجرت های این قوم به سایر نقاط جهان چون پاکستان، ایران و اروپا شد.

بعد از سقوط طالبان، و برگشت آنان به پاکستان و حمایت های مالی عربستان سعودی به خاطر سیاست های ضد شیعی، اندک اندک حملات به جان هزاره ها در کویته پاکستان  از سر گرفته شد. هر چند فعلاً نام این گروهک داعش شده است ولی از حقیقت دور نرویم و به همان کینه و تفکر متحجر اندیش طالبان در قبال شیعه به بهانه تضاد مذهبی و قومی تأکید کنیم. امروز این گروه ها،  شیعه یان را دشمن خود  تلقی کرده و مورد حملات سنگین و مرگبار قرار میدهند و حکومت دست نشانده غنی نیز در مقابل آنها هیچ واکنش نشان نداده است. بدون تردید و با جرأت می توان گفت که حذف شیعه بخشی از یک دسیسه ی کلان استخباراتی است که با استفاده ازگروه طالبان با نام جعلی داعش  عملی میشود. لیک، نسل کشی و قتل عام پیوسته و سیستماتیک مردم افغانستان، پس از مدتی، مجدانه  تعقیب می شود. جنایات اخیر، به وضوح تلنگر داد که شکل جدیدی ازنسل کشی اهل تشیع  با دست های مرموزی شبکه های تروریستی، حضور مردم شیعه را خارچشم دانسته اند.

دستان پشت پرده این قتل عام خموش، با اذعان کارشناسان،اهداف مشتعل سازی جنگهای نژادی و قومی  را تعقیب می کنند ودرطی مدت چند سال اخیر این اعمال جنایتکارانه ی فاشیستی به یک زخم ناسور  چهره داده وخاطراتی جنایات
 دورههای چون عبدالرحمان را دوباره به ذهن متبادر ساخته است.  بحث در تداوم این جنایات پلان شده است و یقیناً که دست های پیدا و آشکار و بعضاً پنهان کشورهای بیگانه بخاطر تضمین منافع استخباراتی، جنگ روانی، ایجاد نفاق میان گروه های قومی و مذهبی  می باشد.  ما معتقدیم که  ادامه این اعمال به مثابه جنایت ضد بشری، تبعیض ازجانبسازمانهایاستخباراتی کشورها حمایت کننده افغانستان بوده کهآنان محرک اصلی این جنایات ضد بشری  هستند.

گروهکی با عنوان جعلی داعش با انتحار کردن در میان تجمعات اهل تشیع دو هدف اساسی را دنبال می نمایند:

۱- پراکندگی  اجتماعی و سیاسی اهل تشیع: مصادیق بارز آن مجبور نمودن اهل تشیع به کوچ ناخواسته و به دست آوری اماکن آنها؛ حذف مقامات بلند پایه از حکومت؛ عدم برگزاری انتخابات غزنی.

۲-  به چالش کشانیدن امنیت مناطق مرکزی که عمدتاً شیعه نشین اند.

این روزها کابل و غزنی مسلخ و قتلگاه انسانها به جرم  شیعه بودن،نمایش صحنه تراژیک و خونین در تئاتر حکومت حامی تروریسم و افراط گرائی در  افغانستان است که ستون های اقتدار پوشالی شانرا  بر اجساد انسانهای متدین، مدنی و مترقی بنها می نهند.اما بدانند که ازبرکت قطره قطره خون ریخته شدهشیعیان در سالیان متمادی، شطی از خون در بستر تاریخ ظلم، جریان خواهد یافت وقاتلان فرومایه و بی عرضه در برزخ سیاهتاریخ، به زندگی جهنمی  واصل خواهند شد.

به این وسیله  ضمن حمایت از اتحاد و یکپارچگی  تمام اقوام افغانستان در برابر جنایات علیه مردم  شیعیان، با احترام ازقاطبه ی فعالین سیاسی ، فرهنگی و نهادهای اجتماعی تقاضا به عمل می آید تا با درک عمیق از اوضاع کنونی دست از زنخ بردارند و با اعمال فشار بر رهبران که خود را میراث دار اهل تشیع میدانند، وادار کنند تا در برابر حکومت فاشیستی اعتراض نمایند ولو اینکه  ثمره ی آن عزل و برکناری شان از ارگان های دولتی باشد.

امروزه ثابت شده است که درصدی درشتی از جوانان ما اعم از خواهران و برادران جزء کوشا ترین در عین حال پایین ترین رتبه های دفاتر دولتی  می باشند؛ با عدم حضور شان در ادارات، روند اداری را مختل سازند. و به تمام سربازان هدایت داده شود که دست از خدمت بردارند و در کنار مردم، از مردم دفاع کنند.

ما برای تأمین عدالت و احقاق حق  با رعایت اصل قانون مداری، حقوق بشر و ترویج ارزش های والای انسانی کار کرده و به تفکر برتر طلبی رذیل چون رنگ، نژاد، قوم و... نه  گفته و از نهاد های بین المللی، اخصاً سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا،عفو بین الملل، دیوان بین المللی کیفری با توجه اصل انسانیت برای جلوگیری از قتل عام و نسل کشی توده‏ی از مردم افغانستان تقاضا به عمل می آوریم که با تحت فشار قراردادن حکومت افغانستان  برای جلوگیری از تصفیه قومی بی رحمانه ی  شیعیان اقدام نمایند.

حالا دیگر؛ بحث از یک قوم نیست؛ حملات هدفمندانه بحث را  به تقابل هستی در برابر نابودی کشانده است.

محمدکاظم سروری- دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق در تهران.

ارسالی به خبرگزاری جمهور

 
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *

پربازدیدترین