سناریوی صلح قومی؛ بازی استانکزی‌ها

عبدالمتین فرهمند

22 اسد 1399 ساعت 22:38

نکته قابل تأمل این است که حتی رهبری هیأت امریکایی برای صلح افغانستان را نیز یک پشتون تمامیت‌خواه بر عهده دارد. بنابراین از کرزی و احمدزی تا استانکزی ها و خلیلزاد، همه پرسوناژهای نقش اول سناریوی صلح، سران قبایل پشتون هستند.



به دنبال آزادی کامل همه زندانیان طالبان بر اساس فهرستی که رهبران آن گروه ارائه کرده بودند، همه موانع موجود در مسیر مذاکرات صلح میان دولت و طالبان برداشته شده و پیش بینی می شود که این مذاکرات به زودی در قطر آغاز شود.
 
در این میان، طالبان اعلام کرده اند که رهبری هیأت مذاکره کننده آن گروه را شیرمحمد عباس استانکزی؛ رییس پیشین دفتر سیاسی آن گروه در قطر و از مذاکره‌کنندگان ارشد طالبان با هیات امریکایی بر عهده خواهد داشت. از سوی دیگر، گفته می شود که رهبری هیأت دولت افغانستان را نیز معصوم استانکزی؛ رییس پیشین امنیت ملی بر دوش دارد.
 
صرفنظر از انتقادهای سنگینی که نسبت به کارنامه، خط فکری، مشی سیاسی و گرایش های قومی آقای استانکزی وجود دارد، به نظر می رسد که او با رییس هیات مذاکره کننده طالبان نیز نسبت قبیله ای دارد و این امر، مورد توجه صاحب نظران قرار گرفته است.
 
از جانب دیگر، به عقیده منتقدان، طالبان از همان آغاز پیش از آنکه یک نیروی ایدئولوژیک و فراملیتی باشد، یک جریان قومی بود که از پشتون های افغانستان، تشکیل شده است.
 
در جریان سال های سلطه رژیم طالبان نیز اغلب سیاست های آن گروه، تابع منافع، اهداف و عصبیت های قومی و قبیله ای بود و هرگز از یک نگاه کلان و فراگیر ملی پیروی نمی کرد. این در حالی است که اگر طالبان خود را یک جریان ایدئولوژيک مجری احکام شریعت می دانند، دست کم باید در برابر دیگر مسلمانان به ویژه جامعه بزرگ اهل سنت افغانستان، بدون اعتنا به تعلقات تباری و نسبت های نژادی آنان، رویکردی همسان و عادلانه می داشتند؛ اما در عمل، اینگونه نبود. اعمال سیاست «زمین سوخته» در شمال و قتل عام های فجیعی که در برخی از ولایت های غیر پشتون‌نشین، مرتکب شدند، خود گواه آن است که طالبان، یک جریان رادیکال متعلق به قبایل پشتون است.
 
در این سو در درون دولت افغانستان نیز سکان‌داران ارکان اصلی قدرت دولتی، پشتون ها هستند. قاعده اولیه این فرمول توزیع قدرت در بن طراحی شد و پس از آن، رهبران تنگ‌اندیشی مانند حامد کرزی و... روز به روز دایره اعمال این فرمول را وسعت بخشیدند و با اتکا بر سیاست های حذفی، سعی کردند تا نظام سیاسی افغانستان را از یک الگوی فراگیر و وسیع البنیاد چندقومی، به سمت سلطه بلامنازع یک قوم خاص و برتری جو، هدایت کنند.
 
در زمینه صلح نیز اگرچه در برخی مقاطع، رهبران شوراهای صلح را چهره های غیر پشتون، تشکیل داده اند و شماری از اعضای این شوراها نیز غیر پشتون ها بوده اند؛ اما تجربه نشان می دهد که نه شوراها و نه رهبران و اعضای آنها سهم و نقشی در روند صلح داشته اند و نه حکومت مرکزی و حلقه کوچک قومی مسلط بر کانون مرکزی قدرت، چنین عزم و اراده ای داشته است.
 
به عنوان نمونه، پروژه صلح در مقاطع حیاتی و استراتژيک از سوی چهره های شاخص پشتون‌تبار هدایت و مدیریت می شده و مسئولیت برگزاری دیدارهای تشریفاتی، سفرهای صوری، سمینارهای سمبولیک و نشست های مشورتی را مهره های دیگر اقوام بر عهده داشته اند.
 
یکی از جدی ترین نمونه های آن، جریان برگزاری لویه جرگه مشورتی اخیر بود که رهبری آن به عبدالله عبدالله سپرده شد؛ اما آقای عبدالله تنها چند روز پیش از این جرگه در یک نشست مهم منطقه ای و بین المللی پیرامون صلح افغانستان در کابل، دعوت نشد و ریاست آن را چهره های پشتون مورد اعتماد اشرف غنی بر عهده داشتند.
 
نقش عبدالله در رهبری جرگه اما کاملا بی اثر بود؛ زیرا نفس برگزاری جرگه طبق پلان اولیه ارگ، فراهم کردن پوششی برای توجیه یک تصمیم بحث برانگیز و تبرئه رییس جمهوری از یک اتهام سنگین تاریخی بود. و عبدالله صرفاً به حیث مامور ارگ، انجام وظیفه کرد.
 
با این حال، اکنون که قرار است روند گفتگوهای رسمی صلح با طالبان آغاز شود، عبدالله عبدالله که رییس شورای عالی مصالحه است، بار دیگر به حاشیه رانده می شود و لگام گفتگوها به معصوم استانکزی سپرده می شود تا با پسر کاکایش در اردوی طالبان، فرایند صلح قومی را هدایت کنند و درباره سرنوشت آینده مردم افغانستان تصمیم بگیرند.
 
لازم است تصریح شود که هدف از مثال بالا دفاع از عبدالله نیست؛ زیرا یک عنصر منفعل و محافظه کار، شایستگی دفاع را ندارد. او نه تنها نماینده ای امین و صادق برای غیر پشتون ها نیست؛ بلکه از همان حلقه کوچک و محدود یاران و حامیانش نیز نمایندگی نمی تواند و قادر به دفاع از آنان در برابر برتری طلبی قبیله ای و پروژه یکسان‌سازی قومی نظام هم نیست.
 
هدف این است که صلح افغانستان که یک مساله ملی به قدمت ۴ دهه است، به نحو خطرناکی قومی‌سازی شده و در حد تسویه حساب‌های قبایل پشتون، تقلیل داده می‌شود. رهبری هیات‌های مذاکره کننده از سوی استانکزی ها حتی آن را به حل و فصل اختلاف های داخلی مردان یک قبیله، شبیه تر می سازد، تا گفتگویی دشوار و نفسگیر برای گذار از یک بحران ۴۰ ساله و فراهم کردن زمینه های صلحی عادلانه و مبتنی بر خواست و نیاز و دغدغه همه اقوام افغانستان.
 
نکته قابل تأمل این است که حتی رهبری هیأت امریکایی برای صلح افغانستان را نیز یک پشتون تمامیت‌خواه بر عهده دارد. بنابراین از کرزی و احمدزی تا استانکزی ها و خلیلزاد، همه پرسوناژهای نقش اول سناریوی صلح، سران قبایل پشتون هستند.
 
برون‌داد و برآیند این بازی هرچه باشد، در صورتی که مهندسان و مجریان آن از قالب های تنگ قوم و قبیله بیرون نیایند و ملی نیاندیشند، هیچ تضمینی برای پیروزی پروژه صلح وجود ندارد و خطر عصیان اقوام دیگر همواره وجود خواهد داشت؛ حتی اگر رهبران قومی دخیل در حواشی این بازی، با تطمیع یا تهدید، تن به تسلیم و رضا بدهند.

عبدالمتین فرهمند - جمهور


کد مطلب: 130493

آدرس مطلب: http://jomhornews.com/fa/article/130493/

جمهور
  http://jomhornews.com