طالبان و داعش؛ نبرد برای مرگ و زندگی

حسینی مدنی

4 عقرب 1400 ساعت 19:09



طالبان آسان افغانستان را تصرف کردند. صرف نظر از تمام خیانتهایی که از درون حکومت شد، بنا به دلایل متعددی انگیزه جنگ در سربازان وجود نداشت. اما معمولا جنگ های عقیدتی، نبردهای بسیار سخت هستند. اکنون افغانستان می رود تا میدان جنگ سخت عقیدتی باشد. هیچ گروهی به اندازه داعش نمی تواند برای طالبان چالش و دردسر خلق کند.

داعش یک گروه شناخته شده، با امکانات و حمایت های کثیف بین المللی است. گزارش هایی وجود دارد که روند جلب و جذب نیرو را در برخی ولایت ها سرعت بخشیده اند. گمان می رود شمال افغانستان یکی از مراکز اصلی قدرت گرفتن داعش باشد.

طالبان هرچند افغانستان را به تصرف خود در آورده اند اما فعلا با مشکلات بسیار زیادی در عرصه های مختلف مواجه هستند. این مشکلات فعلا به طالبان این اجازه و توانمندی را نمی دهد که اشراف و تسلط کامل بر روند فعالیت های داعش داشته باشند؛ مخصوصا فعالیت هایی که داعش در مناطق بسیار دورافتاده و صعب العبور انجام می دهند.

طالبان برای کنترل سراسری افغانستان با کمبود نیرو مواجه هستند. تخمین زده می شود که برای کنترل تمام افغانستان دست کم به 200 هزار نیروی ورزیده نیاز است و علاوه بر آن، حکومت امارت اسلامی باید مجهز به استخبارات مدرن و قدرتمند باشد.

طالبان حداقل در زمینه نیروی جنگی با مشکل مواجه هستند به دلیل اینکه ساختارهای دفاعی و امنیتی سابق، کاملاً از هم پاشیده و طالبان و شبکه حقانی بیشتر از هشتاد هزار نیرو در اختیار ندارند. همین تعداد نیز به دلیل کمبود مواد و مشکلات معیشتی ممکن است حفظ نشود.

اگر در این شرایط علاوه بر فعالیت های تروریستی داعش، هسته های مقاومت ضدطالبان با محوریت سیاسیون و فرماندهان سابق جهادی نیز ایجاد شود طالبان با چالش بزرگتری مواجه خواهند شد.
 
سرمایه داعش در افغانستان چیست؟
داعش در میان مردم افغانستان به آسانی نمی تواند جای داشته باشد. آنها از نظر مردم افغانستان بعنوان یک گروه وحشی و ضداسلامی شهره اند. سربازگیری از میان توده برای داعش کار بسیار آسانی نخواهد بود. حدس زده می شود داعش با پشتیبانی بعضی از کشورها با سوء استفاده از فقر و ناداری و احتیاج مردم و با صرف هزینه های گزاف، تعدادی از جوانان را جذب خود کنند.

البته ناگفته نماند که اگر حکومت امارت اسلامی نتواند اعتماد مردم افغانستان را جلب کند، در فضای بی اعتمادی و نارضایتی و خشم متقابل، فرصت برای داعش و یا جبهه مقاومت برای سربازگیری تسهیل خواهد شد. به این مسئله اضافه کنید نظامیان افغان را که در بیست سال گذشته برای بیرق سه رنگ افغانستان جنگیدند و در آخرین روزها به حال خودشان رها شدند؛ آنها غرورشان شکسته است و شدیدا احساس می کنند تحقیر شده اند.
بخشی از آنها ممکن است هر تصمیمی برای انتقام، بگیرند. بر همین مبنا باید دید که کدام شان این سربازان جوان را در آغوش می کشند؛ طالبان؛ داعش یا جبهه مقاومت!

گزارش هایی وجود دارد که سربازان زمان جمهوریت که به پاکستان پناه برده اند؛ توسط آی اس آی بعضا شناسایی و بازداشت شده اند؛ این یعنی که اگر سربازان سابقه مجبور شوند زندگی شان را در میدان جنگ ادامه بدهند، از جانب طالبان به سمت داعش طرد می شوند. 

به این جمع باید عناصری از جنگجویان افراطی طالب و گروه حقانی را هم افزود که بر مبنای تحریکات مذهبی وارد جنگ و جهاد! شده اما با فتح کابل تا هنوز ارضا نشده اند. بخشی از این جنگجویان به شدت افراطی، استعداد فوق العاده ای برای استشهاد داعشی می توانند داشته باشند. بخشی هم به دلیل اینکه احساس می کنند نادیده گرفته شده اند، ممکن است به سمت داعش تغییر مسیر بدهند. طالبان با این دسته از افراد و مطالبات شان، مشکلات جدی خواهند داشت. اینها می توانند شکار خوبی برای چوپان های رمه ی داعش باشند.
 
چوپان رمه ی داعش در افغانستان کیست؟
گروه داعش ریشه افغانی ندارد. در عراق و شامات متولد شده و اهداف شان در همانجا بوده است.  شاخه خراسان این گروه نحس، شاخه فرعی بوده و فعلا چون در بقیه کشورها سرکوب شده اند، در جستجوی جغرافیا و یافتن مرکزیت در افغانستان هستند.

بطور واضح، عربستان سعودی از این گروه حمایت می کند. گزارش هایی وجود دارد که هزینه جنگی این گروه را سعودی ها می پردازند. در زمان حکومت اشرف غنی، مقامات سفارت عربستان افراد خاص و متنفذین را از برخی ولایت ها دعوت می کرده و از آنها برای سربازگیری به نفع داعش پیشنهاد می داده است. در آن زمان به هر سرباز ماهانه مبلغ یک هزار دالر در نظر گرفته بودند. همین اکنون هم داعش برای هر جنگجو معاش یکهزار دالری پیشنهاد می کند. برخی از مراجعین یا مدعوین سفارت سعودی برای ما صحبت های شنیدنی و البته خطرناکی را مطرح کرده اند.

مقامات سعودی همچنین از پیروزی طالبان به شدت ناخرسند هستند، از فعالیت طالبان در دفتر سیاسی قطر عصبانی بودند و البته بی میل نبودند که طالبان فعالیت های سیاسی شان را در ریاض و زیر کنترل آل سعود داشته باشند؛ خواسته ای که بدان توفیق نیافتند.

بعد از تشکیل حکومت امارت اسلامی، سعودی ها بطور واضح ابراز ناخشنودی کردند. این مسئله در سفر وزیر خارجه سعودی به دهلی نو آشکارا اعلام و علنی شد. طالبان احتمالا به سادگی زمام امور خود را به دست آل سعود نخواهند داد. متحد سعودی ها در این میدان می تواند امارات متحده عربی باشد؛ اما تاکنون غیر از تردد برخی از اتباع آن کشور به مناطق مرزی افغانستان، گزارش بیشتری نشر نشده است.

کشور دوم که احتمالا به شدت در پی حمایت از داعش خواهد بود ایالات متحده امریکاست. امریکا با شکست از طالبان در میدان افغانستان، شدیداً عصبانی، زخم خورده و سرشکسته است. طالبان توانستند هژمونی امریکا را در هم بشکنند و بطور واضح این قانون که امریکا ابرقدرت بلامنازع جهان است، درهم بشکنند. خروج امریکا از افغانستان به شکل عادی نبود بلکه اخراج تحقیرآمیز بود. این اخراج تحقیرآمیز شدیداً موجب عقده مندی مقامات نظامی و سیاسی امریکا شده است.

مسدود کردن دارایی دولت افغانستان، بیش از اینکه جنبه های سیاسی و حقوق بشری و حکومت فراگیر و این دسته خزعبلات باشد بیشتر حاصل همین احساس شکست و حقارت و حس انتقام است. این حس انتقام بزودی فروکش نخواهد کرد؛ امریکا زهر خود را خواهد ریخت. کشورهای حامی طالبان از ترس تحریم امریکا جرئت نکرده و نمی کنند تا حکومت امارت اسلامی را به رسمیت بشناسند.

گزارش هایی وجود دارد که امریکا در آموزش، انتقال و تقویت داعش در افغانستان فعالانه سهیم اند. اینکه انگلیس بعنوان متحد استراتژیک امریکا در این بین چه می کند، تاحال اطلاع موثقی وجود ندارد.

کشور سوم را احتمالا می توان ترکیه معرفی نمود. ترک ها ارتباط عمیق حمایتی از داعش دارند. ترکیه بعنوان پناهگاه و استراحتگاه و درمانگاه داعش بوده و می باشد. ارتباط داعش با ترکیه آفتابی و غیرقابل کتمان است؛ تا هنوز بخش کثیری از داعشیان در سوریه تحت حمایت مستقیم ترکها هستند. ترکیه در بحث انتقال داعش از شامات به شمال افغانستان و مناطق قبایلی، می تواند نقش یک دهلیز یا قاچاقچی بزرگ را ایفا نماید.

طالبان با تُرک ها در سالهای اخیر رابطه خوبی نداشته اند. آنها دعوت ترکیه به نشست استانبول را نپذیرفتند؛ آن نشست برای ترک ها فوق العاده حیثیتی بود؛ ترکها حتی پیشنهاد حضور سمبولیک به هیئتی از طالبان بدون خروجی خاصی ازین نشست را دادند اما طالبان زیر بار نرفتند و اشتراک نکردند و نتیجتاً ‌کنفرانس حیثیتی استانبول لغو شد.

طالبان برای آن موضع خود دو منطق داشتند: اول: ترکیه عضو ناتو است و طالبان با ناتو عملاً در جنگ هستند. دوم: ترکیه علناً از عبدالرشید دوستم در شمال افغانستان حمایت می کند و دوستم دشمن سرسخت طالبان است.

به هر روی، بعید نیست ترکیه برای انتقام از طالبان و برای تأمین منافع قومی و سیاست های پانترکیستی خود در افغانستان در کنار داعش قرار بگیرد. فریب لفاظی های دیپلماتیک ترک ها را نباید خورد. اما باید مترصد ماند که آنها از مهره هایی که در افغانستان دارند، چه می خواهند!
 
فرصت های طالبان برای مبارزه با داعش
داعش نامی ترسناک برای مردم افغانستان است. طالبان می توانند کمی به مغز مبارک شان فشار بیاورند تا متوجه شوند که اولاً داعش یک خطر بالقوه برای همه ی ماست. داعش این استعداد را دارد که با حمایت های بیرونی، تبدیل به یک خطر بالفعل و دردسر بزرگی به همه شوند. پس طالبان باید در قدم اول، از سیاست های قبیله ای خود که بین خودشان بنشینند و مناصب بی معنی را میان خود تقسیم کنند دست بردارند. بفهمند که این چوکی ها زمانی ارزش دارد که چیزی در آن باشد، این چوکی ها زمانی ارزش دارند که به ثبات برسند و پایه های آن از اصابت تیر مخالفان در امن باشند، این چوکی ها زمانی خوب هستند که مردم بدان احترام داشته باشند. زمانی ارزش دارند که در آن قدرتی نهفته باشد؛ لذا سران طالبان تا دیر نشده، باید مناصب و چوکی ها را بین عقلا و نخبگان اقوام و مذاهب بطور فراگیر توزیع کنند و خودشان با آرامش و فراغ بال به مهار دشمنان داخلی و خارجی شان و برای ثبات حکومت شان بپردازند.

شکست دادن امریکا برای طالبان، قهرمانی است. اما اگر خود طالبان توسط مردم یا یک گروه مخالف دیگر سرنگون شوند، چه می شود؟ غیر از بیچارگی و بدنامی! سرنوشتی که اکنون تعدادی به آن دچار شده اند!

اینکه طالبان در کوچه پسکوچه های کابل به دنبال هسته های داعش می گردند خوب است اما این هسته ها بیشتر برای سرگرم کردن است. طالبان باید متوجه باشند که خطر بزرگترِ داعش از جای دیگری است که اگر غفلت کنند، فردا باید هراسان به سمت کراچی و کویته بگریزند و وارد یک دور تسلسل دیگر شوند. طالبان باید بسیار دقیق تمامی فعالیت های کشورهای حامی داعش را رصد کنند.

پس فرصت اول برضد داعش، مردم افغانستان هستند. فرصت دوم به امارت، کشورهای همسایه و منطقه هستند. ترس مشترک باعث می شود که آن کشورها در کنار طالبان قرار بگیرند. ورنه هیچ کشوری از چشم و ابرو و ریش و پشم طالب خوشش نمی آید؛ طالبانی که عرف بین الملل را نمی فهمند و حتی در مقابل یک مقام معتبر و محترم خارجی، با چپلک و پاچه های برزده می نشینند!

دشمن مشترک، می تواند طالبان و همسایگان را بهم پیوند بزند؛ همسایه ها به مراتب مهمتر و مفیدتر از امریکا و اروپا هستند؛ چون این حوزه جغرافیایی، مشترکات بسیار زیادی با یکدیگر دارند که با دنیای غرب ندارند. و به یاد داشته باشیم: همسایه به همان میزان که می تواند مفید باشد فراتر از آن مضر هم می تواند باشد.

دشمن مشترکی بنام داعش به همان میزان که می تواند تهدید باشد می تواند بعنوان یک فرصت هم در نظر آید تا هم طالبان و امارت استحکام یابد و هم همسایگان اعتماد حاصل کنند و ایمن باشند. البته بقول پروین اعتصامی "در سر عقل می باید..... که ان شاءالله پیدا شود"!

سرنگون کردن یک حکومت، نشان از قدرت است اما برای ساختن و اداره کردن یک حکومت، تنها قدرت کافی نیست؛ سینه فراخ و جبین گشاده و درایت و عقلانیت و تجربه و تخصص و ارتباط و اعتماد می طلبد.

امارت در تقابل با داعش، بسیار بازوهای توانای دیگر هم میتواند داشته باشد (تأکید میکنم: می توانند داشته باشند) که از آنجمله میتوان به رسانه ها اشاره کرد، به علمای دین اشاره کرد، به مجاهدین اشاره کرد و به قاطبه پیروان مذاهب اعتدالی امام جعفرصادق و امام ابوحنیفه اشاره کرد؛ اگر گوشی به شنیدن و کله ای برای اندیشیدن وجود داشته باشد.  

حسینی مدنی- خبرگزاری جمهور
 
 
 
 
 
  
 
 
 


کد مطلب: 143992

آدرس مطلب: http://jomhornews.com/fa/article/143992/

جمهور
  http://jomhornews.com