۰

من افغان هستم یا نیستم؟

سیدجواد حجت
يکشنبه ۱۵ حوت ۱۳۹۵ ساعت ۲۱:۰۶
یکی از دلایلی که بر تثبیت هویت افغان برای همه اقوام ساکن در افغانستان تأکید می شود توهّم اکثریت بودن قوم افغان در افغانستان است. اگر چنین باشد شاید بتوان گفت که این یک حق است؛ همچنان که اکثریت ژرمن ها در جرمنی، ارمنی ها در ارمنستان، ازبک ها در ازبکستان و ترک ها در ترکیه و... هویت ملی خود را بر اساس اکثریت قومی و نژادی خود تعریف کرده اند. در افغانستان اما چنین نیست
من افغان هستم یا نیستم؟

طرح تعدیل ماده ششم قانون ثبت احوال و نفوس افغانستان توسط رئیس جمهور اشرف غنی امضا شد. در این قانون، در شناسنامه‌های الکترونیکی واژه "افغان" به عنوان هویت ملی همه ساکنان افغانستان در نظر گرفته شده است. براساس تعدیل ماده ششم قانون ثبت احوال و نفوس، علاوه بر ملیت "افغان"، قومیت و دین افراد نیز در تذکره ها ذکر میشود.
عده زیادی از مردم و فعالین مدنی و سیاسی، کاربرد هویت "افغان" برای تمامی باشندگان افغانستان را غیرقابل قبول دانسته اند؛ برخی نیز با ابراز خستگی از جنجالهای هویتی گفته اند هویت ما را "شلغم" بگذارید اما برای ما شناسنامه صادر کنید!

همه مورخین و جامعه شناسان، متّفقاً گفته اند که "افغان" نام یک قوم خاص است که در گذر زمان ابتدا از یک شاخه ی قوم پشتون به تمامی پشتونها، پختونها یا پتانها اطلاق شده است. در گفته های عامیانه مردم در سراسر افغانستان؛ "افغان" بیشتر با گویش "اَوغان" در بین تاجیکها و "اَوغُو" در بین هزاره ها یاد می شود. به این ترتیب، با تثبیت هویت افغان برای هر شهروند، هر هزاره ازین پس "اوغو" نیز خواهد بود و هر تاجیک "اوغان" نیز می باشد.

افغان و افغانستان
در دایرة المعارف، واژه "افغان" برگرفته از زبان فارسی به معنای گریه و زاری و شیون و آه و ناله و نیز نام یک قبیله در افغانستان، معنا شده است.
نام این سرزمین هم به "افغانستان" مسمّا گشته است. به قول میرغلام محمد غبار در ابتدا به همه پشتون ها نیز افغان نمی گفتند؛ اسم افغان و افغانستان به مرور زمان از یک قبیله به سایر قبایل و طوایف منتقل شده و به تدریج از نشیب های کوههای سلیمان به تمام صفحات جنوب هندوکش تا دریای سند منتقل و در نهایت به تمام ملت و مملکت خراسان اطلاق گردید.
نام "افغانستان" اولین بار توسط "لرد اکلند انگلیسی" وایسرای شبه قاره هند در مکاتبات و معاهدات رسمی با دولت های خارجی در نامه ای عنوانی شاه شجاع پادشاه وقت در آگست ۱۸۳۸ (جمادی الاول ۱۲۰۴ ق) به کار رفته؛ در حالیکه شاه شجاع و شاهان قبل از وی خود را پادشاه "خراسان" می دانستند.

نمادهای ملی افغانستان
پول ملی، زبان، پرچم و سرود ملی، از نمادهای مهم ملی هر کشور می باشند.
پول ملی افغانستان برای اولین بار در دوره امان الله خان با نام و واحد یک "روپیه کابلی" چاپ شد اما به مرور زمان در تاریخ ۱۳۰۴ واحد پول افغانستان نیز از "روپیه کابلی" به نام "افغانی" تغییر کرد. نوشته پول ملی نیز از زمان سلطنت محمدظاهرشاه تا به امروز، از فارسی به پشتو تغییر کرده است. نام واحد پول ملی "افغانی" نیز همراه با نام کشور "افغانستان" و هویت ملی "افغان" آنهم با درج زبان پشتو بر پول ملی، جالب توجه است.
در اهمیت زبانهای رایج نیز، در قانون چیزی گفته شده و در عمل، چیزی می بینیم. فارسی ستیزی از زمان حکومت کرزی تاکنون بیشتر از گذشته، تشدید می شود و حساسیت اقوام فارسی زبان را برانگیخته است.
سرود ملی نیز کاملاً به زبان پشتو می باشد و از سایر اقوام فقط نام گرفته شده است. به نظر می رسد که نمادهای ملی نیز بیشتر در انحصار قرار گرفته است.

اهمیت نام و نماد در افغانستان
نام هر کشور برای ساکنان آن کشور اهمیت اساسی دارد؛ مردم هر کشور می باید بر روی نام سرزمینی که در آن زندگی می کنند اجماع نظر داشته باشند تا با عشق و علاقه از تبعیت بر آن، افتخار بورزند.
بطور مثال در مورد نام کشورهای همسایه؛ ایران کشوری متشکل از آریایی ها با قدامت و فرهنگ تاریخی هزاران ساله است. آنچه در بدو شنیدن این نام به ذهن تداعی می کند تاریخ و تمدنی کهن و زیبایی واژه آن است.
نام دیگر همسایه ما، پاکستان است. می دانیم که پاکستان، کشوری درمانده، افراط گرا، کثیف و چَتل، پر از بیماری و بی سوادی و جهالت و منبع پرورش و صدور تروریزم است اما نام این کشور برخلاف تمامی هست و بود این کشور، "پاکستان" گذاشته شده است که به معنای سرزمین پاکان؛ متشکل از نام اول پنج ایالت این کشور می باشد.
همچنین نام ازبکستان از پیوند دو واژه ی "ازبک" به معنی بزرگ و پسوند "ستان" به معنی سرزمین و ازبکستان به معنای "سرزمین بزرگان" یاد می شود.
اینها در همسایگی ما فقط به حیث مثال تذکر رفت که هرکدام معنا و زیبایی خود را دارند؛ اما نام و معنای "افغانستان" چه می تواند باشد؟
در ابتدا باید گفت حدیثی منقول از بزرگان دینی ماست که فرموده اند: "حُبّ الوطن مِن الایمان" دوست داشتن وطن جزو ایمان انسان است؛ لذا هر شهروند سرزمینی به نام افغانستان، که وطن و زادگاه خود را دوست دارد و بدان عشق می ورزد، در مورد آن نظر می دهد و ابراز عقیده می کند و این حق شان است. نویسنده نیز بعنوان یک شهروند این سرزمین حق خود می داند در مورد سرزمینی که در آن زندگی می کند و در آن دهها تن از عزیزانش را قربانی داده و پدران و اجدادش در این خاک آرمیده اند؛ ابراز نظر بدارد و بگوید که شنیدن واژه "افغانستان" را نه به معنای سرزمین "افغان ها" که به معنای سرزمین فغان و ناله و آه و غم و اندوه می داند و واژه "افغان" نیز مطابق معنای آن، همان است که گفته شد. از نگاه نویسنده، افغان نمی تواند حتی معادل پشتون باشد و افغانستان نیز نمی تواند به معنای سرزمین پشتون ها ترجمه شود. لذا صرف نظر از کاربرد هویت "افغان" برای باشندگان این سرزمین؛ در مورد تغییر نام این کشور در یک نظرخواهی عمومی از باشندگان این کشور باید اقدام کرد؛ همچنانکه منقول است در دوره حکومت ظاهرشاه در مورد تغییر نام افغانستان با "پشتونستان" و یا "خراسان" در شورای ملی رأی گیری شده بود.

چرا حساسیت به واژه افغان؟
یکی از دلایلی که بر تثبیت هویت افغان برای همه اقوام ساکن در افغانستان تأکید می شود توهّم اکثریت بودن قوم افغان در افغانستان است. اگر چنین باشد شاید بتوان گفت که این یک حق است؛ همچنان که اکثریت ژرمن ها در جرمنی، ارمنی ها در ارمنستان، ازبک ها در ازبکستان و ترک ها در ترکیه و... هویت ملی خود را بر اساس اکثریت قومی و نژادی خود تعریف کرده اند. در افغانستان اما چنین نیست؛ اولاً اکثریت بودن قوم افغان، از نظر دیگران یک خیال پنداشته می شود، ثانیاً تعمیم هویت افغان بر سایر اقوام بر مبنای تعامل نیست بل براساس تحمیل است. ثالثاً در طول تاریخ افغانستان، سیاست های قومی در این کشور جریان داشته و هیچ زمامداری، سیاست ملی نداشته و یا حداقل نتوانسته چهره های فاشیست و قومگرا را از اطراف خود دور کند.

در سایه سیاست های قومی و نژادی نمیتوان، چیزی را بر دیگران تحمیل کرد و سایر اقوام، سیاست یک قوم دیگر را ولو که آن قوم اکثریت هم باشند تحمل کنند؛ همچنانکه کردها در ترکیه، بلوچ ها در پاکستان، چیچن ها در روسیه، کبک ها در کانادا و تامیل ها در سریلانکا حتی خواهان تجزیه شده اند. اما برعکس، در کشوری بنام هندوستان صرف نظر از اکثریت و اقلیت بودن هندوها، این میزان از بینش آزادمنشانه و همپذیری و اخلاق و مدارا وجود دارد که هیچ تفاوتی میان اکثریت و اقلیت نیست و جزءترین مردم به بالاترین مناصب سیاسی می رسند.

سیاست استبدادی و خودمحوری و برتری طلبی ها توسط عناصر قوم مسلط، باعث واگرایی ها و عدم اعتماد شده است و اگر مدل نگاه و سیاست انسانی کشور کثیرالقومی مانند هندوستان در افغانستان جریان می داشت یقیناً حساسیتی تا این میزان به "افغان" وجود نمی داشت.
تعصبات و ایجاد حساسیت ها از طریق فزون خواهی ها ایجاد شده و جز با تغییر نگرش های فزون طلبانه مقدور نخواهد بود. نقش حکومتهای افغانستان در ایجاد نفرت انگیزی و عدم همگرایی ملی و قومی برجسته بوده و نیز می تواند در کاهش این واگرایی ها بسیار مؤثر افتد.

آیا من افغان هستم؟
افغان بودنِ غیر افغانها تابع شرایطی است که نقص در هرکدام از این شرایط باعث تحمیل هویت خاص بر عام خواهد بود.
اولاً ثابت شدن اکثریت بودن قومی بنام افغان؛ ثانیاً دید باز و همگرا و همپذیر بودن سیاستمداران قوم افغان، ثالثاً مراجعه مستقیم به رأی مردم در مورد هویت ملی و مراجعه به همه پرسی ها در مورد مسائلی که خط سرخ عده ای پنداشته می شود مانند: نام ملی (کشور)، هویت ملی، پول ملی، سرود ملی، زبان ملی و ...
حکومت باید نظر منتقدان را با جبین گشاده بشنود و با همه یکسان برخورد کند. اینکه دید و نظر فاشیست هایی مانند اسماعیل یون و طاقت و افغان ملتی ها و ... را بر نظر خیل عظیم دیگر اقوام ترجیح بدهد و تسلیم فزون طلبی قومگراها شود، یقیناً ممکن نخواهد بود که من هم همان "افغان"ی باشم که آنان هستند. این به معنای ضدیت با وطنداران پشتون من نیست و هرگز نخواهد بود.

سیدجواد حجت- خبرگزاری جمهور
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *


مهاجر
با سلام! بنده ضمن احترام به تمامی اقوام ساکن در کشور عزیزم! میخواهم عرض کنم که من سالهاست درکشور خارج مهاجر شده ام و طعم تلخ مهاجرت را کشیده ام؛ و اما این تلخی و مشکلات مهاجرت را تحمل میکنم چرا؟ زیرا در دوران حکومت طالبان؛ رفتارها و اقدامات و تبعیضات را به چشم خود دیدم که نسبت به اقوام دیگر در وطن خودم برضد هویت ما اعمال کردند! حتی من درکشور خارج از اینکه مرا با واژه افغان خطاب میکند رنج می برم؛ زیرا وقتی خارجیها به من افغان خطاب میکند از این واژه تحقیر مرا اراده میکند؛ و آنها واژه افغان را معادل (وحشی و بی ریشه و خونخوار و بی فرهنگ غم در رنج و بدبختی و...) میدانند؛ بهتر است درباره نام کشور در پارلمان؛ مراجعه شود؛ و یا رای مستقیم به مردم مراجعه شود؛ به نظر من بهترین نام برای کشورم (خراسان)می باشد که هم در برگیرنده هویت و تمدن من است و هم از لحاظ تاریخی منطبق است! و با این نام خراسان؛ رضایت همه اقوام حاصل میگردد و دیگر نیازی به ذکر نام اقوام در شناسنامه الکترونیک؛ احساس نمیگردد!
شیوای بلخی
افغان ازریشه اوغان است نه افغان به معنای شیون که درتاریخ الافغان متذکرشده است .اینقدر برسرنام جنجال نکنید که سالها اختلاف وعقب ماندگی اتفا ب بیفتد. آکادمی علون واژه افغان راتعریف کند.آیاروشنفکران مااینقدرتوان ندارند تعریف کنندکه کسانژ مانندحجت ویامزدوران خارجی شرق وغرب وهمسایه اختلاف افکنی نکنند؟!!
فاریابی
با سلام وعرض ادب،آنچه دوست عزیزم آقای بلخی،درباره واژه افغان نوشته است،بنده موافق نیستم،زیرا به نظر من نام خیلی مهم است،ودرادبیات فارسی بحث میشود که؛آیانام وعنوان،به معنون هم سرایت مکند یانه؟بعضی معتقد است که،خوبی وبدی نام وعنوان،به معنون سرایت میکند! یعنی وقتی نام شخصی،دزد باشد،این نام به خود آن شخص سرایت میکندوزشتی وبدی را
به او منتقل میکند؛اگرچه آن شخص درحقیقت؛دزد؛نباشد!درخصوص وژه ای{افغان}درفرهنگ عمید آمده:افغان
:فغان،فریاد،زاری،آه وناله،افغان .! بعد درادامه آورده:اوغان:نام طائفه ای ساکن درافغانستان.! عرض خدمت
آقای بلخی این استکه،نام کشورما راگزاشته،افغانستان،وکسانی که تابعیت این کشوررا دارد{افغان}گفته میشود،اولا:چرا نام کشورم آه وناله زاری وفریاد فغان باشد؟ودوما:چرا به نام یگ طائفه نام گزاری شده؟آیا مردم درنام گزاری کشور اختیار داشته؟ویااجبارشده؟مثلا یهودی ها کشور فلسطین رااشغال کرده؛ ونام آن را از فلسطین به اسرائیل تغییر داده! وحالا اگر ازفلسطینی سوال کنی،از کدام کشور هستی؟ میگوید ازفلسطین،واعترض من این است که؛
کشورم قبل ازپیدایش وهجوم اوغان،نام دیگری داشت؛وحالا که نام کشورم تغییر داده؛ازصاحبان اصلی اش،نظر خواهی نشده!
مجتبی طلائیان
Norway
در دنیای مدرن ذکر قومیت انسانها در شناستامه منسوخ شده، چون اصلا اهمیتی ندارد. اما اگر کسانی فکر می کنند که اینکار مهم است پس بایستی انرا صحیح انجام دهند. هیچ کجا در تاریخ قومیت مردم بلخ یا کابل، افغانی نبوده. بر عکس نام یک قبیله پشتون افغانی بوده. آیا همه مردم افغانستان متعلق به آن قبیله هستند؟ در این صورت اطلاق افغانی به همه صحیح است. حال به این نکته جالب می رسیم، اگر واقعا همه مردم افغانستان، از تیره افغان هستند، پس دیگر چه نیازی به درج آن در شناسنامه است؟ وقتی درج محل تولد مهم است، به این دلیل است که افراد در نقاط مختلف کشور بدنیا آمده اند. اگر همه مردم افغانستان در قندهار به دنیا آمده بودند، ایا باز هم لازم بود نام محل تولد درج شود؟
پربازدیدترین