حل مشکلات ۴۰ ساله در دو سال!

19 میزان 1396 ساعت 21:40

۴۰ سال جنگ، ۴۰ سال آوارگی و مهاجرت و بحران و فقدان دولت و از هم گسیختگی بنیان های حیات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و ریزش آخرین گسل های فرهنگ و مدنیت و سرمایه های معنوی یک ملت، چگونه می تواند ظرف دو سال، حل و فصل شده و زخم های ناشی از آن، التیام پیدا کند؟


اشرف غنی که با سخنگویان نهادهای حکومتی مرکز و ولایات صحبت می کرد، به مردم وعده جدیدی داد و گفت که با استفاده از فرصت به وجودآمده تا دو سال آینده بر مشکلات افغانستان نقطه پایان گذاشته خواهد شد.
غنی با اشاره به مشکلات منطقه ای افغانستان و ۴۰ سال جنگ در کشور گفت که حالا ماحول تغییر کرده است و با استفاده از فرصت به وجود آمده تا دوسال آینده به مشکلات افغانستان نقطۀ پایان گذاشته خواهد شد.
وی افزود: موقف افغانستان در قبال صلح، مبارزه با تروریزم و دفاع از آزادی برای تمام جهان واضح و قابل قبول است و همه کشورهای جهان با ما موافق بوده و از موقف ما حمایت می کنند.
اشرف غنی گفت که افغانستان در خط مقدم دفاع از آزادی بیان قرار دارد.
او افزود که بیشترین وقت حکومت وحدت ملی در دو سال نخست، صرف بقای کشور شده است؛ اکنون مشکل بقای افغانستان حل شده و زمان آن رسیده تا با تعهد کامل به سوی حل بحران و صلح پایدار حرکت کنیم.

اقای غنی را شاید بتوان با این ویژگی منحصر به فردش شناخت؛ او مرد وعده هایی بزرگ با زمانبندی های مشخص است. مثلا او دو سال پیش، به معلمان سراسر کشور، وعده سپرد که طی شش ماه آینده، هیچ معلمی بدون زمین نخواهد ماند؛ وعده ای که همچنان در حد حرف باقی مانده و هرگز به طور کامل، عملیاتی نشد.

از این نوع، وعده ها از زبان آقای غنی فراوان شنیده ایم. این بار اما آقای رییس جمهور، با یک وعده بزرگ، هم کار خود را آسان کرده و هم ملت را آسوده خاطر ساخته است: تا دو سال دیگر، بر مشکلات افغانستان، نقطه پایان گذاشته خواهد شد.

اینکه مشکلات افغانستان چیست و اشرف غنی بر چه اساسی، اطمینان دارد که تا دو سال دیگر، همه آن مشکلات را حل و فصل خواهد کرد، بحث دیگری است؛ اما کمترین پیامد مثبت این وعده جدید این است که از این پس دیگر آقای غنی مجبور نیست، مورد به مورد، وعده بسپارد و برای عملی شدن آن وعده ها، جدول زمانی تعیین کند.

اما آیا می توان مشکلات ۴۰ ساله را در دو سال حل و فصل کرد؟
۴۰ سال جنگ، ۴۰ سال آوارگی و مهاجرت و بحران و فقدان دولت و از هم گسیختگی بنیان های حیات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و ریزش آخرین گسل های فرهنگ و مدنیت و سرمایه های معنوی یک ملت، چگونه می تواند ظرف دو سال، حل و فصل شده و زخم های ناشی از آن، التیام پیدا کند؟

حتی اگر چنین رخداد معجزه آسایی، امکان پذیر نیز باشد، دولت از هم گسسته، بی بنیاد، در حال ریزش و بی پشتوانه کنونی که هیچ تعهدی در قبال قانون اساسی، اصلاحات بنیادین و حضور و حاکمیت مردم ندارد، با چه ابزاری به این وعده رویاپردازانه جامه عمل خواهد پوشاند؟

شاید مشکلات افغانستان در دو سال آینده، قابل حل و فصل نباشند؛ اما در دو سال آینده و چه بسا کمتر از آن، شاید بتوان کاری کرد که تصویر باورپذیرتری از واقعیت های جاری جامعه افغانستان ارائه داد، بحران ها و مشکلات را شناخت و برای حل آنها در درازمدت فکری کرد.

حتی اگر این مهم نیز به دست نیاید، دست کم تجربه تلخ حکومت وحدت ملی، این درس را باید به حکام کانونی کابل، آموخته باشد که مردم را احمق فرض نکنند. آنها دیگر نمی توانند با وعده های بلندبالا و غیر عملی، مردم را سرگرم و دل‌خوش نگه دارند. مردم بی تردید، نسبت به سیاستمداران ریاکار، دور از واقعیت و رویازده حاکم، درک درست تری از واقعیت های تلخ و جانکاه دنیای پیرامون شان دارند. آنها می دانند که مشکلات ۴۰ ساله را نمی توان در دو سال آینده حل و فصل کرد و هرکس چنین ادعایی کند یا دروغ گفته، یا در برج عاج رویاهایش سیر می کند و هنوز از برقراری کمترین ارتباطی با واقعیت های جاری، ناتوان است و یا همه چیز را می داند؛ اما مردم را احمق فرض کرده است.

بنابراین، وظیفه دولتمردان، در این شرایط شکننده و بحرانی،‌ بازی با درک و شعور مردم و حواله دادن مشکلات امروز آنها به آینده نیست؛ بلکه برنامه ریزی، هم افزایی توانمندی ها و فرصت ها و ایجاد زمینه برای استفاده بهینه و حد اکثری از امکانات و ابزارهای اندک و حد اقلی موجود برای بهبود وضعیت جاری و ترسیم یک نقشه راه عملیاتی و قابل استفاده برای آینده است و این هرگز، با حرف های زیبا، وعده های عالی و دروغ های بزرگ، فراهم نمی شود.

نرگس اعتماد- خبرگزاری جمهور


کد مطلب: 98512

آدرس مطلب: https://www.jomhornews.com/fa/article/98512/

جمهور
  https://www.jomhornews.com