آب در لانه مورچگان

1 میزان 1399 ساعت 17:30

در میان کسانی که به این سخنان، واکنش های منفی و احساساتی نشان داده اند، چهره هایی نیز حضور دارند که در طول سال ها از خوان «جمهوریت» تغذیه کردند؛ اما امروزه مدافعان بی قید و شرط سلطنت و امارات هستند.


سرور دانش؛ معاون دوم ریاست جمهوری گفته‌است که «امارت نظامی است متکی بر اراده یک فرد و بدون رأی و حتی بدون رضایت عامه مردم. این نظام با یک نظام کاملا استبدادی و دیکتاتوری هیچ فرقی ندارد.»
 
آقای دانش همچنین افزوده که «نظام طالبانی با سلطنت سدوزایی و محمدزایی که به نام امارت یا سلطنت از ۱۷۴۷ (۱۱۲۶ش) تا ۱۹۷۸ (۱۳۵۷ش) به مدت بیش از ۲۳۰ سال بر افغانستان حکومت کردند، از نگاه روح و محتوا هیچ تفاوتی ندارد.»
 
آقای دانش گفت که در آن نظام‌ها هم «یک گروه کوچک از یک قبیله به صورت موروثی و با استبداد و دیکتاتوری بر افغانستان حکومت کردند، در نظام امارت نیز حکومت یک فرد به طور مادام‌العمر بر سرنوشت یک ملت مطرح است، بدون رعایت حقوق اساسی شهروندان و آزادی‌های عمومی و حتی قانون اساسی.»
 
او نظام امارت را که مؤسس آن طالبان است «یک نظام فراقانونی، نامحدود و مطلقه» خواند.
 
سخنان آقای دانش، آب در لانه مورچگان ریخته و موجی از واکنش ها را اغلب در میان پشتون ها برانگیخته است. محور مشترک همه واکنش ها دامن زدن به تفرقه و تنش قومی در آستانه مذاکرات صلح است. حتی چهره‌ های درون‌قومی مانند محمد محقق هم به نحوی آقای دانش را سرزنش کرده و او را از دامن زدن به عوامل زیانبار برای صلح، برحذر داشته اند. عبدالله عبدالله؛ رییس شورای مصالحه هم بدون اشاره به سخنان آقای دانش، با توجه به گفتگوهای دوحه، همه طرف ها را به خویشتن داری و احتیاط فراخوانده است.
 
با این حال، نه واکنش فعالان سیاسی و رسانه ای پشتون تبار می تواند واقعیت های تلخ تاریخ سراسر ستم و سرکوب و سیاهی افغانستان را تغییر دهد و نه همراهی محافظه کارانه رهبران قومی دیگر با منتقدان سخنان آقای دانش.
 
شاید یکی از معدود اقدامات قابل دفاع سرور دانش در طول دوران معاونت اش، همین نقد صریح و بی پرده تاریخ قومی این سامان و بررسی تطبیقی آن با گفتمان امارت طالبانی باشد.
 
آقای دانش در حال حاضر از موقعیتی عالی برای بازخوانی تاریخ برخوردار است. او هم از نظر حقوقی به مثابه معاون دوم ریاست جمهوری، وجاهت و مشروعیت لازم برای این امر را داراست، هم از حیث علمی دارای بضاعت و صلاحیت کافی در این زمینه می باشد و هم به جهت سابقه نسبتا موجهی که در زمینه عدم دخالت در درگیری های خونین قومی دارد، می تواند تاریخ گذشته کشور را مورد نقد و بازخوانی انتقادی قرار دهد.
 
اما چرا سخنانی تا این مایه بدیهی و مبتنی بر حقایق عریان تاریخ معاصر افغانستان، خشم فعالان قومی پشتون را برانگیخته است؟
 
در میان کسانی که به این سخنان، واکنش های منفی و احساساتی نشان داده اند، چهره هایی نیز حضور دارند که در طول سال ها از خوان «جمهوریت» تغذیه کردند؛ اما امروزه مدافعان بی قید و شرط سلطنت و امارات هستند.
 
آنها اظهارات دانش را تفرقه افکنانه، توهین آمیز و متأثر از رویکردهای قومی او ارزیابی کرده اند؛ این در حالی است که تاریخ سیاسی معاصر افغانستان، تاریخی فرقه گرا، قومیت زده و ناشی از اراده خودمحورانه شاهان و سلاطین سرکوبگر و قبیله زده است. بنابراین، راه ساختن آینده از نقد صریح و بی پرده و منصفانه گذشته می گذرد. ملتی که از تاریخ گذشته اش، عبرت نمی گیرد، مجبور به تجربه باربار تاریخ خواهد بود؛ همان وضعیتی که ما اکنون با آن مواجهیم.
 
منتقدان، سخنان آقای دانش را «ضد صلح» خوانده اند؛ این در حالی است که صلحی اگر قرار است منعقد شود، باید عادلانه باشد، تجربه های شکست خورده و شرم آور پیشین را تکرار نکند، بر حقایق تلخ تاریخ معاصر ما سرپوش نگذارد، ظلم و جنایت و سرکوب را توجیه نکند، بر امیران و سلاطین و شاهان فاسد و سرکوبگر و قبیله گرا جامه تقدس نپوشاند و آنها را فراتر از نقد قرار ندهد. یکی از اهداف صلح این است که نه تنها به گذشته بازنگردیم؛ بلکه آن را نقد کنیم و تاریخ را با چشمان باز بخوانیم. این مطالبه، هرگز ضد صلح نیست؛ بلکه یکی از ضروریات بنیادین صلح معطوف به آینده است.
 
علی موسوی - جمهور


کد مطلب: 131818

آدرس مطلب: http://jomhornews.com/fa/note/131818/

جمهور
  http://jomhornews.com