آن روی سکه صلح: پومپئو در دوحه، راکت‌باری در کابل

1 قوس 1399 ساعت 15:47

این وضعیت و پیامدهای ناگزیر و اجتناب ناپذیرش، آن روی سکه صلح امریکایی است. روی دیگر این سکه، رقص پیروزی مولوی های دست آموز آی اس آی است که پس از توافق با امریکا برای برپایی امارت در کابل، بی قراری می کنند.


ساکنان پایتخت بار دیگر روز اول هفته را با خبر انفجارهای مرگبار و راکت باری هولناک آغاز کردند. ۲۳ فیر راکت مناطق مختلف پایتخت را آماج قرار داد که طی آن دست کم ۸ نفر کشته و ده ها نفر دیگر زخمی شدند.
 
خانه های مسکونی، آرشیف ملی، سفارت ایران در کابل و... آماج اصابت راکت قرار گرفتند؛ راکت هایی که سخنگوی وزارت داخله می گوید کار «طالبان تروریست» است؛ اما او هرگز به این سؤال ساده پاسخ نمی دهد که طالبان تروریست با استفاده از کدام قدرت معجزه آسا توانسته اند ۲۳ فیر راکت و یک راکت انداز سوار بر یک موتر مازدا را وارد پایتخت کرده و از کنار یک جاده عمومی به سمت اهداف مورد نظر خود، شلیک کنند؟
 
همین سؤال در برابر یک دولت مسئولیت پذیر و پاسخگو کافی است تا تمام ارکان امنیتی آن به لرزه درآید، چندین مقام ارشد، استعفا دهند یا برکنار و محاکمه شوند و سیاست های کلی دولت در زمینه امنیت پایتخت، مورد بازنگری جدی و عمیق قرار بگیرد؛ اما نه، اینجا کابل است؛ شهری که مردم اش در آتش ناامنی و راکت های مرگبار می سوزند و جان می سپارند و نمایندگان فاسد مجلس، به همان وزرایی رأی اعتماد می دهند که نمره شان در تأمین امنیت کشور و مواجهه با ناامنی های فاجعه بار جاری، صفر است.
 
بحران امنیتی کابل اما تنها به تبانی شرم آور وزرا و وکلا خلاصه نمی شود، مشکل عمیق تر است. این روی دیگر سکه صلح است؛ صلحی امریکایی که راکت باری های صبح امروز در پایتخت و پیام هشدار سفارت امریکا مبنی بر اینکه وضعیت «ناپایدار» است، تنها بخشی از پیامدهای آن محسوب می شود. حتی رأی گرفتن معجزه آسای وزرای امنیتی در پارلمان هم به جز زد و بندهای نفرت انگیز، معاملات کثیف، مهمانی های شبانه و لابی گری های فسادآلود حکومت و پارلمان، یک عامل قوی تر دیگر هم دارد و آن، حمایت بی چون و چرای سفارتخانه های خارجی از این مهره های منفور است.
 
در این میان اما یک رویداد معنادار دیگر را هم نمی توان بر این مجموعه عوامل همبسته اضافه کرد: اعلامیه وزارت امور خارجه امریکا درباره دیدار مایک پومپئو با مذاکره کنندگان طالبان در دوحه قطر.
 
اینکه در آن دیدار چه خواهد گذشت، شاید هیچیک از ما هرگز از آن باخبر نشویم؛ اما می دانیم که این دیدار برای مردم افغانستان و نجات آنها از معرض فاجعه ای که صلح امریکایی به بار آورده نیست؛ بلکه چه بسا احتمال دارد، ابعاد فاجعه را عمیق تر کند، دامنه آن را بیشتر گسترش دهد و کشور را به ورطه ای بازگشت ناپذیر از بحران و ناامنی و جنگ، هدایت کند.
 
کمترین پیامد دیدار پومپئو با هیأت طالبان در دوحه این است که گروه تروریستی طالبان از این دیدار، قدرت و مشروعیت و وجاهت سیاسی کسب می کند و نفوذ و اعتبار خود را افزایش می دهد. امریکا هم از این امر باخبر است و آگاهانه اقدام به آن می کند.
 
وقتی طالبان مشروعیت کسب کردند، دیگر انتساب مسئولیت جنایت هایی که همه روزه جنگجویان آن گروه مرتکب می شوند، برای کشورهای خارجی و سازمان های حقوق بشری بین المللی، ساده نخواهد بود؛ زیرا امریکا از طریق این دیدارها این امکان را به وجود آورده که طالبان عملا از یک گروه بدنام و جنایتکار تروریستی به یک جریان مشروع سیاسی تغییر هویت دهد.
 
پیامد دیگر این دیدار، تضعیف موقف و موقعیت دولت مرکزی افغانستان است؛ دولتی که اگرچه هیچگاه نماینده ای امین و صادق و مسئول برای مردم افغانستان نبوده؛ اما دست کم از نظر قانونی و حقوقی، مشروعیت دارد و نباید این جایگاه در مقابل یک گروه برانداز و مزدور بیگانه، زایل شود.
 
با این حال، برای امریکا هیچ اهمیتی ندارد؛ نه وضعیت جاری مردم مصیبت‌زده افغانستان که صبح را با صدای بمب ها و راکت های طالبان و حامیان و متحدان پیدا و پنهان شان در دولت و سفارتخانه های خارجی شروع می کنند و با تشییع پیکرهای بی جان ده ها پیر و جوان بی گناه به شب می رسانند، و نه چشم انداز سیاسی دولت کابل که مذبوحانه برای نجات از مهلکه سقوط، تقلا می کند و هنوز امیدوار است که نیروهای خارجی بمانند و از حیات و بقای آن در برابر هجوم جنون آمیز ملشه های وحشی و پا برهنه ارتش نیابتی پاکستان، دفاع کنند.
 
این وضعیت و پیامدهای ناگزیر و اجتناب ناپذیرش، آن روی سکه صلح امریکایی است. روی دیگر این سکه، رقص پیروزی مولوی های دست آموز آی اس آی است که پس از توافق با امریکا برای برپایی امارت  در کابل، بی قراری می کنند.
 
نرگس اعتماد - جمهور


کد مطلب: 133632

آدرس مطلب: http://jomhornews.com/fa/note/133632/

جمهور
  http://jomhornews.com