سرنوشت غم‌انگیز یک طالب هزاره‌تبار

26 اسد 1401 ساعت 14:17

مولوی مهدی می توانست به عنوان یک چهره هزاره تبار و شیعه مذهب، به نمادی از جهان بینی فراقومی طالبان تبدیل شود. طالبان می توانستند برای او نقش مهم تری قایل شوند و از او برای پیشبرد اهداف خود برای تعامل با اقوام دیگر استفاده کنند؛ اما در نهایت، این اتفاق رخ نداد.


وزارت دفاع طالبان تایید کرده که نیروهای سرحدی آن، مولوی مهدی؛ فرمانده‌ هزاره‌تبار طالبان را در مرز ایران کشته اند.
 
وزارت دفاع طالبان، روز چهارشنبه (26 اسد) با انتشار خبرنامه‌ای از مولوی مهدی به عنوان «سرکرده بغاوت‌گران» برای ولسوالی بلخاب یاد کرده و گفته است که ‏نیروهای سرحدی او را در نقاط مرزی  ولایت هرات و ایران، در حالی که می‌خواست به ایران فرار کند، کشته‌اند.
 
بربنیاد اعلامیه‌ وزارت دفاع طالبان، مولوی مهدی پس از «بغاوت» علیه «امارت اسلامی» در بلخاب ولایت سرپل با چند تن از همراهانش به کوه ها متواری شده بود.
 
وزارت دفاع طالبان گفته که او اما در روزهای گذشته به قصد فرار به کشور ایران، توسط ماموران کشف و استخبارات سرحدی در نقاط مزری بین ولایت هرات و ایران، شناسایی و کشته شد.
 
هنوز چگونگی کشته شدن مولوی مهدی مشخص نیست و طالبان نیز جزئیات دقیقی در این باره منتشر نکرده اند، با این حال، مدعی شده اند که او در نتیجه «درگیری» با نیروهای مرزی طالبان کشته شده است.
 
به هر حال، تفاوتی نمی کند؛ زیرا او دیگر زنده نیست و این می تواند درس عبرتی باشد برای همه کسانی از اقوام و اقلیت های دیگر که برای طالبان جنگیدند، مبارزه کردند، قربانی دادند و در نهایت، قربانی شدند.
 
این در حالی است که مولوی مهدی می توانست به عنوان یک چهره هزاره تبار و شیعه مذهب، به نمادی از جهان بینی فراقومی طالبان تبدیل شود. طالبان می توانستند برای او نقش مهم تری قایل شوند و از او برای پیشبرد اهداف خود برای تعامل با اقوام دیگر استفاده کنند؛ اما در نهایت، این اتفاق رخ نداد و همین که طالبان به قدرت دست یافتند و پایه های قدرت خود را در مناطق غیرپشتون نشین، مستحکم تر کردند، ابتدا به سراغ طالبان غیرپشتون رفتند که مولوی مهدی هم یکی از آنها بود.
 
اینکه در پشت پرده میان طالبان و مولوی مهدی چه گذشت، بر هیچکس روشن نیست و اکنون که او مرده، شاید هرگز همه حقیقت، آنگونه که رخ داده و رقم خورده، مشخص نشود؛ اما مولوی مهدی، سرنوشت غم انگیزی پیدا کرد.
 
او فرصت زیادی برای رشد و پیشرفت داشت؛ زیرا به عنوان کسی که از سوی هواداران قومی اش به عنوان «مزاری دوم» شناخته می شد، با کسانی قمار سیاست و معامله زده بود که به نوعی در مرگ عبدالعلی مزاری، نقش داشتند. این تناقض با وجود تمام دشواری هایش می توانست مولوی مهدی را به عنوان یک «طالب هزاره تبار» به بازیگری متفاوت از عبدالعلی مزاری تبدیل کند؛ زیرا کسانی که حتی مزاری هم برای سازش با آنها به چهار آسیاب رفت و ناکام ماند، او را پذیرفته بودند و این تغییر اندکی نبود و می توانست محملی برای گام های سازنده بعدی باشد.
 
«طالب هزاره‌تبار» هم یک ترکیب پارادوکسیکال است، درست مانند «مولوی مهدی» که نامی متناقض نما و نشانگر جمع اضداد است. مولوی مهدی اما همه این تناقض ها را با هوشمندی کنار هم چیده و از آن، زمینه ای برای تغییر شیوه تعامل با طالبان ساخته بود.
 
با این حال، او در ادامه در مدیریت این وضعیت پرتناقض، ناکام ماند و نتوانست میان آنچه او می خواست و آنچه طالبان از او انتظار داشتند، تعادل ایجاد کند و حتی از تهدیدها فرصت بسازد و با ترمیم دیوار ویران اعتماد میان طالبان و شیعیان، به مهره معتمد طالبان در میان شیعیان و هزاره ها تبدیل شود.
 
کار در بلخاب گره خورد. راه تفاهم بسته شد. تلاش ها برای سازش و صلح به سرانجام نرسید و مولوی مهدی که کوه های بلند دره استراتژيک بلخاب را فراتر از هر نیروی رزمی دیگری، سنگری تسخیرناپذیر برای تقابل با طالبان می دید، وارد جنگی نابرابر و مرگبار شد؛ جنگی که به سرعت با شکست او به پایان رسید و مردم غیرنظامی بلخاب، هزینه های انسانی و حقوق بشری تکان دهنده و رقت انگیز آن را متحمل شدند و تا سال ها تاوان خواهند داد.
 
به این ترتیب «مزاری دوم» سرنوشتی کمابیش مشابه «مزاری اول» پیدا کرد.
 
با کشته شدن مولوی مهدی، این پرونده برای همیشه بسته شد؛ اما فرجام تلخ مولوی مهدی به عنوان سرنوشت یک «طالب هزاره‌تبار» به مثابه یک درس عبرت آمیز و پندآموز، شاید هرگز از خاطره ها زدوده نشود.
 
عبدالمتین فرهمند - جمهور


کد مطلب: 153436

آدرس مطلب: https://www.jomhornews.com/fa/note/153436/

جمهور
  https://www.jomhornews.com