پایگاه خبرگزاری جمهور 20 حوت 1397 ساعت 22:14 http://jomhornews.com/fa/news/114352/ -------------------------------------------------- عنوان : بن سوم؛ صلح خارجی برای جنگ افغانی؟ -------------------------------------------------- بن سوم نباید برای جنگی که از مردم افغانستان قربانی می گیرد، رهیافت های غیرافغانی ارائه و همانند بن اول، آن را بر مردم و طرف های اصلی صلح و جنگ افغانستان، تحمیل کند. متن : وزیر خارجه آلمان می گوید در صورتی که طرف های دخیل در پروسه صلح بخواهند، کشورش آماده است برای رسیدن به صلح، بن سوم را برگزار کند. هایکو ماس در جریان سفر به کابل، گفت: اول باید شرایط در افغانستان ایجاد شود و جوانب مخالف باهم بنشینند. این یک پیشنهاد است که در صورت نیاز، ما آماده هستیم کنفرانس بن سوم را که در آن روی آوردن اصلاحات در قانون اساسی، حقوق بشر، حقق زنان که خط سرخ است بحث شود؛ ولی این کنفرانس باید روی یک میکانیزم برگزار شود تا به صلح پایدار بیانجامد. او با اشاره به مذاکرات نمایندگان امریکا و طالبان در قطر بیان داشت روند صلح نباید به سازش های نادرست بیانجامد. آقای ماس افزود اگر در مذاکرات صلح دستاوردهای ۱۸ سال گذشته از جمله حقوق بشر، حق آموزش دختران و حقوق زنان نادیده گرفته شود صلح پایدار در افغانستان تامین نخواهد شد. پیشنهاد آلمان برای برگزاری بن سوم در شرایطی صورت می گیرد که افغانستان هنوزهم با تبعات سنگین بن اول دست و پنجه نرم می کند. بن اول اگرچه از یک منظر، نقش قوه مؤسس نظام سیاسی جدید افغانستان را ایفا کرد و پایه گذار تحولی بی مانند در حیات سیاسی کشور شد؛ اما از همان آغاز، بربنیاد اراده مردم افغانستان شکل نگرفت؛ بلکه استارت اجرای یک پروژه سیاسی از پیش تعریف شده را زد که خارجی ها برای آینده افغانستان، تدوین کرده بودند. از جانب دیگر، حتی اگر این فرض را درست تلقی کنیم که قدرت های خارجی نقش آفرین در روند بن اول، اراده ای راستین و صادقانه برای ایجاد یک نظام مشروع، مردمی و دموکراتیک در افغانستان را داشتند؛ نظامی که برپایه اراده آزاد مردم افغانستان شکل بگیرد و مبتنی بر اصول و ارزش های مدرن و مردم سالارانه باشد، وضعیت حاکم و جاری در افغانستان، حاکی از آن است که این برنامه، شکست خورده و نتوانسته آنگونه که انتظار می رفت، به اجرا درآید. محوری ترین هدف و غایت روند بن اول، دولت سازی و ملت سازی در افغانستان بود؛ چیزی که اکنون بعد از ۱۸ سال حتی مراحل ابتدایی آن نیز تحقق نیافته و افغانستان با دولتی دوقطبی، غیرمنتخب، فاقد مشروعیت دموکراتیک و عمیقا دچار گسست و بحران، و جامعه ای قطبی شده و عمیقا قومیت زده، از این منظر در مقایسه با کشورهایی که تجربه ای مشابه را پشت سر گذاشته اند، در آغاز راه هم نیست. اینکه امریکا پس از ۱۸ سال حضور نظامی، حمایت سیاسی و کمک مالی در افغانستان، اکنون با طالبان بر سر یک میز نشسته تا روی سازوکاری برای صلح و خروج از افغانستان، توافق کند، دست کم بربنیاد نموداری که در بن اول ترسیم شده بود، یک شکست و عقبگرد محسوب می شود؛ حتی اگر دیگر بازیگران بن اول، از جمله آلمان به مثابه میزبان، هنوز از دستاوردهای ۱۸ ساله حمایت کنند و صلح با طالبان را نوعی واگرد به گذشته به شمار نیاورند. در چنین شرایطی برگزاری بن سوم هرگز پیشنهاد دلگرم کننده و مثبتی محسوب نمی شود؛ زیرا این خطر همچنان وجود دارد که تجربه شکست خورده بن اول که در شرایط پس از جنگ با طالبان، شکل گرفت، این بار در پوشش صلح با آن گروه، تکرار و بازآفرینی شود؛ تجربه ای که یکی از عمده ترین دلایل شکست آن، سیطره و دخالت گسترده و همه جانبه اراده خارجی برای تعریف چشم انداز سیاسی آینده افغانستان بود. بن اول یک نشست صددرصد بین الافغانی نبود و چون تحت اراده و اداره خارجی ها شکل گرفته بود، سود پایدار و ثمربخشی برای مردم افغانستان نیز نداشت. بنابراین، بن سوم نباید برای جنگی که از مردم افغانستان قربانی می گیرد، رهیافت های غیرافغانی ارائه و همانند بن اول، آن را بر مردم و طرف های اصلی صلح و جنگ افغانستان، تحمیل کند. افغان ها نیازمند یک گفتگوی فراگیر قومی و ملی برای حل مسایل دیرپا و خصومت های دیرسال هستند. تجربه نشان داده که قدرت های خارجی نمی توانند برای مسایل ملی و داخلی افغانستان، نسخه ای غیر بومی، تجویز کنند. این تلاش، محکوم به شکست است و نتیجه وارونه می دهد. علی موسوی - جمهور