پایگاه خبرگزاری جمهور 14 سرطان 1399 ساعت 14:43 http://jomhornews.com/fa/note/129127/ -------------------------------------------------- عنوان : اندر باب فعالیت و تعهدات حزبی کمال الدین حامد -------------------------------------------------- این نبشته با توجه به رخدادهایی است که در این اواخر در جمعیت اسلامی افغانستان به وقوع پیوست... متن : ( این نبشته با توجه به رخدادهایی است که دراین اواخر در جمعیت اسلامی افغانستان به وقوع پیوست) یک: احزاب در نظام های لیبرال آیدیولوژیک نیستند و معمولا در مسابقات طرح بیشترین رفاه برای شهروندان درمیدان سیاست به مبارزه می پردازند که حمایت وعدم حمایت از آنها نیزجنبۀ رسیدن به رفاه موعود را دارد که چندان ربطی به باور و آیدیولوژی افراد ندارد. اما در جریان های اسلامی وضع چنین نیست؛ به این دلیل که جریان های اسلامی در قدم نخست متعهد به حمایت و اسلامی سازی جامعه می باشند و این تعهد یک تعهد نسبتا آیدیولوژیک می باشد که طبعا حمایت از یک جریان اسلامی ( مانند جمعیت اسلامی ) به معنی وفاداری به تعهدات آیدیولوژیک آن و قبول اهداف و اساسات تئوریک و ساختاری آن تلقی میگردد. این به این معنی است که اگر کسی میخواهد در یک جریان اسلامی فعالیت کند مقدم از همه خود متعهد به اساسات و اخلاق اسلامی باید باشد و همینطور.... دو: جمعیت اسلامی همانگونه که از نامش پیداست و در مرامنامه آن ثبت گردیده است، یک جریان متعهد به اسلام و باورمند به جامعیت اسلام در تمام حوزه های زندگی می باشد وهرگونه تلقی سکولاریستی ازاین جریان تا آن دم خلاف مرامنامه جمعیت گفته میشود که مرامنامه متذکره تعدیل گردد و الّا این گونه تلقی تحمیل یک انحراف بر تعهدات رسمی یک حزب خواهد بود. لازم است که بدانیم تمام احزاب سیاسی سودای به قدرت رسیدن دارند و تقریبا موضوع حیات یک حزب سیاسی تلاش در جهت رسیدن به قدرت است که از آن طریق به تطبیق مرامهای خود به صورت مسالمت آمیز بپردازد و این واقعیت به مفهوم استفاده از هر وسیله نمی باشد بلکه محدودیت رعایت ارزشها و آرمانهای اسلامی همیشه یک اصل انکارناپذیر می باشد. سه: نقد و نظرهای منسوب به دانشمندان، فعالان رسانه ای و سیاستمداران بیرون از جمعیت نیز با توجه به تحول پیش آمده در جمعیت به آدرس این حزب نشرشده است که علی الظاهر حق اظهارنظر هر یکی میتواند باشد ولی اکثراً نتوانسته اند رابطه میان مرامنامه جمعیت ( که یک جریان کاملا اسلامی است) و حضور و فعالیت فعلی این حزب را درک کنند و یا اساسا از زیربنای تئوریک این حزب بی خبرمانده اند و به ظاهر آش جمعیت را در کاسۀ حزب خودشان ترازو کرده اند و معمولا حال بیخبران از " رازما " همین خواهد بود. چهار: آرمانها وساختارهای یک حزب طبعا باید مراحل انتقال نسلی منسوبان آن را تحمل نماید که گذار از یک نسل به نسل دیگر را سهل سازد ورنه این انتقال اگر به صورت عادی صورت پذیرفت یک پیشرفت محسوب میگردد و اگر به اثر جبر زمان انجام شد در آن صورت نوعی گسست تئوریک رخ خواهد داد و دراصطلاح ماهیت یک حزب انتقال نخواهد کرد. در پروسۀ انتقال، نسل بزرگتر به عنوان حلقۀ انتقال دهنده و نسل جدید به عنوان محراق اخذ سهم برابر دارند که نگاه متناسب هریکی به آن دیگری در این تحول اثر میگذارد. پنج: جایگاه تئوریک احزاب آرمان های تعهد شدۀ آنها می باشد ولی قلب تپنده یا انرژی حیات یک حزب کارکرد ساختار آن حزب است که باید این ساختار تطبیق گردد و طبعا رعایت ساختارها ممکن است گاهی آرمانی ترین فرد را به حاشیه براند و یا برخی ارزشهای عرفی را نقض کند ولی تنها راه ادامه حیات سیاسی یک حزب می باشد ورنه " مجموعه ای از دوستان جمع شده زیر یک سقف و یا همسفران دوست، یک حزب نیستند" . شش: جریان های اسلامی به دلیل آیدیولوژیک بودن نسبی خود بیشترین بار اخلاقی را بر رفتار و فعالیت منسوبان خود تحمیل میکند و بالطبع هریکی از منسوبین بیشترین رعایت را به حال انقطابات و اختلافات سیاسی انجام میدهند. امروز که شبکه های اجتماعی نمود واضح فرهنگ لیبرال است و افراد به سادگی می توانند قلمرو اخلاق نوشتاری و گفتاری اسلامی را عبور نماید، بسیار مهم است که این عبور شامل حال منسوبین جریان های اسلامی نگردد. هفت: پرواضح است که جوانان ما از فضای لیبرال شبکه های اجتماعی استفاده میکنند و حق شان است ولی چون منسوب به جریان های اسلامی اند اگر رعایت تعهدات اخلاق اسلامی را نداشته باشند، در قدم نخست به جریان اسلامی خودشان خندیده اند و این فرهنگ اگر تعمیم یافت در نهایت خود مجبور میگردند که طعنه زنان علیه خود را مکتوب سارنوالی بدهد. گرمی بازار اصطلاحاتی چون منافق، مزدور، فروخته شده، خائن و...... نشان می دهد که در قضاوت نسبت به تحولات درونی یک جریان اسلامی ما در قدم نخست اساس های همان جریان را داریم زیرپا میکنیم و این حالت ما را به طرف هضم تعهدات یک جریان اسلامی در مسابقه " فیسبوک کشی " می برد و اگر نیت برخی بزرگان سیاسی ما ترویج این فرهنگ تحقیر باشد، انحراف بزرگی است که در ردۀ رهبری یک جریان رخ میدهد. هشت: در باب ماهیت و قضاوت تحولات اخیر چیزی نمی نویسم اما خوب میدانم که در تمام جریان ها، قبول تحول به قیمت تغییر جایگاهها برای برخی افراد اندکی سخت می نماید و این مأمول لابد اختلافاتی را به میان می کشد ولی به معنی پایان کار نیست و نمی باشد. نه: انتظار ما از فعالان شبکه های اجتماعی این است که در عین حال اعلام موضع وحق حمایت و نقد، بزرگان ومنسوبین این جریان را به محکمۀ فیسبوکی نکشانند و به جرم خیانت، قاضی فیسبوکی (فیسبوکر) نگردند که این جدای از فعالیت سیاسی می باشد. اگر بزرگی از شما میخواهد که آن دیگری را تحقیر نمایید در حقیقت از شما میخواهد که عمل " دشنام زنی " را بجای او انجام دهید و این عمل عین گرفتن شخصیت شما است و در قدم نخست تحقیر شخصیت خودتان است که در حد یک وسیلۀ بی ارزش تنزل مقام می گیرید. کمال الدین حامد- عضو شورای رهبری جمعیت اسلامی