پایگاه خبرگزاری جمهور 19 سرطان 1398 ساعت 10:45 http://jomhornews.com/fa/news/118174/ -------------------------------------------------- عبدالحفیظ منصور: عنوان : ده‌ها هزار مسجد در افغانستان تحت کنترول افراط گرایان است/ مضمون ثقافت اسلامی در دانشگاه‌ها به دستگاه افراط گرایی تبدیل شده است -------------------------------------------------- تعدادی در دانشکده‌های شرعیات به عنوان استاد جذب شدند، دولت می‌توانست از اینها یک آزمون بگیرد نه تنها که استادان بلکه تحصیل یافتگان مدارس دینی بدون حساب و کتاب شهادت نامه‌های مکاتب دریافت کردند، روندی که تاکنون ادامه دارد، این مسئله باعث شد که علاوه بر دانشگاه‌ها؛ مدارس، مساجد و مکاتب تحت کنترول افراط گرایان دینی قرار گیرد. در 136 هزار مسجد در سراسر کشور هم اکنون تحت کنترول افراط گرایان است، دولت که از نظر اداری و نظامی برنده شده اما از نظر تبلیغاتی به افراط گرایان باخته است متن : ریاست عمومی امنیت ملی کشور، هفته گذشته از بازداشت یک استاد دانشکده شرعیات دانشگاه کابل و به اتهام همکاری با گروه تروریستی داعش خبر داد. دو دانشجوی این دانشکده که از سوی امنیت ملی نیز بازداشت شده اند نیز اعتراف کردند که توسط برخی از استادان شان جذب گروه داعش شده بودند. ریاست عمومی امنیت ملی اعلام کرد که افراد بازداشت شده در چندین حمله تروریستی در شهر کابل نقش داشتند. دو هفته پیش نیز ریاست عمومی امنیت ملی؛ دو استاد دیگر دانشکده شرعیات دانشگاه کابل را به اتهام ترویج افراط گرایی بازاشت کرد. پیش از این نیز بارها از احتمال ترویج افراط گرایی در دانشکده شرعیات دانشگاه کابل ابراز نگرانی شده بود اما به این نگرانی ها توجه جدی صورت نگرفت. خبرنگار جمهور درباره دلایل رشد افراط گرایی در نهادهای علمی کشور؛ گفتگوی اختصاصی را با عبدالحفیظ منصور روشنفکر دینی و نماینده پیشین مردم در مجلس نمایندگان انجام داده است. آقای منصور از سال ها بدین سو از احتمال رشد و تقویت افراط گرایی در دانشگاه های کشور سخن گفته اما کم تر نگرانی ها او شنیده شده است. وی به عنوان یک روشنفکر دینی در پی اصلاح نصاب درسی زیر عنوان ثقافت اسلامی است. آیا دانشگاه های افغانستان به محل ترویج افراط گرایی بدل شده اند؟ دستگیری شماری از استادان دانشگده شرعیات در نوع خودش و اتهام افراط گرایی و افراط پروری در بخش شرعیات دانشگاه های افغانستان بی سابقه نیست، در ننگرهار و هرات شاهد این مسائل بودیم، مطالباتی دانشجویان داشتند در حمایت از طالبان و القاعده، تعدادی از دانشجویان به اتهام همکاری با این گروه ها دستگیر شدند در همین سال های اخیر شعارهای در دروازه و دیوار دانشگاه کابل به حمایت از داعش و القاعده نگاشته شده بود، این بحث نشان می دهد که افراط گرایی ریشه دار است. فکر می کنید که حکومت در مبارزه با افراط گرایی دیرهنگام دست به کار شده است؟ تردیدی وجود ندارد لااقل من به صورت شخصی داستان شخصی خود را می گویم، حدود شش سال پیش متوجه شدم که نصاب درسی که زیر عنوان مضمون ثقافت اسلامی تدریس می شود انحرافی و افراطی است و به حال افغانستان مضر است برای اولین بار نقد گونه مقاله نوشته کردم در روزنامه ماندگار با کمال تاسف که به قول معروف نه باد وزید و نه شاخی تکان خورد، اصلا کسی نخواند و نشنید؛ سه سال پیش یک بار دیگر در تالار عمومی شورای ملی بحث امنیت مطرح شد پیشنهاد من این بود که جامعه جهانی و دولت برای مبارزه با افراط گرایی با ابزار سخت به میدان رفته در حالی که فکر را با فکر می شود مهار کرد با اعزام نیرو فکر را نمی شود مهار کرد، من عنوان کرده بودم که استراتیژی جنگی دولت ناقص است، به این دلیل به جای که طالبان و هم پیمانان شان کوچک تر شوند، بزرگ تر می شوند؛ مبارزه نرم افزاری را فراموش کردیم، وزارت های ارشاد، تحصیلات عالی و شورای علما باید وارد میدان شوند و جلو افراط گرایی را بگیرند، اما نابود کردن افراط گرایی دینی با افراط گرایی سکولار محال است. برای مهار افراط گرایی دینی آنچه در طول تاریخ نتیجه داده، یک قرائتی از دین که با فرهنگ و تاریخ افغانستان سازگار باشد باید پیاده شود، نقطه جالب این است که ما این قرائت و تفسیر را در میراث اسلامی خود داریم، تقریبا همه باشنده های افغانستان که به دو مذهب حنفی و جعفری تعلق دارند در طول تاریخ همکاری و تعاون داشتند و روابط بسیار حسنه باهم داشته اند، ما اگر به این قرائت ها از دین بپردازیم، در واقع جلو افراط گرایی را گرفتیم، نیاز نداریم کدام تفسیر جدید و مذهب تازه ایجاد کنیم، ما چنین قرائتی از دین داریم فقط یک غبار زدایی ضرورت دارد. شش سال پیش به این واقعیت برخوردم چیزیکه در دانشکده شرعیات دانشگاه کابل ترتیب شده و برای تدریس تجویز شده دچار مشکل است. عوامل افراط گرایی در دانشگاه ها چیست؟ افراط گرایی در طول تاریخ بین مسلمانان بوده اما زمانی این مسئله به یک خطر جدی و فاجعه بدل شده که یک اندیشه افراطی از سوی پروژه ها سیاسی خارجی حمایت می شود که این مسئله را به تروریسم سازمان یافته تبدیل می کند. دولت و جامعه جهانی با یک سکولاریزم لجام کسیخته واکنش هایی را در میان مردم و به خصوص طبقه جوان ایجاد کرده، وقتی عملا امریکایی ها در این جا می آیند به جای که از جهاد مردم افغانستان در برابر شوروی و طالبان تقدیر کنند، علیه مجاهدین تحت نام جنگ سالاران جنگ آغاز کرده، در مطرح کردن چهره های سیاسی، کسانی که دین گریزترهستند را مطرح می کنند، در یک جامعه اسلامی برنامه هایی که در تلویزیون ها از سوی جامعه جهانی حمایت می شود بی حجابی، بد حجابی، فیلم های مستهجن که در کشورهای اروپایی اجازه نشر ندارند در هر خانه به نمایش گذاشته می شود، در حالی که هیچ راه معتدل دیگر نیست، قرائت افراطی پناه گاه جوانان دیندار پنداشته می شود، در یک سو گروپی با استناد به قرآن به میدان جنگ می آید صحبت از شهادت می کند و خود را به حق می داند و مردم را می کشند، یک طرف رسانه های ما رقابت های رقص و آواز به راه می اندازند، این مسئله در ذهن مردم خلل ایجاد می کند. در یک شرایط حساس که امنیت ما تخریب می شود؛ گروه های افراطی برای جنگیدن به افغانستان اعزام می شوند، امریکا برای تشویق جوانان ما توب فوتبال تحفه روان می کند که رویش کلمه لا اله الا الله نوشته است، من نمی گویم که این کار قصدی انجام شده ولی این مسئله فاجعه خلق می کند، وقتی امریکا آمده بود، شراب فروشی بود، هوتل ها که روسپی ها را از خارج آورده بود، با این حال می خواهند افراط گرایی را با این وسیله مهار کنند؛ این سیاست های غلط و دین ستیزانه در عرصه های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی دست به دست هم داد بسترساز افراط گرایی در کشور شد. فکر نمی کنید در رخنه کردن افراط گرایان در دانشگاه ها دست گروه های بنیاد گرا به گونه مستقیم دخیل باشد؟ در این بخش دو ملاحظه وجود دارد حضور کشورهای عربی زیر چتر مجاهدین در افغانستان در کنار حمایت لوجستیک از مجاهدین، در باب حمایت از مدارس دینی در پاکستان نقش مهم را ایفا کرد، هزاران جوان علاقه مند و بیکار در این مدارس جذب شدند و لشکری را ایجاد کردند، آنان طبعا باید وظایفی پیدا می کردند، تعدادی در دانشکده های شرعیات به عنوان استاد جذب شدند، دولت می توانست از اینها یک آزمون بگیرد نه تنها که استادان بلکه تحصیل یافتگان مدارس دینی بدون حساب و کتاب شهادت نامه های مکاتب دریافت کردند، روندی که تاکنون ادامه دارد، این مسئله باعث شد که علاوه بر دانشگاه ها؛ مدارس، مساجد و مکاتب تحت کنترول افراط گرایان دینی قرار گیرد. در 136 هزار مسجد در سراسر کشور هم اکنون تحت کنترول افراط گرایان است، دولت که از نظر اداری و نظامی برنده شده اما از نظر تبلیغاتی به افراط گرایان باخته است به خاطریکه در اکثریت قاطع این مساجد برای پیروزی مسلمان واقعی که به باور آنان طالبان است دعا می شود این مسئله نشان می دهد که ما در این مورد فاقد یک برنامه منسجم هستیم و روز به روز فضا را بیشتر از دست می دهیم. پیامدهای افراط گرایی دینی چیست؟ افراط گرایی از گذشته ها در جهان اسلام وجود داشته، قصه افراط گرایی تنها جنگ نیست پیامدهای مختلف دارد درعرصه فرهنگ، هنر، علم آموزی روابط بین الملل و غیره پیامدهایی دارد، عامل اساسی عقب افتادگی مسلمانان به صورت عام و مردم افغانستان به صورت خاص این است که ما یک تفسیر نادرست و غلط از اسلام در دست داریم که بر افکار ما حکومت می کند که نه با حقوق بشر سر سازگاری داریم نه با دانش و هنر و نه با مشکلات امروزی، سوالاتی همانند آنکه یونسیف و یونسکو را به رسمیت بشناسیم تاکنون جواب داده نشده اند. پول خارجی و سلاح خارجی هم بدون یک فهم درست دینی برای ما به جای که وحدت و اقتدار بیاورد کشتار و ویرانی می آورد، بحث تصفیه حساب روی فرهنگ دینی ازاهمیت به سزای برخوردار است. پیامدهای افراطگرایی در دانشگاه چیست؟ هیچ کسی به خاطر داشتن یک فکر خاصی مجرم نیست تا وقتی که دیگران را متضرر نکند می تواند پیش خودش افراگرا باشد، این مسئله وقتی خطر آفرین می شود که فکر یاد شده به گروه های تروریستی زمینه سازی می کند و سرباز تهیه می کند. استراتیزی دولت ناقص است، روزانه صدها تن را می کشد در حالی که دانشگاه های افغانستان روزانه هزاران نفر افراط گرا را تربیه می کند، مضمون ثقافت اسلامی در دانشگاه ها به دستگاه افراط گرایی بدل شده است، گرچه یک بخش تقصیر به استادانی بر می گردد که آگاهانه این کار را می کند اما بیشتر تقصیر به گردن دولت است، چیزی را برای شاگردان درس می دهد که به جای تربیه سالم آنان عناصر مخرب و ویرانگر از آنان بیرون می کشد. شخصا هراس دیگر دارم که آگاهانه به این مسئله میدان داده نشود، از این جهت نه که افراط گرایی را ترویج کنند، بلکه از این جهت که اسلام را بد نام کنند و زمینه را برای یک زندگی کاملا سکولار مساعد نمایند، که در نتیجه آن مردم بگویند که همین بی دینی خوب است؛ هزینه اصلاح مضمون ثقافت اسلامی معادل یک عملیات شبانه نظامی نیست اما روی آن توجه نمی شود. حکومت باید چه برنامه هایی برای مبارزه با افراط گرایی در سطح کشور به ویژه دانشگاه ها روی دست گیرد؟ بسیار ساده است اولا بحث فرهنگ در عصر و زمانه ما لااقل برای تامین امنیت هم که باشد دستکم گرفته شده است، در هیچ جنگی کسی بدون تعلیم و تربیت و توجه به فرهنگ پیروز نمی شود، وزارت های فرهنگی اگر از نهادهای امنیتی و دفاعی مهم تر نباشند کم تر نیستند، دولت مردان باید مسئولیت خود را بفهمند که این نهادها مهم تر است، آوردن یک وزیر تحصیلات عالی مثل آب است فورا نصاب را نو می سازد، در گزینش استادان هم معیارهای اصولی تعیین و ترتیب می کند، عین این قصه در مساجد هم صدق می کند. بسیار دردآور است که برای استخدام یک مامور رقابت برگزار می شود و برای ملا امامان رقابت برگزار نمی شود. باید برای علمان دین که ازهر جای می آیند یک دوره آموزشی برای امامت و پیشوایی گذاشته شود بهترین ها باید در مساجد انتخاب شوند؛ چیزیکه رسانه ها می توانند انجام دهند، بسیاری از مفاهیم تاکنون حل نشده ملا امامان مساجد باید بفهمند که مفاهیم جدید همچون حقوق زنان، انتخابات و غیره اسلامی است یا نه؛ روابط خارجی با یک کشور غیر اسلامی جواز دارد یا خیر؟ شورای امنیت یعنی چه، کشورهای خارجی بر اساس مصوبات شورای امنیت سازمان ملل اینجا آمده از نظر دینی مصوبات این شورا چگونه است؛ اگر رییس جمهوری یک کشور اسلامی که خانمش خارجی باشد باید حل کنی نباید پت کنی و گرنه طالب تقویت می شود. ما دلائل بسیار قناعت بخش داریم این مسائل را باید در رسانه ها پاسخ بگوییم، این مسائل باید به یک جمع ازعالمان بزرگ دینی راجع شده و باید حل شود، در مورد نقاشی و مجسمه سازی ذهنیت بومی که متاثر از قرائت های خاص دینی است مشکل دارد، راجع به رقص آواز و دریشی از نظر فکر دینی باید توضیح بدهیم برای مردم این سوالات را باید حل کنیم در این کار و زار نهادهای مختلف می تواند سهم بگیرد این یک امر بسیار مهم، خطیر و پر دامنه است. دستگیری های امنیت ملی برای ریشه کن شدن افراطگرایی در دانشگاه ها کار ساز است؟ خیر، این مسئله شبیه آنست که ما با طالبان تنها از میله تفنگ صحبت کنیم آنها آیه و حدیث می گویند، امنیت ملی آنها را محبوس می کند، این سیاست را مردم مثل سیاست حفیظ الله امین و نور محمد ترکی می دانند، چرا باب مذاکرات و مناظرات مساعد نمی شود، همین حالا ده ها هزار نفر با این فکر زندگی می کنند، اصلاحات را ما از طریق تغییر نصاب درسی آورده می توانیم، دیروز می گفتند که طالبان را پاکستان تربیه می کند، ما هجده سال حکومت کردیم بچه که بیست سال پیش تولد شده بود امروز از دانشگاه ها فارغ شده که در اثر غفلت و نافهمی و برنامه های غلط ما به افراطگرایی سوق یافته است، هیچ برنامه از قبل نبوده، غرامت این کار را باید دولت بپردازد، به نام ثقافت اسلامی یک مضمون را تجویز کرده که افراط گرایی را پرورش می دهد، در دولت اسلامی که این را ما مطرح کردیم منظور این بود که پیشرفت های تمدنی اسلام را به دانشجویان مطرح کنیم، می خواستیم بگوییم که امروز اگر فقیر هستیم در گذشته این طور نبودیم، امپراتوری داشتیم، قدرتمند ترین سیاست مداران را داشتیم امروز اگر دروازه اجتهاد بسته شده، ده ها مذهب فقهی و کلامی در گذشته وجود داشت که به یک دیگر حرمت و احترام داشتند درکنار هم صحبت می کردند، آزادی بیان داشتند، فعلا از ثقافت اسلامی یک قرائت سخت و سفت از اسلام که هم مسلمانان را به این وضعیت رسانده و هم چهره اسلام را تخریش کرده به دانشجویان ارائه می کند، ثقافت اسلامی در زمان حکومت اسلامی مطرح شده در آنجا نصاب ساخته نشده بود مضمون همان بود برای اولین بار از سوی استاد سیاف مطرح شد، نامش هم از سوی او مطرح شد در آن زمان شورای قیادی دولت داشتیم، این شورا تصویب کرد که مفردات فرهنگ و تمدن اسلامی در دانشگاه ها تدیس شود. برخی از روشنفکران تدریس ثقافت اسلامی در تمام دانشکده ها را نادرست می خوانند، دیدگاه شما چیست؟ دوستانی ما مزدورانه و حیله گرانه نیات اصلی خود را که دین ستیز و اسلام ستیز هستند می گویند که تدریس ثقافت اسلامی درست نیست ما در حالی که در پی اصلاح طلبی هستیم اما آنها در پی حذف و محو تعلیمات دینی است.علاوه بر این من هراس دارم که با سکوت معنا دار دولت در برابر افراط گرایی یک جنبش دین ستیزانه در کشور شکل نگیرد. گفتگو از عبدالجلیل سروش- خبرگزاری جمهور