پایگاه خبرگزاری جمهور 15 جدی 1398 ساعت 19:12 http://jomhornews.com/fa/article/123781/ -------------------------------------------------- عنوان : کدامیک خطرناک تر است: سلیمانی زنده یا سلیمانی شهید؟ -------------------------------------------------- مرگ سردار سلیمانی تلنگری سهمگین به خواب ژرف و عمیق ملت هایی بود که هیچگاه گمان نمی رفت، روزی اینگونه هماهنگ و پرخروش بر ضد امریکای ترامپ، همسو و هماهنگ و متحد شوند. متن : کریس مورفی؛ سناتور امریکایی ایالت کنتاکت در واکنش به ترور سردار قاسم سلیمانی؛ فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران گفت که این حادثه همانند آن است که ایران وزیر دفاع امریکا را ترور کند. مورفی گفت: سؤالی که اینجا مطرح می شود، این است که آیا دولت (ترامپ) به این فکر کرده که چطور می تواند پیامدهای منفی ناشی از چنین اقدام وحشتناکی را مدیریت کند. او همچنین گفت: مشخص نیست که ماهیت این اقدام دفاعی بوده یا اینکه اعلام جنگ بوده است. (اما) اگر یک کشور خارجی، وزیر دفاع ما را ترور می کرد، ما بدون تردید آن را یک اقدام جنگی تلقی می کردیمکه نیازمند یک واکنش بیش از حد است. مورفی تأکید کرد: سؤالی که باید امروز از خود بپرسیم این است که آیا قاسم سلیمانی به عنوان یک فرد زنده برای امریکا خطر بیشتری داشت یا این که به عنوان یک شهید؟ بخشی از بازتاب های اولیه برداشت این سناتور امریکایی را در واکنش های خیره کننده و حیرت انگیزی که پس از ترور جنرال قاسم سلیمانی در عراق و ایران و سراسر منطقه خاورمیانه و حتی خود غرب جریان دارد، می توان مشاهده کرد. موجی از زندگی و انگیزه و تصمیم به انتقام شکل گرفته که بی تردید، حضور سردار سلیمانی به عنوان یک فرمانده نظامی زنده و در قید حیات، هرگز نمی توانست ظرف چندروز این میزان از اثرگذاری در بسیج ملت ها، بیداری توده ها و برانگیختن خشم و نفرت و انزجار کم سابقه آنان علیه امریکا را به دنبال داشته باشد. مرگ سردار سلیمانی تلنگری سهمگین به خواب ژرف و عمیق ملت هایی بود که هیچگاه گمان نمی رفت، روزی اینگونه هماهنگ و پرخروش بر ضد امریکای ترامپ، همسو و هماهنگ و متحد شوند. سردار سلیمانی اینک از یک فرمانده نظامی به رهبر محبوب قلب های میلیون ها نفر در سراسر خاورمیانه و جهان بدل شده است؛ کسانی که مبارزه او بر ضد تروریزم تکفیری را می ستایند، توانایی، کاریزما و نفوذ خارق العاده اش در سازماندهی یک نیروی چندملیتی عظیم و فراگیر منطقه ای را تحسین می کنند و نسبت به مرگ مقتدرانه اش در حوزه نفوذ دشمن درجه یک اش یعنی امریکا به عنوان یک فرمانده شجاع، ادای احترام می کنند. ترامپ و پمپئو و اسپر و دیگر تندروهای مسلط بر امریکا شاید هرگز این بخش از پژواک های ترور سردار سلیمانی را محاسبه نکرده بودند. آنها تصور می کردند که با کشتن او می توانند در کمال امنیت و آرامش، چتر سلطه خود را بر سراسر منطقه و جهان اسلام بگسترند و به سادگی، تروریزم تکفیری را که سلیمانی نابود کرد، احیا کنند؛ اما این اتفاق اکنون نتیجه معکوس داده و سردار سلیمانی شهید ، حالا خطرناک تر از سردار سلیمانی زنده است. اکنون چشم انداز سلطه سنتی امریکا بر خاورمیانه به شدت در معرض خطر قرار گرفته و امریکا برای بقای خویش در این منطقه استراتژيک به هر ابزاری متوسل می شود و مذبوحانه تقلا می کند. تهدیدهای ترامپ مبنی بر اینکه ۵۲ نقطه فرهنگی ایران را برای بمباران شناسایی کرده، هرگز نشانگر قدرت و عظمت ایالات متحده نیست؛ بلکه ناشی از ضعف و استیصال و ترس آنان است. آنها همانگونه که به طور مکرر بر تعهد خود مبنی بر کاهش تنش و پرهیز از جنگ تأکید می کنند، از انتقام سخت ایران هم می ترسند. ترامپ در این زمینه به اندازه ای اعتماد به نفس خود را از دست داده است که نمی داند حمله بر مراکز فرهنگی از نظر اصول بنیادین حقوق بین الملل جنایت جنگی است. این بخشی از تبعات شهادت سردار قاسم سلیمانی است؛ سرداری که زندگی اش مانع از گسترش سلطه امریکا و تروریست های دست پرورده آن به سراسر منطقه شد و مرگ اش اینک به پایان دایمی این سلطه خواهد انجامید و طومار امپراتوری ایالات متحده در منطقه را درهم خواهد پیچید. اینکه پمپئو با حماقت قابل ترحمی ادعا می کند که جهان بدون سلیمانی، اکنون جهان امن تری شده است، نوعی تسلی خاطر است. او می داند که چه عقوبت سختی در انتظار او، ترامپ و کل امپراتوری امریکا در خاورمیانه است. با این حال، انتظار می رود او و دیگر افراط گرایان حامی تروریزم مسلط بر سیاست امریکا به اندازه ای شجاعت داشته باشند که در آینده، مسؤولیت های مرگبار ناشی از این اقدام جاهلانه را بپذیرند و به ملت امریکا و خانواده های نظامیان قربانی، پاسخ بدهند. محمدرضا امینی - جمهور