پایگاه خبرگزاری جمهور 26 جدی 1397 ساعت 17:51 http://jomhornews.com/fa/note/112503/ -------------------------------------------------- عنوان : انتخابات و سرنوشت مبهم ریاست اجرایی -------------------------------------------------- داکتر عبدالله از توان حضور مستقل در انتخابات ریاست جمهوری برخوردار نیست؛ زیرا او نه قدرت و جایگاه پیشین خود در میان قوم تاجیک را دارد و نه از حمایت رهبران حزب جمعیت اسلامی برخوردار است. متن : یک منبع نزدیک به ریاست جمهوری گفته که تیم انتخاباتی اشرف غنی برای انتخابات آتی، شامل دو معاون و یک نماینده از سایر اقوام افغانستان، تکمیل شده است. به گفته این منبع در تیم تعیین شده، پست ریاست اجرایی منحل می شود. در دور قبلی انتخابات نیز آقای غنی در تیم انتخاباتی خود عبدالرشید دوستم از قوم ازبک را به عنوان معاون اول و سرور دانش را از قوم هزاره به عنوان معاون دوم خود تعیین کرده بود. او در جریان مبارزات انتخاباتی احمدضیا مسعود از قوم تاجیک را به عنوان نماینده فوق العاده در اصلاحات اداری با خود داشت. اگرچه روابط آقای غنی و آقای مسعود بعدها تیره شد و اشرف غنی تقریبا دو سال پیش او را برکنار کرد. در قانون اساسی، پستی زیر نام "ریاست اجرائیه" در ساختار حکومت تعریف نشده؛ اما تقلب های گسترده در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۴ سبب شد سرانجام با دخالت جان کری، عبدالله عبدالله، رئیس اجرایی تعیین شود. اگرچه مشخص نیست که آیا چنانچه شایع شده بود، عبدالله هم یکی از اعضای تیکت انتخاباتی اشرف غنی خواهد بود یا نه؛ اما بر پایه آنچه از سوی منابع منسوب به ارگ ریاست جمهوری گفته شده، سمتی به عنوان رییس اجرایی در دولت آینده اشرف غنی وجود نخواهد داشت. از سوی دیگر، خود آقای عبدالله، قبلا اعلام کرده بود که در انتخابات آینده، معاون کسی نخواهد شد؛ بنابراین، یا او به تصاحب رأس هرم قدرت، چشم دوخته و یا همچنان برای حفظ سمت سمبولیک ریاست اجرایی تقلا می کند. در هر دو صورت، او دیگر نمی تواند عضوی از تیم اشرف غنی باشد. البته در این زمینه، نشانه های دیگری هم وجود دارد؛ از جمله اینکه آقای غنی، هرگز مایل نیست معاونی داشته باشد که بزرگترین چالش سیاسی را در انتخابات ریاست جمهوری گذشته برای او به وجود آورد که نتیجه آن، تقسیم قدرت و اعطای سمتی به او بود که اگرچه هیچگونه پیامد انضمامی نداشت؛ اما دست کم مانع و مخلی در برابر برنامه ها و اهداف اشرف غنی محسوب می شد. از جانب دیگر، آقای غنی می خواهد معاونی گوش به فرمان و مطیع همانند سرور دانش داشته باشد؛ نه کسی که مانند دوستم که سر به نافرمانی بردارد و در نهایت، رییس جمهور را مجبور کند تا او را خانه نشین و بدنام و تبعید کند. اینهمه در حالی است که داکتر عبدالله از توان حضور مستقل در انتخابات ریاست جمهوری هم برخوردار نیست. او دیگر قدرت و جایگاه پیشین خود در میان قوم تاجیک را ندارد و از حمایت رهبران حزب جمعیت اسلامی هم برخوردار نیست. بنابراین، به عنوان یک چهره سیاسی غیر پشتون، نمی تواند بدون چنین پشتوانه ای، وارد کارزار دشوار انتخابات ریاست جمهوری شود. همچنین به نظر نمی رسد دیگر نامزدهای مهم انتخابات آینده ریاست جمهوری هم تمایلی به ایجاد سمتی به عنوان ریاست اجرایی داشته باشند؛ زیرا این امر، از یکسو نیازمند تشریفات سنگین حقوقی است و از سوی دیگر، با اهداف و رویکردهای قومی نامزدهای مورد نظر، همخوانی و هماهنگی ندارد. از جانب دیگر، آقای عبدالله دیگر نه یک وزنه ارزشمند و پرنفوذ و مقتدر سیاسی محسوب می شود و نه از آن جایگاه اجتماعی، محبوبیت مردمی، قدرت قومی و پشتوانه حزبی پیشین برخوردار است که با استفاده از آنها بتواند در زد و بندهای مرتبط با انتخابات، با نامزدهای مطرح و مهم، وارد چانه زنی برای کسب جایگاه مناسب شود. بنابراین، نخستین آسیب ناشی از بی عملی، فقدان برنامه، ترس و احتیاط و محافظه کاری و مصلحت اندیشی او در دوران حضورش در سمت ریاست اجرایی، از آینده سیاسی خودش، قربانی می گیرد؛ زیرا او اگر با استفاده از ابزارهای مشروعی که در اختیار داشت، اشرف غنی را مجبور به برگزاری لویه جرگه و تعدیل قانون اساسی به منظور تعریف جایگاه نخست وزیری اجرایی می کرد، امروز مجبور نبود، تنها و بی پشتوانه بماند و برای استمرار حضورش در ریاست اجرایی و تضمین آینده سیاسی اش، گوش به زنگ تیم ها و تیکت های دیگر بنشیند. او به اندازه ای سرمست سمت سمبولیک و بی مصرف ریاست اجرایی شد که با تصور اینکه این سمت، ابدی و همیشگی است، تمامی پل های پشت سرش را خراب کرد و در حالی که از اعمال توافقنامه سیاسی، ناتوان بود و مغلوب سیاست ریاکارانه اشرف غنی شد، با ایستادن در برابر حامیان حزبی و پشتیبان های سیاسی و قومی اش، راه بازگشت به دامن مردم و همسنگران جهادی اش را هم سد کرد؛ به گونه ای که اکنون نه زمینه ای برای پیشرفت دارد و بهانه ای برای بازگشت. علی موسوی - جمهور