تعداد نظر۹
جالب است ۴
آیا سپاه پاسداران ایران تروریست است؟

اتحادیه اروپا به تازگی سپاه پاسداران ایران را سازمان تروریستی اعلام کرد. آمریکا چند سال پیش همین کار را کرده بود. این تصمیم اروپا نشان می ‌دهد که حالا با موضع قدیمی آمریکا هم‌راستا شده و دوباره توجه جهان را به نقش سپاه ایران در منطقه و نگرانی‌ های امنیتی غرب جلب کرده است.

قبل از هرچیزی باید گفت، تروریسم یعنی خشونت علیه غیرنظامیان برای هدف سیاسی؛
اما در دنیای واقعی سیاست، مهم‌تر از خود عمل این است که چه کسی آن را انجام می ‌دهد.

اگر یک بازیگر نسبتا ضعیف چنین کاری کند، تروریست نامیده می ‌شود اما اگر یک قدرت بزرگ یا متحدش همان کار را انجام دهد، معمولاً اسمش می‌ شود دفاع، عملیات امنیتی یا ضرورت جنگ.
پس در عمل، برچسب تروریسم بیشتر به جایگاه قدرت بستگی دارد تا به خود رفتار.

سپاه پاسداران ایران، یک نیروی رسمی دولتی است. فرماندهی، ساختار و قلمرو مشخصی دارد و در چارچوب منازعات منطقه‌ ای عمل می‌ کند. با این حال، تروریست نامیده می ‌شود؛ چرا؟ چون در خارج از معماری امنیتی طراحی‌ شده توسط آمریکا و متحدانش عمل می‌ کند.

نظم مطلوب آمریکا در خاورمیانه بر چند ستون استوار است : اول، برتری امنیتی اسرائیل. دوم، کنترل بحران‌ ها بدون ظهور قدرت‌ های مستقل منطقه ‌ای و سوم، مدیریت انرژی، کریدورها و دولت‌ های ضعیف. 

نقش سپاه دقیقاً در نقطه مقابل این معماری تعریف شده. یعنی در عراق، مانع انحصار نفوذ آمریکا شد. در لبنان، توازن قوا را از برتری مطلق اسرائیل خارج کرد، در یمن، هزینه امنیتی جنگ را منطقه ‌ای و فرامنطقه ‌ای کرد و حتی در افغانستان، بازی را از یک زمین ساده ضد ایرانی خارج نگه داشت.

سپاه تروریست نامیده می شود چون قابل ادغام در نظم مسلط نیست و هزینه مهار مستقیمش بالاست. در نتیجه من فکر می کنم در سیاست جهانی، خطرناک‌ ترین بازیگر آن نیست که خشن‌ تر است، بلکه آن است که قابل کنترل نیست. 

من در بخش پیشین توضیح داده‌ ام که چرا و بر چه اساسی اروپا و آمریکا سپاه ایران را در فهرست تروریسم قرار داده ‌اند. اما در این ‌جا مسئله من خود سپاه یا دلایل رسمی غرب نیست. خطاب من مستقیم به مقامات آمریکایی است که هرجا منافع خودشان در خطر باشند، تروریسم تعریف می‌ کنند و هرجا مردم عادی آسیب ببینند، بی ‌تفاوت می ‌مانند. این منطق ناعادلانه، تصویر واقعی سلطه جهانی را نشان می ‌دهد.

یاد یک مصاحبه ای از حامد کرزی، رئیس‌جمهور پیشین افغانستان افتادم. کرزی در آن مصاحبه تعریف می کرد: من با یکی از مقامات آمریکایی ملاقاتی داشتم و از او سوال پرسیدم که آیا اگر بمبی در کابل یا یکی از ولایات افغانستان منفجر شود و دهها زن، مرد و کودک کشته شوند، آیا این تروریسم هست یا خیر؟ او  صراحتا گفت: خیر، این تروریسم نیست. گفتم: پس تروریسم چیست؟ او گفت : تروریسم زمانی میشه که منافع آمریکا در خطر باشه. باز من سوال کردم که اگر از طرف پاکستان 2 یا 3 هزار نیرو در ولایت پکتیکا حمله کنه، آن چی هست؟ آیا تروریسم هست یا خیر؟ گفت : این معامله بین شما و پاکستان است، به ما ربطی ندارد.»

با همه این تفاسیر تجربه افغانستان هنوز تازه است. آمریکا با شعار مبارزه با تروریسم وارد این کشور شد و گفت طالبان چون از القاعده حمایت می‌ کند، یک گروه تروریستی و تهدیدی برای جهان است. بیست سال حضور نظامی آمریکا نه‌ تنها تروریسم را از بین نبرد، بلکه حاصلش ویرانی، کشته ‌شدن غیرنظامیان، آوارگی میلیون ‌ها نفر و نابودی زندگی عادی مردم افغانستان بود. در نهایت، همان آمریکایی که طالبان را دشمن اصلی معرفی می‌ کرد، با این گروه مذاکره کرد و قدرت را عملاً به همان‌ ها واگذار کرد. نتیجه روشن بود. نه صلح به ‌دست آمد و نه امنیت، بلکه طالبان دوباره حاکم شد. این تجربه نشان می‌ دهد که برای آمریکا، تروریسم یک مسئله ثابت و اخلاقی نیست. هر جا منافعش ایجاب کند، یک گروه تروریست است و هر جا به کارش بیاید، همان گروه می‌ تواند شریک مذاکره شود. افغانستان نشان داد که آنچه قربانی می‌ شود، مردم هستند، نه تروریسم.
 
نمونه دیگر را می‌ توان در سوریه دید. برخی گروه‌ های مسلح که روزی تروریست نامیده می ‌شدند، حالا به شریک میدانی ارتقا یافته ‌اند. برای مثال، جولانی و گروهش که پیش‌ تر فعالیت‌ های مسلحانه و خشونت‌ آمیز داشتند، امروز بخشی از مذاکرات و ساختارهای رسمی می‌ شوند و مشروعیت سیاسی پیدا می‌ کنند. 

تمام این شواهد و  مثال‌ها از ایران، افغانستان تا سوریه، دقیقاً همان چیزی را به ذهنم آورد که معادلات واقعی قدرت را در جهان نشان می‌ دهد. معمر قذافی، با همه استبداد و دیکتاتوری ‌اش، در سال 2009 در مقر سازمان ملل نزدیک به 100 دقیقه  سخنرانی کرد. سخنرانی‌ که شاید یکی از عوامل سقوط او نیز بود.

او در این سخنرانی به صراحت گفت : این چه دموکراسی است؟ چطور از صلح جهانی مطمئن باشیم وقتی سرنوشت ما در دست 10 کشور است و اینها زیر سلطه 5 عضو دائم شورای امنیت قرار دارند  و در نتیجه همه اینها زیر فرمان یک کشور به نام آمریکا است. من و شما و 190 کشور دیگر مثل یک پارک جنگلی هستیم و ما را در اینجا مثل دکور گذاشتند و فقط می گذارند حرف بزنیم. اینها فقط بر ما مسلط هستند. مگر آژانس بین المللی وجود ندارد؟ اگر بین المللی هست همه باید عمل کنند. شورای امنیت، آژآنس بین المللی اتمی و دیوان دادگستری علیه ما است. اما خودشان استثتا هستند.

 این همان چیزی که امروز هم در سیاست‌ های آمریکا و اروپا به ویژه در تعریف تروریسم و امنیت ملی  دیده می‌ شود. بنابراین، برچسب تروریست برای سپاه ایران بیشتر نشان‌ دهنده جایگاه سیاسی و تأثیری است که این نیرو در منطقه دارد، نه رفتار واقعی آن. سپاه، به ‌عنوان یک نیروی رسمی دولتی و بازیگر تأثیرگذار، قابل کنترل نیست و همین آن را از دید غرب و آمریکا تهدید می ‌کند.

وقتی اروپا و آمریکا سپاه را در فهرست تروریسم قرار می‌ دهند، نباید فقط به نام و عنوان نگاه کرد. باید پرسید چه کسی غیرقابل کنترل است و چه کسی می‌ تواند بازی قدرت را تعیین کند. این نگاه، کلید فهم سیاست جهانی و جایگاه ایران در آن است.

مهدی حسینی- خبرگزاری جمهور
 
https://jomhornews.com/vdccsxqsm2bqom8.ala2.html
نام شما
آدرس ايميل شما

سپاه پاسداران این قدیسان سرافراز حافظ منافع مستضعفان جهان ومعماران حق وعدالت است.تروریست رژیم پست فطرت امریکای جنایت کارواسراییل غاصب است..
پس ربطی به ایران ندارند
هیچکدوم از یگان ها تجهیزات و عملیات های اونها حتی اسم ایرانی ندارند
جمع کن بابا قدیسان سرافراز
چی میگی اینا همشون تروریستن
ببند دهنتو حرانهای تروریست
خیلی مطلب خوبی بود
مجبوره دفترشون تهرانه
اسرائیل وحشی و آمریکای فرصت طلب همیشه به دنبال این هستند که نفوذ خود را در خاورمیانه بیشتر کنند و دست به هر جنایتی می‌زنند.
باز هم دم ایران گرم که موی دماغ اینها شده.
زنده باد ایران
نثار
زنده باد جمهوري اسلامی ایران نابود باد آمریکا و اسرائیل.
ایرانی
خبر گزاری محترم جمهور لطفا نام سپاه را این گونه به زبان بیار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کشور ایران ۰
آخرین اخبار