تعداد نظر۲
جالب است ۲
طالبان و حقیقت: دشمن مردم کیست؟

وقتی حقیقت هزینه زا شود، چه کسی باید کنار آن بایستد؟
چندی پیش نمایشنامه دشمن مردم اثر هنریک ایبسن را می‌ خواندم. نمایشنامه‌ ای که با وجود گذشت سال‌ ها، انگار درباره جهان امروز نوشته شده است.
 داستان درباره دکتری به نام توماس استوکمان است که متوجه می‌ شود آب عمومی شهر آلوده است و ادامه استفاده از آن سلامت مردم را نابود می‌ کند. او تصور می‌ کند وقتی حقیقت را بگوید، مردم و مسئولان از او حمایت خواهند کرد، چون جان انسان‌ ها مهم‌ تر از هر چیز است. اما خیلی زود می‌ فهمد در دنیای سیاست و قدرت، حقیقت همیشه ارزشمند نیست. 

وقتی مشخص می‌ شود افشای این آلودگی می‌ تواند اقتصاد شهر را نابود کند، سرمایه‌ داران را متضرر کند و اعتبار حکومت محلی را زیر سؤال ببرد، همه‌ چیز تغییر می‌ کند. 
همان مردم و مسئولانی که باید کنار او می‌ ایستادند، علیه او تحریک می‌ شوند. رسانه‌ ها عقب‌ نشینی می‌ کنند، سیاستمداران دروغ می‌ گویند و حکومت کسی را که حقیقت را گفته دشمن مردم معرفی می‌ کند. 

یک نکته مهم دیگر هم وجود دارد. در نمایشنامه، جامعه هم مقصر است. ایبسن فقط حکومت را نقد نمی‌ کند، بلکه مردم ترسیده، منفعت‌ طلب و خسته را هم نقد می‌ کند. مردمی که ترجیح می‌ دهند حقیقت را نشنوند تا آرامش ظاهری حفظ شود.
 ایبسن در این نمایشنامه یک واقعیت تلخ را نشان می‌ دهد. اینکه بسیاری از حکومت‌ ها تا زمانی از حقیقت استقبال می‌ کنند که برایشان هزینه نداشته باشد. حقیقت اگر منافع قدرت را تهدید کند، ناگهان تبدیل به خطر می‌ شود.

 این نمایشنامه فقط درباره آلودگی آب نیست. درباره ترس حکومت‌ ها از آگاهی مردم است، درباره جامعه‌ ای که گاهی برای حفظ آرامش ظاهری، چشمش را روی واقعیت می‌ بندد و درباره قدرتی که منتقد را دشمن معرفی می‌ کند تا خودش را نجات دهد. 
هنریک ایبسن در دشمن مردم از چیزی انتقاد می‌ کند که بعدها استبداد اکثریت نام گرفت. یعنی زمانی که جامعه یا توده‌ ها، تحت تأثیر ترس، منافع اقتصادی یا تبلیغات، علیه حقیقت بسیج می‌شوند.

هنگام خواندن این نمایشنامه مدام به افغانستان امروز تحت حکومت طالبان فکر می‌ کردم. به این فکر می‌ کردم که طالبان هم سال‌ هاست با حقیقت همین رفتار را می‌ کنند. هر کس از فقر، سرکوب، بیکاری، فرار مردم، ممنوعیت آموزش دختران، خاموش شدن رسانه‌ ها و ترس گسترده در جامعه حرف بزند، فوراً متهم می‌ شود که علیه نظام، علیه دین یا علیه امنیت کشور است. در حکومت طالبان حقیقت تا زمانی قابل تحمل است که چهره قدرت را خراب نکند. اگر خبرنگاری واقعیت را بگوید حذف می‌شود، اگر زن افغان از حقش حرف بزند خاموش می‌شود، اگر جوانی اعتراض کند ناپدید می‌ شود و اگر کسی درباره وضعیت واقعی افغانستان بنویسد، او را عامل غرب و دشمن معرفی می‌ کنند.
 درست مانند نمایشنامه ایبسن، مشکل اصلی خود حقیقت نیست، مشکل این است که حقیقت نظم ساخته‌ شده قدرت را به هم می‌ زند. طالبان سال‌ ها وعده امنیت و ثبات دادند اما امروز افغانستان بیشتر شبیه شهری خاموش است که مردمش از ترس، سکوت را انتخاب کرده‌اند.

 بسیاری از مردم شاید ناراضی باشند، اما خسته‌اند. خسته از جنگ، نا امنی، فقر و بی‌ آیندگی. همین خستگی بزرگ‌ ترین سرمایه حکومت طالبان شده است. حکومت‌ هایی مثل طالبان همیشه فقط با اسلحه دوام نمی‌آورند، آنها با ترس و سکوت مردم زنده می‌مانند. همان چیزی که ایبسن سال‌ها پیش فهمیده بود. اینکه گاهی جامعه آن‌ قدر از بحران می‌ ترسد که حقیقت را قربانی آرامش ظاهری می‌ کند.

 امروز در افغانستان کسی که از آزادی حرف بزند خطرناک‌ تر از کسی دیده می‌شود که آزادی را نابود کرده است. کسی که از آموزش زنان دفاع کند متهم می‌ شود، اما کسانی که میلیون‌ها دختر را از مدرسه محروم کرده‌ اند خود را ناجی جامعه می‌ دانند. این همان وارونگی خطرناکی است که در حکومت‌ های ایدئولوژیک شکل می‌گیرد. جایی که حقیقت تبدیل به جرم می‌ شود و سکوت تبدیل به فضیلت. 

یک نکته مهم دیگر هم وجود دارد. در نمایشنامه، جامعه هم مقصر است. ایبسن فقط حکومت را نقد نمی‌ کند، بلکه مردم ترسیده، منفعت‌ طلب و خسته را هم نقد می‌کند. مردمی که ترجیح می‌ دهند حقیقت را کمتر بشنوند تا آرامش ظاهری حفظ شود. این بخش برای افغانستان امروز بسیار مهم است، چون بخشی از سکوت اجتماعی در افغانستان ناشی از خستگی تاریخی، ترس از بازگشت جنگ و فروپاشی امید اجتماعی است.

طالبان تلاش کرده افغانستان را کشوری آرام نشان دهد، اما آرامش بدون آزادی بیشتر شبیه قبرستان است تا جامعه. جامعه‌ ای که در آن مردم از ترس حرف نمی‌ زنند، الزاماً راضی نیستند. سکوت همیشه نشانه رضایت نیست، گاهی نشانه خفگی است. شاید به همین دلیل نمایشنامه دشمن مردم هنوز هم زنده است، چون درباره یک شهر کوچک در نروژ نیست، درباره همه حکومت‌ هایی است که از حقیقت می‌ ترسند و هرکس حقیقت را بگوید، دشمن می‌نامند.

 در کشوری که  حقیقت و منتقد دشمن مردم نامیده می‌ شود، پس چه کسی واقعاً دشمن مردم است؟

مهدی حسینی- خبرگزاری جمهور
https://jomhornews.com/vdcjv8evmuqehtz.fsfu.html
نام شما
آدرس ايميل شما

امی افغانستان هیچوقت آباد نمشه هر روز خرابتر شده میره
ای جمله ره زیاد شنیدم مردم خیلی وقت است که‌ دیگه امیدی به آینده ندارند بخصوص بعد آمدن طالب
دشمن مردم قطعا طالبان است
آخرین اخبار