در بازارهای شلوغ هرات، صدای چانهزنی زنان برای خرید برقع، این روزها شبیه موسیقی ناخواستهای است که در گوش شهر پیچیده است.
در بازارهای شلوغ هرات، صدای چانهزنی زنان برای خرید برقع، این روزها شبیه موسیقی ناخواستهای است که در گوش شهر پیچیده است.
خبرگزاری جمهور: زنی که روزی با لبخند و اعتماد به نفس در کلاس درس حضور مییافت، حالا مجبور است با چشمانی خسته، پشت شیشههای مغازههای برقع فروشی، قیمتها را بسنجَد.
«این برقع چند است؟»
«همیشره به یازده صد افغانی، دیگری به نهصد.»
«آخرش به چندی میدهید؟»
«یک پنجاهی هم شما ندهید!»
این دیالوگها، نمونهای از واقعیتی است که بسیاری از زنان شاغل در هرات اکنون با آن مواجهاند؛ واقعیتی که ناشی از اجرای قوانین جدید طالبان است.
در گوشهای دیگر از بازار، گروهی از زنان معلم به هم نگاه میکنند و درباره قیمتها و کیفیت برقعها با هم صحبت میکنند.
یکی از آنها میگوید: «قبلاً هیچ وقت فکر نمیکردم روزی برسد که خرید یک تکه پارچه، تبدیل به استرس شود.»
صدای خندهای کوتاه و خشک از میان گروه شنیده میشود؛ خندهای که بیشتر عصبانیت و ناامیدی را پنهان میکند تا شادی.
این بازارها اکنون نه تنها محلی برای خرید، بلکه نمادی از محدودیتها و فشارهای جدید بر زنان است؛ جایی که هر برقع، به نوعی یادآوری اجبار و کنترل است.
زنان هنگام انتخاب رنگ و جنس برقع، نه تنها به سلیقه شخصی، بلکه به قوانین تازه و نگاه جامعه نگاه میکنند؛ نگاهی که هر روز بیشتر از قبل آزادی آنان را تحت فشار قرار میدهد.
این پوشش، دیگر تنها یک انتخاب فرهنگی یا مذهبی نیست، بلکه نماد کنترل و محدودیت زنان در فضای عمومی است.
برقع، که اصالتاً از هند آمده و ریشه در پوشش سنتی هندوها دارد، در طول قرنها مسیر پیچیدهای را طی کرده است؛ از نماد محافظت اجتماعی و فرهنگی گرفته تا ابزاری برای محدود کردن حضور زنان در جامعه.
اما در هرات امروز، برقع بیش از هر زمان دیگری به یک ابزار سیاستگذاری تبدیل شده است؛ وسیلهای برای اجبار و فشار، نه انتخاب.
معلمان زن، به ویژه، اکنون در نقطه تمرکز این فشارها قرار دارند. آنان که ستون فقرات آموزش زنان بودند، حالا باید روزانه بین تعهد حرفهای و قوانین سختگیرانه طالبان دست و پنجه نرم کنند.
خرید برقع، چانهزنی بر سر قیمت و کیفیت آن، حتی به یک تجربه روزمره تبدیل شده است، تجربهای که بازتاب دهنده تضاد میان نیازهای مالی زنان و فشارهای اجتماعی است.
یک معلم هراتی میگوید: «برار، ما چقدر معاش میگیریم از مکتب که بتوانیم اینقدر پول بدهیم؟ کمتر حساب کنید!» سخنی کوتاه اما پرطنین که نشان میدهد اجبار پوشیدن برقع، علاوه بر محدودیت آزادی، فشار اقتصادی شدیدی بر زنان شاغل وارد کرده است.
فعالان حقوق زن این اقدامات طالبان را یک عقبگرد بزرگ و نقض آشکار حقوق انسانی زنان میدانند.
فهیمه سعادت، از فعالان و مدافعان حقوق زنان مقیم آلمان به خبرگزاری جمهور میگوید سیاست اجباری پوشش، تنها به منزله پوشاندن ظاهر زنان نیست؛ بلکه تلاشی است برای حذف حضور زن از فضای عمومی و محدود کردن آزادیهای فردی آنان.
هرات، شهری که زمانی با حضور زنان معلم، دانشجو و فعال فرهنگی شناخته میشد، اکنون شاهد یک تغییر فرهنگی تحمیلی است؛ تغییراتی که در ظاهر با پوشش زنان ارتباط دارد، اما در واقع کنترل اجتماعی و سیاسی طالبان را تقویت میکند.