رئیس شورای علمای جبهه مقاومت ملی افغانستان میگوید که بررسی عملکرد گروه طالبان نشان میدهد که این گروه در عمل نه به شریعت مُنزَل پایبند است و نه به شریعت مُؤوَّلِ مبتنی بر اجتهاد معتبر.
به گزارش خبرگزاری جمهور، مولوی حبیبالله حسام رئیس شورای علمای جبهه مقاومت ملی افغانستان شب گذشته(۱۰دلو) در اظهارنظری تازه گفت: درک صحیح از شریعت اسلامی مستلزم تفکیک میان سطوح و انواع مختلف آن است. غفلت از این تمایز، زمینهساز تحریف مفاهیم دینی، سوءاستفاده از دین و نسبتدادن رفتارها و عملکردهای ناصواب به اسلام میشود.
وی افزود: از اینرو، میتوان شریعت را به سه نوع کلی تقسیم کرد: شریعت مُنزَل، شریعت مُؤوَّل و شریعت مُبدَّل.
حسام در صفحه اکس خود نوشته است: شریعت مُنزَل عبارت است از کتاب خداوند متعال (قرآن کریم) و سنت پیامبر اسلام ﷺ که بهعنوان دین اسلام شناخته میشود و دارای ماهیتی الهی، وحیانی و آسمانی است. این شریعت، بنیان اصلی ایمان، اخلاق و نظام حقوقی اسلام را تشکیل میدهد و معیار نهایی سنجش صحت یا بطلان سایر برداشتها، تفسیرها و عملکردهای دینی به شمار میآید.
شریعت مُؤوَّل حاصل فهم، اجتهاد و تفسیر عالمان دین ـ از جمله فقیهان، مفسران و محدثان ـ از متون دینی است. این نوع شریعت در چارچوب اصول معتبر علمی، قواعد اجتهادی و روشهای استنباطی، و در پرتو کتاب و سنت شکل میگیرد.
شریعت مُؤوَّل، هرچند ماهیتی بشری و خطاپذیر دارد، اما در صورتی که به ضوابط اجتهاد پایبند باشد و با نصوص قطعی و مقاصد کلی شریعت تعارض نداشته باشد، تلاشی مشروع و محمود برای تطبیق آموزههای دینی با شرایط متغیر زمان و مکان محسوب میشود.
با این حال، این نوع شریعت از حیث قطعیت و حجیت، همسنگ شریعت مُنزَل نیست و ذاتاً میتواند محل اختلاف نظر میان عالمان قرار گیرد.
در مقابل، شریعت مُبدَّل قرار دارد که شامل بدعتها، خرافات، هواپرستیها و انواع دینسازیهایی است که فاقد ریشه در کتاب و سنت بوده و غالباً در تعارض آشکار با مقاصد کلی شریعت اسلامی قرار دارند. این نوع شریعت نه مبتنی بر وحی است و نه متکی بر اجتهاد معتبر، بلکه اغلب بازتابدهنده منافع سیاسی، قبیلهای یا ایدئولوژیک گروهها و جریانهای خاص است.
این عالم دین بیان داشت: با توجه به این چارچوب نظری، بررسی عملکرد گروه طالبان نشان میدهد که این گروه در عمل نه به شریعت مُنزَل پایبند است و نه به شریعت مُؤوَّلِ مبتنی بر اجتهاد معتبر. بخش قابل توجهی از احکام، سیاستها و رفتارهای تحمیلی طالبان در حوزه شریعت مُبدَّل قرار میگیرد؛ شریعتی آمیخته با خشونت، قرائتهای قشری، حذف عقلانیت دینی و نادیدهگرفتن مقاصد شریعت که به نام اسلام بر جامعه تحمیل میشود.
مولوی حسام هشدار داد که پیامد چنین رویکردی، ایجاد نفرت عمومی نسبت به اسلام، مخدوششدن چهرهٔ دین در اذهان مردم و تقویت اسلامهراسی در سطح ملی و بینالمللی است.
به گفته مولوی حسام، این قرائت تحریفشده از اسلام، عملاً در راستای منافع جریانهای استعماری و ضداسلامی عمل میکند؛ جریانهایی که همواره از نمایش چهرهای خشن، غیرعقلانی و واپسگرا از اسلام، برای تضعیف جوامع اسلامی و مشروعسازی مداخلههای خود بهره بردهاند.
این عالم دین تاکید کرد که تفکیک دقیق میان شریعت مُنزَل، شریعت مُؤوَّل و شریعت مُبدَّل نهتنها یک بحث نظری، بلکه ضرورتی فکری، دینی و اجتماعی برای دفاع از اصالت اسلام و مقابله با سوءاستفادههای ایدئولوژیک از دین به شمار میآید.