امنیتیسازی در عملکرد دولتهای مجاور با کانونهای بحرانخیز یا دولتهایی که با دستورکارهای بلندپروازانه امنیتی به دنبال اجرای اقدامات خاص هستند، امری رایج است. این دولتها با توجه به اولویتهای امنیتی خود که در چارچوب واقعگرایی سیاسی، تدافعی یا تهاجمی تعریف میشود، برای اجرای این اقدامات نیازمند توجیهسازی و فراهمسازی بسترهای لازم هستند.
اقدام اخیر کشورهای همسایه افغانستان، مانند ایران، پاکستان و تاجیکستان، در اخراج سریع و بدون وقفه پناهجویان افغانستانی که از ترس شکنجه، ترور و سیاستهای تبعیضآمیز طالبان به این کشورها پناه بردهاند، را میتوان در قالب اقدامات امنیتیساز تحلیل کرد. بر اساس نظریه کپنهاگ، دولتها با تبدیل یک موضوع به تهدید وجودی، آن را از حوزه عادی سیاست به حوزه امنیتی منتقل میکنند. با این کار، دولتها تلاش میکنند اقدامات امنیتی خود را در راستای منافع حیاتیشان توجیه کنند و این اقدامات را برای اقناع جامعه، همسایگان و سایر کشورها مشروع جلوه دهند.
در اصل، نظریه امنیتیسازی مستلزم سه مؤلفه اساسی است:
۱. بیانیه امنیتیساز که توسط دولت یا مرجع امنیتی صادر میشود و نخستین گام در بسترسازی روند امنیتیسازی است.
۲. فاعل امنیتیساز که معمولاً دولت است.
۳. مرجع امنیتی که به اصل تهدید اشاره دارد.
4. نیاز به اقدام فوری که واکنشی باشد در برابر تهدید های بالقوه امنیتی
همچنین، مخاطبان (مردم) و مقبولیت عمومی، و موجودیت تهدید (در اینجا اقامت پناهجویان) نیز از اجزای کلیدی این فرآیند هستند. دولتها برای توجیه اقدامات خود، به صورت زنجیروار به این مؤلفهها نیاز دارند و یکی پس از دیگری آنها را اجرایی میکنند.
در این بستر، کشورهای همسایه افغانستان، حضور پناهجویان را به عنوان تهدیدی برای امنیت ملی خود بازنمایی میکنند و با توسل به اقدامات امنیتی، زمینه را برای اتخاذ تدابیر فراتر از عرف در راستای اهداف خود فراهم میآورند. امنیتیسازی به دولتها اجازه میدهد تا اقدامات استثنایی (مانند اخراج فوری و بدون طی مراحل حقوقی) را توجیه کنند؛ امری که در شرایط عادی غیرقابل قبول است. در چنین شرایطی، دولتها با اختیارات فوقالعاده و بستر ذهنی آماده، میتوانند از این اقدامات برای تأمین منافع حیاتی خود بهره ببرند.
در این روند، نه تنها دولتها بلکه سایر مراجع امنیتیساز و نخبگان سیاسی و امنیتی نیز با استفاده از گفتمانهای خاص، افکار عمومی را برای پذیرش این اقدامات آماده میسازند و فضای روانی لازم را ایجاد میکنند تا مقبولیت عامه را به دست آورند. از آنجا که این اقدامات در چارچوب واقعگرایی سیاسی و اولویتدهی به امنیت دولتها قابل فهم است، هر اقدام امنیتی، حتی اگر ناقض حقوق بشر باشد، به سرعت از سوی جامعه پذیرفته میشود. به همین دلیل، امنیتیسازی به عنوان اقدامی عاجل و توجیهپذیر، زمینه را برای نادیده گرفتن تعهدات حقوق بشری و بینالمللی کشورها نسبت به پناهجویان فراهم میکند.
اما این پرسش مطرح میشود که چرا کشورهایی چون تاجیکستان، ایران و پاکستان، با وجود آگاهی از خطرات ناشی از اخراج بیرویه پناهجویان و پیامدهای آن برای بیثباتی افغانستان و منطقه، باز هم به این اقدام همزمان دست میزنند؟ در حالی که همه این کشورها میدانند اخراج گسترده پناهجویان میتواند به بحرانهای انسانی و امنیتی جدیدی منجر شود که فراتر از مرزهای افغانستان تأثیرگذار خواهد بود.
پاسخ فوری این است که این کشورها، با وجود آگاهی از پیامدهای منفی، به دلیل اولویتدهی به امنیت داخلی، فشارهای داخلی، منافع کوتاهمدت، ضعف نهادهای مدنی و محاسبات سیاسی و امنیتی، به این اقدامات مبادرت میورزند. این رفتار، نمونه بارز غلبه منطق امنیتیسازی و واقعگرایی سیاسی بر ملاحظات انسانی و منطقهای است. هرچند این محاسبات امنیتی ممکن است راهحلی فوری برای بحران موجود باشد، اما از نظر استراتژیک و آینده منطقه، این اقدامات اثرات مخربی بر جای خواهد گذاشت.
بیاعتمادی مزمن، استفاده از ابزارهای نیابتی برای پیشبرد دستورکارهای امنیتی، تلاش برای تسکین اعتراضات داخلی و منحرف ساختن توجه عمومی، بسترسازی برای تحقق برنامههای امنیتی آینده، تمرکز بر صنعت دفاعی و هزینهسازیهای هنگفت برای حفظ نظامهای اقتدارگرا، از جمله اهداف این کشورها در اتخاذ چنین رویکردی است. افزون بر این، هر سه کشور از تشدید فعالیتهای تروریستی در خاک افغانستان تحت سلطه طالبان نگراناند و برای رفع این نگرانیها، به اقدامات پیشگیرانه امنیتی دست میزنند و از پناهجویان به عنوان ابزار فشار سیاسی و امنیتی علیه طالبان یا حتی قدرتهای فرامنطقهای استفاده میکنند.
در واقع، هر سه کشور همسایه افغانستان، از کارت پناهجویان افغانستانی به عنوان ابزاری امنیتی بهره میبرند تا در بازیهای ژئوپولیتیک منطقهای قربانی نشوند. اخراج همزمان پناهجویان میتواند مشروعیت رژیم طالبان را زیر سؤال ببرد و روابط آنها با نهادهای بینالمللی را تیره کند. با تیره شدن این روابط، طالبان بیش از پیش به همسایگان وابسته میشوند و ناچارند به نگرانیهای امنیتی این کشورها پاسخ دهند.
در مجموع، دولتهای همسایه افغانستان با یک اقدام هماهنگ، در پی تحقق اهداف امنیتی، سیاسی، اقتصادی و ژئوپولیتیک خود هستند که بر منافع حیاتیشان استوار است و میتواند پاسخگوی نیازهای فوری آنها در فضای پرتنش کنونی باشد. متأسفانه، پناهجویان افغانستانی امروز به یک سوژه امنیتی بدل شدهاند و به عنوان مرجع امنیتیسازی، مورد توجه کشورهای همسایه قرار گرفتهاند.
تقریبا دو سه ساله که مردم ایران خواهان اخراج اتباع عیرمجاز هستن و ساماندهی مجازها و ربطی به جنگ ایران و اسراییل هم نداره مشکلات حصور اتباع در ایران کاملا روشن و مملوس بود
شما افغان ها غیر قابل اعتماد ترین مردم هستید
فقط در مورد ایران چند مطلب را بشنوید
بیش از چهل سال است که بیشترین حجم ورود مواد مخدر از افغان ستان به ایران است هزاران نفر از نیروی پلیس ایران در راه مبارزه با موادمخدر شهید شدند صدها هزار نفر مردم ایران درگیر اعتیاد شدند و هزاران میلیارد تومان بودجه مملکت خرج مبارزه با مواد مخدر شد
میلیون ها لیتر سوخت بنزین و گازوئیل توسط افاغنه از ایران قاچاق و میلیارد دلار خسارت سالانه به اقتصاد ایران توسط شما وارد می شود
صدها تن مواد غذایی که یارانه دولتی دارد توسط شما از کشور ایران به افغان قاچاق می شود
اکثر گروهای تروریستی از مرز افغان وارد ایران شده و اکثر عملیات تروریستی در کشور توسط افاغنه انجام می گیرد
بیش از شش میلیون نفر بصورت قاچاق وارد ایران شده و به مردم ایران شبیخون زدند
ایا انتظار دارید مردم ورود شما را بصورت امنیتی نبینند؟؟!!!
بسیار پر رو و وقیح و نمک به حرام و قدر نشناسید
به امید روزی که اخرین افغانی از کشور ایران اخراج و جشن ملی خروح افاغنه را بگیریم
آقا شما فکر کن کسانی با ما زندگی میکنند که هیچ مدرکی ندارند هیچ پرونده ای ندارند میتونن هرکاری بکنند از تجاوز دزدی کتک کاری بعد عین سایه گم بشند. ما تو ایران برای کارت ملی برای ثبت نام تو مدارس برای هر کاری اثر انگشت میدیم هر کاری کنیم به راحتی پیدامون میکنن ولی یه مهاجرغیر قانونی چی؟ واقعا برای خودتون تصور این نوع زندگی ترسناک نیست؟