تعداد نظر۱
جالب است ۰
بسیاری از منتقدان سفر معنادار خلیلزاد به کابل، بلافاصله پس از جنگ مرگبار اخیر میان طالبان و پاکستان را نشانه‌ای تازه از رد پای واشنگتن در جنگ اخیر و تحولات استخباراتی و امنیتی ناشی از آن ارزیابی کرده و نسبت به پیامدهای نقش‌آفرینی خلیلزاد در معادلات سیاسی و امنیتی افغانستان در زمان کنونی هشدار داده‌اند. با این حال، حضور او در یک جلسه اقتصادی میان ملا برادر و شاهر التقی، رئیس شرکت عربستانی دلتا اینترنشنل، پرسش‌های تازه‌ای را درباره ابعاد و اهداف مأموریت جاری‌اش در کابل برانگیخته است.
خلیلزاد در کابل چه می‌کند؟
عبدالغنی برادر؛ معاون اقتصادی نخست‌وزیر طالبان، روز جمعه ۲ عقرب در دفتر کارش با شاهر التقی، رئیس اجرایی شرکت «دلتا اینترنشنل» عربستان دیدار کرد. در تصاویری که دفتر آقای برادر منتشر کرده، دیده می‌شود که در این دیدار رسمی، زلمی خلیلزاد نیز حضور دارد.
 
دفتر ملا برادر اعلام کرد که دوطرف در این دیدار درباره اکتشاف، استخراج و توسعه خطوط لوله گاز در افغانستان گفت‌وگو کرده‌اند.
 
شرکت دلتا اینترنشنل، یک شرکت سعودی فعال در بخش نفت و گاز مستقر در جده، پیش‌تر در پروژه‌های بزرگی مانند «قرارداد قرن» در آذربایجان و کنسرسیوم خط لوله گاز در ترکمنستان مشارکت داشته است.
 
زلمی خلیلزاد از چهارشنبه ۳۰ میزان در کابل به سر می‌برد.
 
مشخص نیست که طالبان و عربستان سعودی چگونه درباره معادن، منابع زیرزمینی و ذخایر نفت و گاز افغانستان معامله می‌کنند و این معاملات تا چه اندازه منافع ملی افغانستان را تأمین خواهد کرد و چه تضمینی وجود دارد که بخشی از سود حاصل از این معاملات به جیب القاعده و سایر شبکه‌های تروریستی مورد حمایت مشترک عربستان و طالبان نرود. طالبان به‌عنوان یک رژیم نامشروع از حمایت حداکثری مردم افغانستان برخوردار نیستند و به همین دلیل، تمام تصمیمات، اقدامات و قراردادهای این گروه، به‌ویژه در زمینه استخراج منابع زیرزمینی و ذخایر معدنی کشور، فاقد مشروعیت ملی و غیرقانونی تلقی می‌شود.
 
از سوی دیگر، حتی در ساختار سیاسی نامشروع طالبان نیز قوه قانون‌گذاری وجود ندارد تا قراردادهای بزرگ مرتبط با دارایی‌های ملی را بررسی کرده و به آن‌ها مشروعیت ببخشد.
 
بنابراین، آنچه در نشست اخیر میان ملا عبدالغنی برادر، معاون اقتصادی نخست‌وزیر طالبان، و شاهر التقی، رئیس اجرایی شرکت دلتا اینترنشنل، در کابل رد و بدل شده، پیش از آن‌که به گفت‌وگویی شفاف میان دو مقام رسمی درباره یک قرارداد قانونی شباهت داشته باشد، به یک معامله مافیایی شبیه است.
 
این اما تنها عاملی نیست که مشروعیت و اعتبار قانونی رایزنی‌ها و قراردادهای احتمالی طالبان با شرکت سعودی و سایر شرکت‌های فعال در عرصه اقتصاد و معادن افغانستان را به چالش می‌کشد و زیر سؤال می‌برد؛ بلکه آنچه در ملاقات اخیر ملا برادر با رئیس شرکت عربستانی بیش از همه جلب توجه کرد، حضور یک طرف ثالث یعنی زلمی خلیلزاد، نماینده پیشین امریکا در امور افغانستان بود.
 
خلیلزاد که از او به‌عنوان عامل اصلی به قدرت رساندن طالبان یاد می‌شود، اخیراً در سفری شخصی و غیررسمی به کابل رفته و با مقامات مختلف طالبان، از وزیر دفاع تا معاون اقتصادی نخست‌وزیر این رژیم، دیدار و گفت‌وگوهای پنهانی داشته است.
 
پیش از این، بسیاری از منتقدان سفر معنادار خلیلزاد به کابل، بلافاصله پس از جنگ مرگبار اخیر میان طالبان و پاکستان را نشانه‌ای تازه از رد پای واشنگتن در جنگ اخیر و تحولات استخباراتی و امنیتی ناشی از آن ارزیابی کرده و نسبت به پیامدهای نقش‌آفرینی خلیلزاد در معادلات سیاسی و امنیتی افغانستان در زمان کنونی هشدار داده‌اند. با این حال، حضور او در یک جلسه اقتصادی میان ملا برادر و شاهر التقی، رئیس شرکت عربستانی دلتا اینترنشنل، پرسش‌های تازه‌ای را درباره ابعاد و اهداف مأموریت جاری‌اش در کابل برانگیخته است.
 
با توجه به این رویداد، به نظر نمی‌رسد که خلیلزاد در این سفر صرفاً مأموریت لابی‌گرانه خود برای مشروعیت‌بخشیدن به رژیم طالبان و نجات آن از مخمصه مرگبار جنگ با پاکستان و مناقشات ژئوپلیتیکی را دنبال کند؛ بلکه او حتی در نظر دارد روابط اقتصادی طالبان با بازیگران منطقه‌ای و شرکت‌های فراملیتی را تسهیل کند و از این مسیر، هم به تأمین منابع مالی رژیم طالبان کمک کند و هم سود سرشار خود را به‌عنوان یک لابی‌گر فعال، پرنفوذ و باتجربه به دست آورد.
 
تجربه نشان داده است که طرف‌های امریکایی با مشارکت بازیگران منطقه‌ای، به‌ویژه شاهزادگان ثروتمند عرب، در گذشته نیز با طالبان و القاعده زدوبندهای مافیایی داشته‌اند و از این رهگذر به سودهای کلانی دست یافته‌اند. دو نمونه برجسته در این زمینه، فعالیت شرکت خاندان بن‌لادن با مشارکت و سهام‌داری شاهزادگان آل‌سعود، دولت امریکا، شبکه القاعده و البته طالبان، و همچنین مشارکت طالبان مستقر در دوحه و شرکت‌های تحت مدیریت آن‌ها در پروژه‌های عظیم و سودآور مربوط به میزبانی قطر از جام جهانی است.
 
بنابراین، لابی‌گری خلیلزاد میان یک شرکت نفتی سعودی و طالبان، هم به‌منظور تأمین منابع مالی رژیم حاکم بر افغانستان صورت می‌گیرد و هم ممکن است خود آقای خلیلزاد، سودی سرشار از این لابی‌گری به دست آورد و یکی از سهام‌داران پروژه‌های آینده میان سعودی‌ها و طالبان برای تاراج و استخراج منابع معدنی و ذخایر زیرزمینی افغانستان باشد.
 
عبدالمتین فرهمند – جمهور
 
https://jomhornews.com/vdchmqnzm23n6kd.tft2.html
نام شما
آدرس ايميل شما

شریک کمپنی عربی باشد .
آخرین اخبار