سومین دور گفتوگوهای طالبان و پاکستان روز پنجشنبه (۱۵ عقرب) در شهر استانبول ترکیه آغاز شد. دو طرف درباره سازوکاری برای دوام آتشبس گفتوگو میکنند.
این مذاکرات با حضور نمایندگانی از قطر و ترکیه برگزار میشود و تمرکز آن بر جلوگیری از فروپاشی آتشبس میان پاکستان و اداره طالبان است.
هیأت طالبان شامل عبدالحق وثیق، رئیس استخبارات، و پنج عضو دیگر است: سهیل شاهین، رحمتالله نجیب، قهار بلخی، ذاکر جلالی و انس حقانی.
ریاست هیأت پاکستانی را عاصم ملک، رئیس سازمان اطلاعاتی پاکستان (آیاسآی)، بر عهده دارد.
ترکیب هیأتهای دوطرف در این دوره از مذاکرات نشان میدهد که سازمانهای جاسوسی و استخباراتی پاکستان و طالبان مستقیماً وارد معامله شدهاند تا بحران را بهطور ریشهای حلوفصل کنند.
کارشناسان میگویند این امر، اهمیت و حساسیت سومین دور مذاکرات طالبان و پاکستان را بهشدت افزایش داده و به همان میزان آن را خطیر و دشوار کرده است.
بهبیان دقیقتر، حضور روسای سازمانهای جاسوسی طالبان و پاکستان در رأس هیأتهای مذاکرهکننده در نشست استانبول، نتیجه رایزنیهای فشرده دیپلماتیک است؛ از جمله آنچه اسحاق دار، وزیر خارجه پاکستان، از شش تماس تلفنی با امیرخان متقی در یک روز خبر داده بود. این بدان معناست که این بار گفتوگوها از اهمیت بالایی برخوردار است و مدیریت این دوره از مذاکرات را مقامات ارشد بر عهده دارند.
یکی از دلایل اصلی این تحول شاید این باشد که در دور اول مذاکرات، که پس از چهار روز گفتوگوی فشرده به شکست انجامید، هم طالبان و هم پاکستان طرف مقابل را به نداشتن صلاحیت متهم کردند.
بنابراین، با حضور رئیس سازمان جاسوسی طالبان و رئیس آیاسآی بهعنوان رهبران هیأتهای مذاکرهکننده، این بار هیچیک از دو طرف نمیتواند ادعا کند که طرف مقابل صلاحیت ندارد.
از سوی دیگر، حضور مستقیم روسای سازمانهای جاسوسی و استخباراتی دو طرف در مذاکرات جاری نشاندهنده آن است که دستور کار این دوره نسبت به دور شکستخورده قبلی اهمیت مضاعف دارد. به همین ترتیب، هم طالبان و هم پاکستان تلاش میکنند تا مواضع و منافع خود را با قدرت تأمین کنند.
این در عین حال میتواند نشانهای نگرانکننده نیز باشد؛ اینکه نه طالبان قصد دارند از مواضع خود کوتاه بیایند و نه پاکستان. بنابراین، به همان میزان که حضور بالاترین مقامات جاسوسی و استخباراتی دو طرف در مذاکرات استانبول میتواند نشانگر اهمیت مذاکرات باشد، خطر فروپاشی سریع و عدم توافق بر مسائل مورد مناقشه را نیز افزایش میدهد.
از سوی دیگر، سایر تحولات مرتبط با روابط طالبان و پاکستان و تنشهای اخیر میان دو طرف نیز چندان امیدبخش نیست؛ همان چیزی که بر فضای مذاکرات استانبول سایه افکنده و دستیابی به توافقی سریع، پایدار و بلندمدت را دشوارتر میکند.
بهعنوان نمونه، گفته میشود هیأت طالبان پیش از سفر به استانبول در قندهار با ملا هبتالله آخوندزاده دیدار کرده و در آن دیدار، رهبر طالبان تأکید کرده است که آنها هرگز نباید دستورات اسلامآباد را بپذیرند و در برابر خواستههای پاکستان تمکین کنند.
همچنین، یک مقام ارشد نظامی طالبان در آستانه مذاکرات استانبول به مرز دیورند سفر کرده و گفته است که افغانستان با پاکستان هیچ مرز مشترکی ندارد؛ خط دیورند یک مرز فرضی است.
اگر این موضعگیری را در کنار درگیری اخیر میان مرزبانان طالبان و پاکستان در منطقه اسپینبولدک قرار دهیم، نشاندهنده آن است که مذاکرات استانبول هرگز آنگونه که انتظار میرود پیش نخواهد رفت و مسیر دستیابی به صلح همچنان دشوار، پرچالش و پیچیده خواهد بود.
حتی اگر از مواضع ابرازشده از سوی طالبان نسبت به پاکستان چشمپوشی کنیم، آگاهان میگویند که شکافهای میان دو طرف بهاندازهای عمیق، ریشهدار و تاریخی هستند که هرگز نمیتوان انتظار داشت با یک یا چند دور مذاکره بهسادگی قابل حلوفصل باشند. به همین دلیل، دستیابی طالبان و پاکستان به یک راهحل صلحآمیز دائمی و پایدار در مذاکرات استانبول بسیار خوشبینانه و غیرواقعبینانه خواهد بود.
عبدالمتین فرهمند – جمهور










