تعداد نظر۱
جالب است ۲
شناخت من از رهبران سیاسی (محمدیونس قانونی)

این قسمت: محمدیونس قانونی

با محمدیونس قانونی در انتخابات ریاست جمهوری سال 1383 آشنا شدم. زمانی که او کاندیدای انتخابات شد، با جمعی از دوستان، مسئولیت ستاد انتخاباتی وی را در میان مهاجرین افغانستانی مقیم ایران پذیرفتیم. بعدا تلاش زیادی کردیم که ایشان در سال 1384 به ریاست پارلمان افغانستان برسد. ما برای اثرگذاری بر رأی و نظر نمایندگان پارلمان از ایشان در برابر استاد سیاف همه روزه با نگارش و انتشار مطالبی در ویژه نامه هایی که در تالار مجلس نمایندگان توزیع می شد، حمایت می کردیم.

جمعی از دوستان و بزرگان ما برای اینکه ایشان رئیس مجلس نمایندگان بشود همراه با یک تیم، در مقابل مرحوم استاد ربانی هم استدلال می کردند. نهایتا بیشترین اثر بر انتخاب آقای قانونی به ریاست پارلمان را بدون شک استاد ربانی شهید ایفا کرد. ایشان در آخرین شب از رأی گیری بنابر شروط مهمی، از نامزدی خویش به نفع آقای قانونی انصراف داد و مجموعه بزرگی شامل 122 نماینده پارلمان در مقابل 117 رأی استاد سیاف؛ آقای قانونی را بعنوان رئیس انتخاب کردند. دو شرط مهم استاد شهید که به یادم مانده، یکی انحلال و ادغام حزب افغانستان نوین (که جناب قانونی صاحب آن را ایجاد کرده بود) در جمعیت اسلامی بود و یکی هم استاد شهید رهبری اپوزیسیون داخل مجلس برعهده داشته باشند.

قبل از رئیس شدن جناب قانونی، ایشان را معمولا زود می دیدیم و بعد از ریاست هم، ایشان انصافا در جمع بزرگی از نمایندگان پارلمان از بنده به نیکی یاد کرد و جمله ای که فراموشم نمی شود گفت که آقای مدنی از کسانی است که بیشترین تأثیر را در پیروزی ما داشته است.
از همانجا دانستم که آقای قانونی شخصیتی ناسپاس نیستند؛ ولو کمترین همکاری را، بزرگ می بینند و این برای من ارزشمند بود.

ایشان مایل بود من مسئولیتی در ریاست ارتباطات عامه پارلمان داشته باشم؛ اما برخی نمایندگان قومگرای پارلمان در برابر من به سختی موضع مخالفت می گرفتند تا جایی که جناب قانونی صاحب، از آمدن من در آن وظیفه صرف نظر نمود و صادقانه یک عصر، در مسیری که با موتر ایشان به سمت مجلس فاتحه ای در مسجد شاه دوشمشیره می رفتیم گفت: مدنی صاحب! در مورد خودت خیلی کارشکنی می کنند و حساسیت نشان می دهند! منظورش عده ای وکلای پشتون بود که از قدرتمندترشدن آقای قانونی می ترسیدند. همانجا از ایشان خواستم که در مورد من اصرار نکنند.
بعد از آن، من عمداً تمام ارتباط هایم را با جناب شان قطع کردم و مصروفیت روزنامه نگاری خود را با پیام مجاهد ادامه دادم.

تا زمانی که آقای قانونی ریاست مجلس نمایندگان را برعهده داشت، این مجلسِ پر شر و شور را به خوبی مدیریت می کرد. همگان احترامش را داشتند، پرستیژ ریاست را هم داشت. تعامل خوبی هم با حاکمیت داشت. کارهای مفیدی هم انجام داد. نگاه باز به جامعه داشت. تا می توانست از نفاق و قومیت گرایی اجتناب می کرد. به مردم ما نگاه خیلی باز و همپذیر داشت. با مردم ما واقعا صادق بود. هیچگونه تعصب قومی و مذهبی نداشت. برای من که شیعه مذهب بودم می دانستم که در تصویب قانون احوال شخصیه اهل تشیع، خیلی تأثیر مفید داشتند و بسیار محسنات دیگر که می توان از کارنامه ایشان برشمرد. 

در انتخاب ریاست مجلس به سال 1390 نیز آقای قانونی با بنده تماس گرفت؛ بعد از پنج سال. سالهایی که هیچگونه تماس و تعاملی وجود نداشت. از ایشان دلگیر بودم. تمایلی برای همکاری نداشتم اما رفتم. میخواستند بازهم بعنوان ریاست مجلس کاندیدا شوند. اتفاقا روز قبل از دیدارمان، دوست گرامی ام جناب عبدالحفیظ منصور از تصمیم قطعی اش برای نامزدی بر ریاست پارلمان به من گفته و از من تقاضای همکاری داشت. او طرحی داشت که قطعا منجر به شکست استادسیاف و آقای قانونی می شد. از دید او این دو بزرگترین شانس برای ریاست بودند و او برای آنکه بتواند هردو را از میدان خارج کند؛ طرح خود را مفصلاً با من در میان گذاشته بود.

روز بعد که آقای قانونی را دیدم، اخلاقاً نمی توانستم چیزی از طرح محرمانه آقای منصور به ایشان بگویم. اما همانجا اصرار کردم که هر طور میشود آقای منصور را ببینید و حمایت او را جلب کنید. جناب قانونی دلایلی گفتند و اهمیتی قائل نشدند. گفتم: چیزی که من می دانم شما باید حتما با آقای منصور بنشینید و تفاهم کنید؛ اما ایشان بازهم جدی نگرفتند.
نتیجتاً همان شد که می ترسیدم. و ماجراهایی شد که روزگاری در وبلاگ خودم از حواشی آن نوشته بودم. من در آن اتفاقات صداقت سیاسی آقای قانونی را در مقابل وطندارش مشاهده کردم.

با وفات مارشال فهیم معاون اول رئیس جمهور؛ جناب قانونی صاحب از مجلس نمایندگان به معاونیت اول ریاست جمهوری رسید. من آن روزها سخت درگیر گرفتن مجوز خبرگزاری جمهور بودم که برای من اهمیت حیاتی داشت. اداره امنیت ملیِ زمان کرزی، سخت با ما لج کرده بود و با صدور مجوز برای ما مخالفت می کرد و ما بناچار چندسال بدون مجوز، فعالیت کردیم. از جناب قانونی صاحب خواستم که بعنوان معاون رئیس جمهور به رئیس امنیت امر کند که دست از لجاجت با ما بردارد. اما ایشان این همکاری را با ما نکردند. انگار این مهمترین خواسته زندگی من بود که معاون اول رئیس جمهور می توانست اما نکرد. دلم برای همیشه از آقای قانونی شکست و برای همیشه راهم را از ایشان جدا کردم. و بعد شد هزار قصه و کرده که می شود گفت و نمی شود گفت.
......
حالا که هر کدام از بزرگان ما به جایی رفته اند و سرنوشت وطن ما به دست کفتارها افتاده است؛ حالا که از نسل جوان ما جز غُر زدن و انتقاد کردن نمی آید؛ حالا که ما و مردم ما نیاز به ساماندهی و قوت و تشکیل جبهه داریم؛ نیاز ما اینست که از تجارب، از توانمندی ها، از شناخت و اعتبار و از حضور مجدد رهبران سیاسی و از احیای بزرگان جامعه سیاسی خود، حمایت کنیم. این به نفع ماست. طالبان و دشمنان مردم ما؛ نیروهای جوان و بی تجربه و نامنسجم ما را جدی نمی گیرند. انزوای رهبران سیاسی به معنای تداوم اقتدار طالبان و بی پناهی مردم ماست. تداوم این انزوا، سخت اشتباه است.
 
 گلایه کردن از رهبران و زندگی کردن در کنفرانس بن، در انتخابات گذشته، در کاستی ها و اشتباهات گذشته باهدفِ تخفیف و کوچک کردن رهبران سیاسی در مقابل دستگاه قدرتمند طالبانی، عمل خردمندانه ای نیست. برای ما پیروزی بر طالبان و عبور از طالبان اصل است. بعد از شکست طالبان میتوان از رهبران سیاسی-جهادی نیز عبور کرد و نظام آینده را با چهره های جوانتر و با انگیزه تر ساخت. اما نه حالا که ما نیاز به تجمیع و تجدید قوا داریم.

آقای قانونی دنیایی از تجربه و سیاست ورزی در سطح کلان است. در دیپلماسی و مذاکره و در بیان و استدلال، کم نظیر است. برای حق مردم ایستادگی می کند. در دو دوره کاندیداتوریِ حامد کرزی؛ در مقابل اش ایستاد و حاضر نشد از او حمایت کند. در دو انتخابات مهم ریاست جمهوری به هوای تغییر نظام سیاسی، از نامزدی داکترعبدالله حمایت کرد؛ اینکه عبدالله، معامله گر برآمد از شخصیت و ماهیت خود او است. کنفرانس بن هم بیش از همه، حاصل دستپخت داکترعبدالله است. این حقیقت را جیمز دابینز بعنوان مسئول هیئت امریکایی، صراحتا در کتاب خود نوشته است.

آقای قانونی در انتخابات 1398 در حالی که می توانست در کنار حنیف اتمر باقی بمانَد و این تیم را حفظ کند اما بخاطر حمایت از استادعطامحمد نور در مقابل حنیف اتمر؛ تیم انتخاباتی او را برهم زد. من از نزدیک شاهد ماجرا بودم.

در مورد هرکدام از بزرگان سیاسی مخصوصا جناب قانونی صاحب، هزاران سخن ناگفته دارم اما جانِ سخن من این است که در شرایط فعلی، حضور این شخصیت ها را باید غنیمت بشماریم.

اجماع و انسجام بزرگان و رهبران سیاسیِ حوزه ما، واجب تر از نان شب است و من با تکیه بر شناخت و ارتباط نزدیکی که با همه این بزرگان دارم مسئولیت خودم می دانم تا در این راه، قدم بردارم و تا زمانی که از اجماع این بزرگان نا امید نشده ام، نقدشان نکنم.
 
حسینی مدنی- خبرگزاری جمهور  
 
   
 
  
 
 
 
https://jomhornews.com/vdcb0zb8frhbw9p.uiur.html
نام شما
آدرس ايميل شما

محترم خوب گفتی اما غلط گفتی سرنوشت مردم افغانستان که به این معامله گران به این حالت رسیده استاز دست این نادانان سیاسی است این ها سیاست مدار نی بلکه معامله گر و زر اندوز هستند دیگر ازموده را ازمودن خطا است
آخرین اخبار