جالب است ۰
اگر طالبان تلاش کنند از پاکستان فاصله بگیرند، در برابر پروژه‌های توسعه‌طلبانه مقامات پاکستانی بایستند و مهم‌تر از همه با اتکا به سنت‌های ملی‌گرایانه دولت‌های پیشین، دامنه مانور استراتژیک پاکستان در افغانستان را محدود سازند، این خطر وجود دارد که مقامات پاکستانی در سیاست‌های امنیتی خود تجدید نظر کرده و گروه‌های تروریستی تازه‌ای را علیه حکومت طالبان بسیج کنند.
تقابل طالبان و پاکستان؛ آیا مسأله پشتونستان احیا می‌شود؟
وزارت خارجه پاکستان در بیانیه‌ای اعلام کرده است که برخی عناصر طالبان در تلاش‌اند تا مسأله ناسیونالیسم پشتونی را در پاکستان دامن بزنند. این وزارت تأکید کرده که شمار پشتون‌ها در پاکستان بیشتر از افغانستان است و آنان همواره بخشی از جامعه و دولت پاکستان بوده‌اند و نقش‌های رهبری را برعهده داشته‌اند.
 
در این بیانیه آمده است: «برخی عناصر در رژیم طالبان تلاش می‌کنند ناسیونالیسم پشتونی را در پاکستان تحریک کنند. این در حالی است که پشتون‌ها در پاکستان بخشی پویا و مؤثر از جامعه‌اند و در عرصه‌های سیاست و اداره نقش‌های کلیدی داشته‌اند. شمار پشتون‌ها در پاکستان از افغانستان بیشتر است؛ بنابراین، به‌جای دامن‌زدن به پشتون‌گرایی در پاکستان، بهتر است طالبان به شمولیت قومی در ساختار حکومتی خود توجه کنند.»
 
پشتونستان همواره زخمی چرکین در روابط پرتنش افغانستان و پاکستان بوده است. در دوره داوود خان، پشتونستان‌خواهی سیاست محوری کابل علیه اسلام‌آباد محسوب می‌شد. 
 
با توجه به بیانیه وزارت خارجه پاکستان، به نظر می‌رسد حکومت طالبان نیز به این سیاست تاریخی بازگشته و اکنون که خصومت‌ها میان دو کشور تشدید شده، طالبان به مسأله پشتونستان‌خواهی دامن می‌زنند تا هزینه‌های داخلی پاکستان را افزایش داده و بر آتش تنش‌های قومی و قبیله‌ای در مناطق مرزی بدمند.
 
با این حال، این احتمال وجود دارد که پاکستان از میان پشتون‌ها نیرویی جدید علیه طالبان بسیج کند؛ اقدامی که گفته می‌شود هم‌اکنون با سرمایه‌گذاری روی گروه داعش در حال انجام است.
 
تجربه‌های تاریخی نیز نشان می‌دهد که استفاده ابزاری از سیاست پشتونستان‌خواهی، پیش از آن‌که به پاکستان ضربه بزند، افغانستان را دچار آسیب کرده و هزینه‌های دشمنی تاریخی با پاکستان را به‌شدت افزایش داده است.
 
نباید فراموش کرد که طالبان خود برخاسته از پشتونستان هستند و این پروژه روزگاری به‌عنوان ابزاری در سیاست خارجی و امنیتی پاکستان علیه افغانستان مورد استفاده قرار می‌گرفت تا سیاست کابل علیه اسلام‌آباد را خنثی کند.
 
پایگاه اصلی طالبان در میان قبایل پشتون دو سوی مرز است و این گروه با حمایت همه‌جانبه این قبایل توانست تشکیلات اولیه خود را گسترش دهد و با پشتیبانی بی‌دریغ پاکستان و سازمان اطلاعاتی آی‌اس‌آی، در نهایت قدرت را در کابل تصاحب کند.
 
اما اکنون که طالبان خود پرچم پشتونستان‌خواهی را برافراشته و بر اساس ادعای پاکستانی‌ها در تلاش هستند تا با دامن‌زدن به احساسات ملی‌گرایانه پشتون‌ها، وضعیت داخلی پاکستان را متشنج سازند، این احتمال وجود دارد که پاکستان نیز با بازنگری در سیاست‌های امنیتی خود در قبال افغانستان تحت حاکمیت طالبان، نه‌تنها به حمایت تاریخی‌اش از این گروه پایان دهد، بلکه تلاش کند تا با ایجاد گروه‌های تروریستی و نیروهای نیابتی تازه از میان قبایل دوطرف دیورند، جنگ، ناامنی، کشتار و خون‌ریزی را در افغانستان به زیان طالبان گسترش دهد.
 
تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد که یک حکومت مرکزی مستقل در کابل همواره تهدیدی علیه پاکستان محسوب شده و پاکستانی‌ها از تمام ابزارهای خود برای تضعیف حاکمیت مرکزی و جلوگیری از شکل‌گیری یک دولت مقتدر ملی در افغانستان استفاده کرده‌اند. بنابراین، اگر طالبان تلاش کنند از پاکستان فاصله بگیرند، در برابر پروژه‌های توسعه‌طلبانه مقامات پاکستانی بایستند و مهم‌تر از همه با اتکا به سنت‌های ملی‌گرایانه دولت‌های پیشین، دامنه مانور استراتژیک پاکستان در افغانستان را محدود سازند، این خطر وجود دارد که مقامات پاکستانی در سیاست‌های امنیتی خود تجدید نظر کرده و گروه‌های تروریستی تازه‌ای را علیه حکومت طالبان بسیج کنند.
 
در این میان، جدایی‌طلبی قومی همواره برای مقامات پاکستانی در اسلام‌آباد و راولپندی یک خط سرخ پررنگ بوده است. آنان با هرگونه تجزیه‌طلبی و تلاش‌های استقلال‌طلبانه در داخل پاکستان با حداکثر قدرت مقابله می‌کنند. در این زمینه، هیچ تفاوتی میان پشتون‌ها و بلوچ‌ها وجود ندارد و اگر پروژه‌های تجزیه‌طلبانه از حمایت خارجی برخوردار باشند و طرف‌هایی مانند افغانستان در آن دخیل باشند، این دیگر صرفاً یک مساله امنیت ملی نیست، بلکه نشانه‌ای واضح برای خصومت خارجی خواهد بود. پشتونستان‌خواهی و دامن‌زدن به احساسات ملی‌گرایانه در میان پشتون‌های پاکستانی از چنین قابلیتی برخوردار است.
 
صرف‌نظر از اینکه طالبان تا چه اندازه مصمم به ایجاد تنش و بحران در دو سوی دیورند هستند، به نظر می‌رسد در این زمینه تلاش می‌کنند تا به هم‌پیمانان پاکستانی خود برای پیشبرد پروژه‌های تروریستی‌شان در داخل قلمرو پاکستان کمک کنند. 
 
پشتونستان‌خواهی یک مزیت دیگر نیز دارد و آن هدایت بحران به داخل پاکستان برای مقابله با سیاست‌های سلطه‌جویانه اسلام‌آباد علیه افغانستان است.
 
علاوه بر این، در صورتی که ادعای پاکستان درباره تلاش طالبان برای دامن‌زدن به احساسات ملی‌گرایانه در میان پشتون‌های پاکستانی درست باشد، بعید نیست که پای هند نیز در این پروژه در میان باشد. بنابراین، با احیای پروژه تاریخی پشتونستان‌خواهی، چشم‌انداز حل صلح‌آمیز تنش‌های جاری میان طالبان و پاکستان روزبه‌روز غبارآلودتر می‌شود و خطر تقابل نظامی یا تشدید تنش‌های امنیتی افزایش می‌یابد.
 
عبدالمتین فرهمند – جمهور
https://jomhornews.com/vdcf1cdyyw6dcya.igiw.html
نام شما
آدرس ايميل شما

آخرین اخبار