جالب است ۰
اگر مولوی‌های قدرتمند و پرنفوذ پاکستانی دیروز طلبه‌های مدارس مذهبی را برای جنگ در افغانستان شست‌وشوی مغزی می‌دادند و کشتارهای جنایت‌کارانه آنان را ذیل مفهوم پویا و انقلابی جهاد در فرهنگ اسلامی توجیه می‌کردند، چرا امروز تروریست‌های پاکستانی نتوانند از همان توجیه برای مشروعیت بخشیدن به مبارزه خود علیه دولت سکولار اسلام‌آباد و ارتش تحت حمایت امریکا و انگلیس استفاده کنند؟
حکم شرعی جنگ در پاکستان چیست؟
رحمت‌الله نجیب، عضو هیات مذاکره‌کننده طالبان، می‌گوید هیات پاکستانی در گفت‌وگوهای استانبول خواستار فتوای هبت‌الله علیه جنگ در پاکستان شد. هیات طالبان در پاسخ اعلام کرده که هبت‌الله فتوا صادر نمی‌کند و پاکستان باید درخواست خود را به دارالافتاء ارائه دهد و انتظار نداشته باشد فتوا مطابق میل آن‌ها صادر شود.
 
به گفته او، طالبان افغان همان‌گونه که نمی‌توانند جنگ علیه دولت پاکستان را روا بدانند، ناروا نیز نمی‌توانند توصیف کنند؛ زیرا جنگ در پاکستان به طالبان «تعلق ندارد».
 
نجیب می‌گوید طرف پاکستانی تأکید داشت که هبت‌الله آخندزاده چنین فتوایی صادر کند تا جنگ در پاکستان پایان یابد. او تصریح کرد که هبت‌الله امیر طالبان است؛ او حکم و دستور صادر می‌کند، نه فتوا.
 
اگر ادعاهای این مقام طالبان درباره درخواست پاکستان برای حرام اعلام کردن جنگ در پاکستان درست باشد، به معنای آن است که مقامات پاکستانی در تلاش‌اند تا از نفوذ و کاریزمای مذهبی و ایدئولوژیک رهبر طالبان برای تأثیرگذاری بر تروریست‌های تی‌تی‌پی استفاده کنند.
 
پاکستان به‌خوبی می‌داند که تروریست‌ها با الهام از آموزه‌های جهادگرایانه طالبان حاکم بر افغانستان، جنگ جاری علیه اسلام‌آباد را مشروع می‌دانند و هدف خود برای استقرار یک نظام اسلامی و اجرای شریعت محمدی در پاکستان را کاملاً مقدس و موجه تلقی می‌کنند.
 
دقیقاً به همین دلیل، از نظر سیاستمداران پاکستانی، اگر طالبان حاکم بر افغانستان جنگ در پاکستان را حرام اعلام کنند، این تصمیم تأثیر زیادی بر مشروعیت ایدئولوژیک مبارزه تروریست‌های ضد پاکستانی خواهد داشت و از سوی دیگر، به ارتش پاکستان مجوز شرعی لازم برای سرکوب خونین تروریست‌ها و حامیان آن‌ها را اعطا خواهد کرد.
 
در حال حاضر نیز ارتش پاکستان از تروریست‌های ضد پاکستانی با عنوان «خوارج» یاد می‌کند؛ اصطلاحی که به‌وضوح ریشه مذهبی دارد و هدف از آن، مشروعیت‌زدایی از مبارزات تروریست‌ها علیه دولت و ارتش پاکستان است؛ زیرا خوارج در تاریخ صدر اسلام به گروهی اطلاق می‌شد که از دین خارج شده و علیه خلافت اسلامی خروج کرده‌اند.
 
با این حال، ارتش و دولت پاکستان به‌اندازه کافی از نفوذ و مشروعیت مذهبی لازم برای اعتبارزدایی از مبارزات جهادی تروریست‌هایی مانند تی‌تی‌پی برخوردار نیستند. آن‌ها برای تحمیل روایت خود از ماهیت جنگ طالبان پاکستانی علیه اسلام‌آباد، نیازمند فتوای مذهبی‌اند؛ چیزی که در حال حاضر در انحصار طالبان حاکم بر افغانستان و حامیان ایدئولوژیک آن‌ها، از جمله رهبران مدارس دیوبندی در خاک پاکستان است.
 
در این میان، پرسش این است که چه تفاوتی میان جهاد دیروز در افغانستان و جهاد امروز در پاکستان وجود دارد؟ همین پرسش را می‌توان به ماهیت و هویت طالبان افغان و طالبان پاکستانی نیز تعمیم داد.
 
اگر مولوی‌های قدرتمند و پرنفوذ پاکستانی دیروز طلبه‌های مدارس مذهبی را برای جنگ در افغانستان شست‌وشوی مغزی می‌دادند و کشتارهای جنایت‌کارانه آنان را ذیل مفهوم پویا و انقلابی جهاد در فرهنگ اسلامی توجیه می‌کردند، چرا امروز تروریست‌های پاکستانی نتوانند از همان توجیه برای مشروعیت بخشیدن به مبارزه خود علیه دولت سکولار اسلام‌آباد و ارتش تحت حمایت امریکا و انگلیس استفاده کنند؟
 
شاید همین تناقض موجب می‌شود که رهبران طالبان نسبت به زیر سؤال بردن مشروعیت مذهبی متحدان پاکستانی‌شان علیه دولت اسلام‌آباد و جنرال‌های راولپندی، محتاطانه و محافظه‌کارانه برخورد کنند؛ زیرا در این صورت، مشروعیت جنگ خونین چند دهه اخیر آن‌ها علیه دولت و مردم افغانستان نیز زیر سؤال می‌رود و استفاده دوگانه و ابزاری از مفاهیم شرعی و اسلامی، به اعتبار ایدئولوژیک طالبان در میان افکار عمومی پشتون‌های حامی این گروه آسیب جدی وارد خواهد کرد.
 
بنابراین، همان‌گونه که در اظهارات رحمت‌الله نجیب، معاون وزارت داخله و عضو هیات مذاکره‌کننده طالبان در مذاکرات استانبول نیز تصریح شده، طالبان در پاسخ به درخواست هیات پاکستانی مبنی بر مشروعیت‌زدایی مذهبی از جنگ تی‌تی‌پی علیه دولت اسلام‌آباد، موضعی کاملاً سیاسی و ملی‌گرایانه اتخاذ کرده و از رویکرد مذهبی و ایدئولوژیک خود در این زمینه فاصله گرفته‌اند.
 
به‌عبارت دیگر، طالبان با این توجیه که جنگ تی‌تی‌پی علیه دولت اسلام‌آباد مساله‌ای داخلی برای پاکستان است، اعلام کرده‌اند که نمی‌توانند در این زمینه اظهار نظر کنند. همچنین با تأکید بر اینکه صدور فتوا در انحصار دارالافتاء است و رهبر طالبان به‌عنوان یک مقام سیاسی حکم و دستور صادر می‌کند، نه فتوا، تلاش کرده‌اند از زیر بار درخواست پاکستانی‌ها برای مشروعیت‌زدایی از جنگ تی‌تی‌پی فرار کنند و به‌این‌ترتیب، به‌طور ضمنی مشروعیت مذهبی جهاد ادعایی تروریست‌های پاکستانی علیه دولت اسلام‌آباد را مورد تأیید قرار دهند.

با این حال، از دید مردم افغانستان و ناظران مستقل، آنچه امروز در پاکستان جریان دارد، دیروز در افغانستان اعمال می‌شد. بنابراین، مقامات پاکستانی هرگز نباید انتظار داشته باشند که با صدور فتوای شرعی علیه جنگ تی‌تی‌پی، از این جنگ مشروعیت‌زدایی کنند؛ زیرا این همان ابزاری است که دیروز خود پاکستانی‌ها علیه افغانستان استفاده می‌کردند و با تبلیغ گسترده جهاد، تروریست‌ها را به راه‌اندازی مرگ‌بارترین حملات علیه مردم و دولت حاکم بر افغانستان تحریک می‌کردند.
 
نرگس اعتماد – جمهور
https://jomhornews.com/vdcgw79quak97x4.rpra.html
نام شما
آدرس ايميل شما

آخرین اخبار