صرفنظر از اینکه در پشت پرده چه توافقات دیگری میان طالبان و تاجیکستان انجام خواهد شد، تاجیکها همین اکنون نیز به طور یکجانبه به طالبان امتیاز میدهند و حاکمیت قومی اقتدارگرایانه و نامشروع این رژیم را بهصورت ضمنی به رسمیت میشناسند.
روز شنبه ۲۴ عقرب گزارش شد که یک «هیات بلندرتبه تاجیکستان» وارد کابل شده است. نمایندگان وزارت خارجه و ادارات امنیتی تاجیکستان در ترکیب این هیات حضور دارند.
گفته شده قرار است مقامهای طالبان و تاجیکستان درباره سفارت افغانستان در دوشنبه گفتوگو کنند.
به نوشته رسانههای تحت کنترل طالبان، هدف از سفر هیات تاجیکستان، گسترش روابط سیاسی، اقتصادی و امنیتی عنوان شده است.
گفتوگو درباره پروژههای مشترک نیز از دیگر موضوعات دیدار مقامهای طالبان و تاجیکستان خوانده شده است.
چند روز پیش هم شماری از مقامهای این کشور به ولایت قندوز رفتند و با مسئولان طالبان دیدار کردند. پیش از آن، یوسف وفا، والی طالبان در بلخ و از چهرههای نزدیک به هبتالله آخوندزاده، به دعوت تاجیکستان به دوشنبه سفر کرده بود.
اگرچه تاکنون مشخص نیست که اهداف اصلی سفر هیات بلندپایه تاجیکستان به کابل چیست و در پشت پرده چه تحولاتی در روابط دوطرف جریان دارد، اما بسیاری از منتقدان طالبان، رویکرد کنونی دولت دوشنبه نسبت به افغانستان تحت سیطره این گروه را خطرناک، هشدارآمیز و آشکارا در راستای مشروعیتبخشیدن به یک رژیم حامی تروريزم میدانند.
این سفر در عین حال زنگهای خطر را بلندتر از همیشه برای جبهه مقاومت به صدا درمیآورد؛ جبههای که تاکنون تنها آدرس شناختهشده آن تاجیکستان بوده و دولت دوشنبه از حامیان علنی آن محسوب میشد؛ اما با توجه به زدوبندهای پیدا و پنهان و رو به گسترش میان طالبان و تاجیکستان، به نظر میرسد چشمانداز بقای جبهه مقاومت در معرض خطر جدی قرار گرفته است. این احتمال وجود دارد که دولتمردان تاجیک در قمار بیپروای خود با رژیم طالبان، مقاومت و فداکاریهای بزرگ آن را قربانی کنند و منافع راهبردی خود را بر اهداف آرمانی رهبران این جبهه ترجیح دهند.
این سفر همچنین در بستر تحولات و بحرانهای بزرگ منطقهای و بینالمللی صورت میگیرد؛ از سفر رهبران آسیای مرکزی به واشنگتن و دیدار آنها با دونالد ترامپ، رئیسجمهور خودکامه امریکا، تا تنشهای جاری میان طالبان و پاکستان و پیامدهای آن برای توسعه تروریزم به شمال و انتقال آن به آسیای مرکزی.
بنابراین مقامات تاجیک مصمم هستند که در چارچوب منافع ملی و نگرانیهای امنیتی خود با رژیم طالبان وارد تعامل شوند و در این زمینه تمام خطوط سرخ از پیش اعلامشده خود را نادیده بگیرند.
آنها همچنین به نظر میرسد به این نتیجه رسیدهاند که تعلل در توسعه روابط با رژیم طالبان و بدتر از آن، دمیدن بر آتش خصومت دیرینه با این رژیم، هزینههای تاجیکستان برای باقی ماندن در جبههای که تنها به نظر میرسد را به شدت افزایش خواهد داد و چهبسا موجب انزوای دولت دوشنبه در معادلات منطقهای مرتبط با افغانستان میشود.
از این رو، مقامات تاجیکستان با برداشتن گامهای شتابزده در راستای عادیسازی رابطه با رژیم طالبان، در حال پیوستن به سایر بازیگران منطقهای برای مشروعیتبخشیدن به این رژیم هستند.
در این میان، مقامات تاجیکستان برای تحقق منافع ملی و اهداف یکجانبه خود در تعامل با رژیم طالبان ناگزیر به اعطای امتیازاتیاند؛ امتیازاتی مانند واگذاری سفارت افغانستان در دوشنبه به نمایندگان این رژیم، قطع ارتباط با جبهه مقاومت و پایان دادن به حمایت تاریخی خود از این جبهه، و مهمتر از همه کمک به تحکیم تسلط رژیم طالبان بر سرنوشت مردم افغانستان—حتی به قیمت خیانت به خون مبارزان راه آزادی و مجاهدان نامدار شمال افغانستان که پیوسته علیه حاکمیتهای قومی، از جمله رژیم کنونی، مبارزه و فداکاری کردند تا اجازه ندهند شمال افغانستان به اردوگاه بزرگ تروریزم بینالمللی تبدیل شود و از این طریق امنیت آسیای مرکزی و همسایگان شمالی در معرض خطر قرار گیرند.
با توجه به این واقعیتها، سفر هیات عالیرتبه تاجیکستان به کابل تحت سلطه طالبان، هرچند ممکن است از نظر استراتژیستهای تاجیک در راستای منافع و امنیت ملی این کشور باشد، اما پیش از هر چیز یک امتیاز استثنایی در اختیار طالبان قرار میدهد؛ و آن مشروعیتبخشیدن به این رژیم سرکوبگر، انحصارگرا و حامی تروريزم از سوی کشوری است که بیتردید بیشترین تهدید و آسیب متوجه آن خواهد بود.
بر این اساس، صرفنظر از اینکه در پشت پرده چه توافقات دیگری میان طالبان و تاجیکستان انجام خواهد شد، تاجیکها همین اکنون نیز به طور یکجانبه به طالبان امتیاز میدهند و حاکمیت قومی اقتدارگرایانه و نامشروع این رژیم را بهصورت ضمنی به رسمیت میشناسند.
اگر این دادوستدها و تعاملات در نهایت به واگذاری کامل نمایندگیهای دیپلماتیک افغانستان به رژیم طالبان منجر شود، این امر نه تنها پروژه خونین و خشونتبار توسعه تروریزم از افغانستان به آسیای مرکزی را یک گام دیگر به پیش خواهد برد، بلکه خیانتی غیرقابل جبران به آرمانها و قربانیهای بزرگ مردم افغانستان برای مقابله با رژیمهای قومی و حامی تروریزم مانند طالبان خواهد بود.