جالب است ۰
پاکستانی‌ها تمایل چندانی به پذیرش میانجی‌گری تهران میان اسلام‌آباد و طالبان ندارند. این امر علاوه بر ملاحظات سیاسی، ایدئولوژیک و زدوبندهای امنیتی و استخباراتی پشت پرده پاکستان با اعراب، امریکایی‌ها و سایر دشمنان جمهوری اسلامی، دلایل تاریخی نیز دارد.
تکاپوی تهران برای مدیریت بحران
علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، روز چهارشنبه ۵ قوس در پاسخ به پرسش یک خبرنگار پاکستانی که از او درباره اقدامات ایران برای تأمین صلح میان پاکستان و هند و نیز پاکستان و طالبان سؤال کرده بود، گفت: «ما آماده‌ایم تا به پاکستانی‌ها یک چک سفید برای کمک به حل این مسائل بدهیم تا هر زمان که لازم بدانند از آن استفاده کنند.»  
 
این مقام ایرانی که در یک سفر رسمی به اسلام‌آباد رفته بود، پیش‌تر با عاصم منیر، رئیس ارتش پاکستان، درباره مبارزه با تروریسم و تحولات امنیتی منطقه گفت‌وگو کرد. دو طرف در این دیدار توافق کردند که همکاری‌ها در زمینه صلح و امنیت منطقه‌ای را به‌عنوان اولویت اصلی ادامه دهند.  
 
ایران پیش‌تر نیز برای ادامه مذاکرات میان طالبان و پاکستان پیشنهاد میانجی‌گری داده بود.  
 
سفر علی لاریجانی به اسلام‌آباد در حالی انجام شد که بحران در روابط طالبان و پاکستان بار دیگر اوج گرفته و با حملات مرگبار ارتش پاکستان بر سه ولایت شرقی افغانستان، تنش‌ها تشدید شده است.  
 
شماری از کارشناسان حتی حملات تازه ارتش پاکستان بر ولایت‌های خوست، پکتیکا و کنر را تلاشی آشکار از سوی برخی حلقات برای تحت‌الشعاع قرار دادن تلاش‌های تازه تهران در راستای استقرار آتش‌بس و تأمین صلح پایدار میان دو همسایه متخاصم عنوان کرده‌اند.  
 
به باور این گروه از تحلیلگران، شماری از حلقات استخباراتی و بازیگران فرامنطقه‌ای در بحران جاری میان طالبان و پاکستان دخیل هستند و از تشدید تنش‌ها سود می‌برند.  
 
به بیان روشن‌تر، یکی از طرف‌هایی که به تنش‌ها دامن می‌زند و بحران را تشدید می‌کند، امریکا است؛ کشوری که با استفاده ابزاری از پاکستان به دنبال متشنج کردن فضا و بهره‌برداری از وضعیت بحرانی برای بازگشت به افغانستان و تصاحب بگرام است.  
 
اگر این تحلیل درست باشد، به معنای آن است که مقامات پاکستانی نه‌تنها به میانجی‌گری تهران برای پایان دادن به بحران توجهی نمی‌کنند، بلکه بالعکس با تشدید تنش‌ها و راه‌اندازی موج‌های تازه از حملات مرگبار در داخل افغانستان، هرگونه بستر و زمینه گفت‌وگو و مذاکره برای دستیابی به راه‌حل‌های صلح‌آمیز را از میان برمی‌دارند. این همان چیزی است که از سوی واشنگتن بر اسلام‌آباد دیکته می‌شود و جنرال‌های راولپندی نیز پروژه‌های استعماری و اشغالگرانه امریکا در افغانستان را عملیاتی می‌کنند.  
 
گروهی از کارشناسان بدبین‌تر حتی معتقدند که طالبان خود بخشی از این سناریو محسوب می‌شوند؛ تا از یک سو زمینه انتقال تروریست‌های فراملیتی به افغانستان و جابه‌جایی آنان در مناطق غیرپشتون‌نشین فراهم شود و از سوی دیگر بستر و بهانه لازم برای بازگشت امریکا به بگرام مساعد گردد.  
 
واقعیت هرچه باشد، تلاش‌های دیپلماتیک ایران نشان می‌دهد که تهران به‌شدت نگران تشدید تنش‌ها و پیامدهای بحران جاری در روابط طالبان و پاکستان است. این نگرانی افزون بر پیامدهای زیان‌بار جنگ بر وضعیت مهاجرت، همکاری‌های منطقه‌ای و بهره‌برداری گروه‌های تروریستی از شرایط بحرانی برای گسترش ناامنی، یک دلیل عمده دیگر نیز دارد و آن خطر بازگشت امریکا به منطقه است؛ چیزی که ایران هرگز آن را برنمی‌تابد.  
 
با این وجود، همان‌گونه که اشاره شد، پاکستانی‌ها تمایل چندانی به پذیرش میانجی‌گری تهران میان اسلام‌آباد و طالبان ندارند. این امر علاوه بر ملاحظات سیاسی، ایدئولوژیک و زدوبندهای امنیتی و استخباراتی پشت پرده پاکستان با اعراب، امریکایی‌ها و سایر دشمنان جمهوری اسلامی، دلایل تاریخی نیز دارد؛ زیرا پاکستان، علی‌رغم روابط خوب با ایران، هیچ‌گاه در افغانستان با تهران همسو و هماهنگ نبوده و چه‌بسا دو کشور همسایه همواره درگیر تضاد منافع و تقابل‌های نیابتی بوده‌اند.  
 
در حال حاضر نیز، اگرچه تهران صادقانه در تلاش است تا از شدت تنش‌ها بکاهد و بحران را مدیریت کند تا نظم شکننده موجود در افغانستان مختل نشود و زمینه لازم برای مداخلات مستمر بازیگران فرامنطقه‌ای فراهم نگردد، اما به نظر می‌رسد پاکستان به دلیل روابط و زدوبندهای پیدا و پنهان با امریکا و رژیم‌های عربی تحت قیمومیت واشنگتن، مصمم به گسترش دامنه مناقشات با طالبان است و در این زمینه به‌طور ویژه میانجی‌گری تهران را برنمی‌تابد. این همان چیزی است که کارفرمایان امریکایی به جنرال‌های راولپندی و کارگزاران آی‌اس‌آی دیکته می‌کنند.  
 
عبدالمتین فرهمند – جمهور
https://jomhornews.com/vdcdoj0fjyt0j56.2a2y.html
نام شما
آدرس ايميل شما

آخرین اخبار