از جنگ پاکستان و طالبان نباید بی تفاوت گذشت. این جنگ ابهامات زیادی را برای ما روشن کرد. هوا و فضای افغانستان فعلا بی صاحب است و بمباران های متواتر پاکستان، خواب را از چشم طالبان ربود. از جانب دیگر، لشکرکشی های طالبان همراه با تبلیغات و رجزخوانی های زیاد؛ نشان داد که لاف طالبان زیاد اما زورشان کم است. پاکستان و هر کشور مستقل منطقه اگر اراده کنند، کمر طالبان را می شکنند. طالبان بدون حمایت یک قدرت خارجی، پهلوان پنبه ها هستند که زورشان فقط به مردم شان می رسد.
بزرگترین درسی که طالب ها از جنگ با پاکستان گرفتند و بزرگترین امیدواری به مخالفین طالبان این بود که مردم افغانستان از طالبان حمایت نکردند. نه تنها مردم حوزه ضدطالبان بلکه خیلی از مردم پشتون خصوصا در کلانشهری مثل جلال آباد از طالبان علیه پاکستان حمایت نکردند.
طالبان مجبور شدند کمبود نیروی خود را از طریق تجهیز کارمندان ملکی و حتی معلمین به یونیفرم نظامی و اعزام آنها به جنگ جبران کنند. ما گزارش هایی از ولایت هلمند و زابل و قندهار دریافت کردیم که طالبان معلمان و کارمندان را تشویق به جهاد علیه طالبان کرده اند. به موازات آن، ما گزارش های زیادی دریافت کردیم که طالبانِ محلی، مردم ولایات مختلف را وادار می کرده اند تا در حمایت از نیروهای طالبان علیه پاکستان، تظاهرات و تجمعات برگزار کنند؛ لیکن مردم و متنفذین محلی استقبال نکردند و تجمعاتی اگر دایر شد حتی به چند ده نفر هم نرسید.
در آخرین گزارشی که ما دریافت کردیم، حالا طالبان در محلات و ولایت مختلف در پی شناسایی و جلب نظامیان پیشین هستند که در این چهارسال خانه نشین شده اند. این اقدام طالبان با دو هدف صورت می گیرد: اول اینکه آنها شاید بتوانند تعداد زیادی از نظامیان سابق را تحت کنترل بگیرند و از آنها در جنگهای احتمالی بعدی استفاده کنند که بیشتر شبیه سپر انسانی خواهند بود؛ احتمالا با کمترین امتیاز. دلیل دوم اینست که از پیوستن آنها به صفوف نیروهای ضد طالبانی در آینده جلوگیری نمایند چرا که دولت پاکستان فعلا بطور جدی در صدد تأمین ارتباط با مخالفان طالبان و استفاده از نیروی زمینی علیه طالبان توسط نیروهای مقاومت ضدطالبانی می باشند. برای همین مقامات پاکستانی صراحتا از لزوم حمایت از جبهات مقاومت ملی در این اواخر یاد کرده اند.
ضمنا مقامات امنیتی پاکستان اخیرا سفرهایی برای ملاقت با بزرگان سیاسی-جهادی و نظامی حوزه مقاومت داشته اند و بعضا برخی از این بزرگان در سفرهای مخفیانه متقابلاً به اسلام آباد نیز رفته اند.
پاکستانی ها ادعا دارند همانطور که توانسته اند طالبان را به قدرت برسانند می توانند آنها را از میان بردارند؛ اما آنها حداقل دو مورد را بعنوان پیش زمینه مطرح می کنند: اول اینکه گروهها و رهبران ضد طالبان باید با یکدیگر متحد شوند دوم اینکه بدیل پسا طالبان باید مشخص باشد تا افغانستان مجددا در جنگهای فرقه ای و داخلی نیفتاده و سیل جدید مهاجرین به سمت پاکستان راهی نشوند، حکومتی ضد پاکستان شکل نگیرد و مهمتر از آن، آنها دو نگرانی بزرگ دارند: اول آنها از مشکلات زیاد اقتصادی خود رنج می برند و از جانبی هم احتمالا پاکستانی ها توان مقابله با کشورهای عربی حامی طالبان مثل قطر و امارات متحده را ندارند. دوم اینکه تی تی پی یا همان طالبان بومی پاکستان در ساختارهای نظامی-امنیتی پاکستان نفوذ کرده اند و همچنین جامعه و مدارس مذهبی پاکستان تا هنوز حامی طالبان هستند. پاکستان برای دو مورد آخر، باید چاره ای بیندیشد.
از این طرف، طالبان نیز به شدت از اعتراضات مردمی می ترسد؛ خصوصا در این اواخر نارضایتی از طالبان در میان پشتون ها نیز افزایش یافته است. ولایتی مثل کنر و خوست و ننگرهار و شهر جلال آباد و نیز برخی مناطق قندهار وابسته به قوم اچکزی از طالبان دل خوش ندارند. اختلافات درون گروهی طالبان نیز مزید بر علت است. براسا گزارش ها برخی چهره ها و نیروهای طالبان، انگیزه ای برای جنگ علیه پاکستان ندارند. از لحاظ اقتصادی، تنش های مرزی موجب انسداد ترانزیت و نتیجتا باعث کمبود مواد غذایی و ضروری در ولایات مرزی و همچنین افزایش بیکاری شده است.
لذا می توان گفت که رهبران طالبان از جنگ علیه پاکستان پشیمان هستند. این جنگ هزینه های زیادی بر طالبان تحمیل کرد و سوراخ ها و پنچری های طالبان را به نمایش گذاشت. برهمین اساس، آنها بعد از حمله اخیر پاکستان بر ولایات شرقی، صراحتا اعلام کردند که پاسخ حملات پاکستان را نمی دهند.
آنها در مذاکرات شان با مقامات پاکستان در ترکیه نیز متوجه شدند که توسط آنها چیزی به حساب نمی آیند. پاکستان فقط تعهد می خواهد و حاضر نیست هیچ تعهدی بدهد.
همه اینها روزنه های خوبی فراراه نیروها و احزاب ضدطالبانی می گشاید؛ اگر بیدار و با اراده باشند.
آخرین نکته اینست که جنگ طالبان و پاکستان، پای یک بازیگر مضر و موزی بنام هندوستان را نیز به افغانستان بیشتر از قبل، باز کرده است. هندی ها نه خودشان اهل جنگ هستند؛ همانطور که در جنگ شان با پاکستان گوشمالی داده شدند و نه می توانند نیروی نیابتی بسازند. هندی ها همانند درام های سینمایی شان بیشتر در تخیلات خودشان سیر می کنند و تکیه طالبان به آنها تکیه کردن بر باد است. به نظر می رسد لاف زنی های طالبان علیه پاکستان بیشتر متأثر از سینمای بالیوود باشد. ظاهرا طالبان قبل از جنگ، فیلم بالیوودی می دیده اند.