پس از تیراندازی یک "افغان" در واشنگتن و دستگیری یک "افغان" دیگر به جرم تهدید تروریستی، ارتباط افغان-امریکایی ها با طالبان؛ در فضای رسانه ای به بحث گرفته شده است.
پناهندگان افغانستانی تنها راهی که پیش روی خود می بینند اعلام برائت از افغان های طالب-امریکایی است. من ماهها قبل طالبان را به دو دسته تقسیم بندی کرده بودم: 1- طالبانی که حاکم بر افغانستان هستند. 2- "افغان" هایی که در امریکا و غرب به نفع طالبان سخن می گویند و لابی گری می نمایند.
متاسفانه تعداد گروه دوم کم نیستند. نقطه اتصال و اشتراک "افغان های شرابخوارِ" ساکن در غرب با طالبان حاکم بر کابل و قندهار؛ فقط در قبیله و برتری طلبی قومی است.
فعالیت های زبانی، قلمی و سیاسی این دسته از طالبان، هم باعث تقویت خشونت ورزی و موجب تقویت طالبان شده و هم موجبات رنجش خاطر انسان های باعزت و باشرافت را فراهم کرده؛ و هم موجب بی آبرویی برای مردم افغانستان شده است.
بی تفاوتی و سهل گیری راجع به "افغان های" خشونت طلب و لابیست های طالبان در غرب؛ موجب بروز بحران در جامعه پناهندگان شده است. این بیش از همه، تقصیر حکومت های غربی است که قدرت تفکیک و فهم مناسب از جامعه مهاجرین خشونت طلب را ندارند و همچنین تقصیر پناهندگانی است که به خشونت ورزی های کلامی و احساسات نژادپرستانه افغان های طالب مشرب، واکنشی قانونمند و هدفمند از خود نشان نمی دهند.
به هرحال آنچه اخیراً از جانب بخشی از فعالان مدنی شاهد هستیم تمرکز بر روی افکار تروریستیِ این عناصر لابیست طالبان و معرفی آنها در شبکه های اجتماعی هستیم.
این افراد شامل سید بلال فاطمی؛ مختار هاتف، شینکی کروخیل، کمال ناصر اصولی، و... نهایتا شاه مهره ی طالب ساز بنام زلمی خلیلزاد.
اخیرا دادخواستی در فضای مجازی خطاب به دولت امریکا مطرح شده که در آن از دولت ترامپ خواسته شده که با توجه به سوء پیشینه خلیلزاد درباره تقویت و حاکمیت طالبان در افغانستان و سهم او در انتقال افغان های تروریست به امریکا؛ این شاه مهره طالبان را از امریکا به جمع طالبان دیپورت کنند.
من معتقدم که سلب تابعیت خلیلزاد و اخراج او از امریکا نظر به خیلی از پارامترها امری ناشدنی است اما اگر چنین قضیه ای تعقیب شود؛ حداقل نام او را با طالبان و تفکرات طالبانی گرهی غیرقابل گشایش می زند.
واقعیت هم همین است. میان خلیلزاد و طالبان رابطه ای بسیار عمیق تر از سطح دیپلماتیک است. خلیلزاد چه در دوره اول طالبان و چه در روند انتقال قدرت به مخالفان طالبان و چه در واگذاری افغانستان به طالبان قبل و بعد از 2021 نقش بسیار برجسته ای داشت. او در تغییر دیدگاه امریکا راجع به افغانستان و طالبان نقش بسیار مؤثری ایفا کرد. او بیشتر از هر امریکایی تاکنون به حاکمیت طالبان مسافرت کرده و بیش از همه با طالبان ارتباط دارد. بخشی از این روابط؛ روابط کاملا فردی و بر مبنای علایق قومی-تباری صورت می گیرد. بخشی از رهبران طالبان از خلیلزاد حرف شنوی دارند و توصیه های او را عمل می کنند.
در جنگ میان طالبان و پاکستان؛ خلیلزاد به شکل کاملا برهنه ای علیه پاکستان موضع گرفته و بطور عریان از حاکمیت طالبان حمایت می کند. میان واکنش های او و بیانیه های سخنگویان طالبان، افتراقی نیست. برای همین هم عده ای خلیلزاد را سخنگوی غیر رسمی گروه طالبان می دانند و با توجه به آی پی های خلیلزاد و ذبیح الله مجاهد که هر دو از امریکا فعالیت دارند؛ گمانه هایی وجود دارد که خلیلزاد حتی در نوعیت موضعگیری سخنگویان طالبان، دخیل می باشد.
اکنون بطور کاملا آشکاری هم زلمی خلیلزاد و هم همسرش بنام شرل بنارد در خدمت طالبان فعالیت دارند. شرل بنارد، ترس پناهندگان و مردم از طالبان را کاملا بی مورد می داند و از همه افغان ها می خواهد که زیر حاکمیت طالبان برگردند. او حتی با گستاخی علیه فعالان زن ضد طالبان فعالیت دارد.
خلیلزاد و همسر امریکائی اش بطور افسارگسیخته ای در مقابل مردم افغانستان قرار گرفته اند. لذا موج پناهندگان افغانستانی مقیم امریکا و اروپا می باید علیه زلمی خلیلزاد بطور گسترده ای روشنگری و ادعای دادخواهی نمایند.