جالب است ۰
ایران و افغانستان در سال‌های اخیر حجم مبادلات تجاری قابل توجهی داشته‌اند. عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، گفته که حجم تجارت ایران با افغانستان از مجموع تجارت ایران با اروپا بیشتر است. این واقعیت نشان می‌دهد که افغانستان برای ایران نه تنها یک شریک اقتصادی؛ بلکه یک بازار استراتژیک محسوب می‌شود.
روابط اقتصادی ایران و افغانستان؛ از چالش‌های ژئوپلیتیک تا فرصت‌های استراتژیک
محمدرضا فرزین، رئیس کل بانک مرکزی ایران و نوراحمد آغا، رئیس بانک مرکزی طالبان در کابل دیدار و درباره همکاری‌های بانکی گفتگو کردند. در این دیدار، ایجاد شعبه بانک‌های افغانستان در منطقه آزاد دوغارون ایران مورد بررسی قرار گرفت.
 
در این دیدار، درباره فعالیت‌های مشترک میان بانکی بین ایران و افغانستان و سازوکار‌های مرتبط با مراودات بانکی گفت‌وگو شد.
 
ایران و طالبان هر دو تحت تحریم‌های بین‌المللی اند.
 
هدایت‌الله بدری، رئیس پشین بانک مرکزی طالبان در ماه ثور سال جاری در دیدار با معاون دبیرکل سازمان ملل گفته بود که با وجود تحریم‌ها، «مبادلات بین‌المللی از مجاری غیررسمی انجام می‌شود.»
 
عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران پیشتر گفته بود که حجم مبادلات تجاری این کشور با افغانستان بیش از تجارت با تمام کشورهای اروپایی است.
 
کارشناسان می‌گویند که روابط اقتصادی ایران و افغانستان در شرایط کنونی یکی از پیچیده‌ترین و در عین حال پر اهمیت‌ترین مناسبات منطقه‌ای است. خبر دیدار اخیر محمدرضا فرزین، رئیس کل بانک مرکزی ایران، با نوراحمد آغا، رئیس بانک مرکزی طالبان در کابل و طرح ایجاد شعبه بانک‌های افغانستان در منطقه آزاد دوغارون، نشان می‌دهد که دو کشور به دنبال یافتن راه‌هایی برای رسمی‌تر کردن همکاری‌های مالی و کاهش وابستگی به مسیرهای غیررسمی هستند. این اقدام در بستر تحریم‌های بین‌المللی علیه هر دو کشور معنا پیدا می‌کند؛ ایران به دلیل برنامه هسته‌ای و طالبان به دلیل عدم به رسمیت شناخته شدن بین‌المللی، هر دو با محدودیت‌های شدید در دسترسی به نظام مالی جهانی مواجه‌اند. همین امر باعث شده بخش بزرگی از مبادلات اقتصادی از طریق صرافی‌ها، حواله‌های غیررسمی و تهاتر انجام شود. ایجاد شعبه بانکی در دوغارون می‌تواند گامی برای کاهش هزینه‌های مبادلات غیررسمی و افزایش شفافیت باشد، هرچند همچنان با محدودیت‌های تحریم مواجه خواهد بود.
 
بربنیاد گزارش‌ها ایران و افغانستان در سال‌های اخیر حجم مبادلات تجاری قابل توجهی داشته‌اند. عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، گفته که حجم تجارت ایران با افغانستان از مجموع تجارت ایران با اروپا بیشتر است. این واقعیت نشان می‌دهد که افغانستان برای ایران نه تنها یک شریک اقتصادی؛ بلکه یک بازار استراتژیک محسوب می‌شود. صادرات ایران به افغانستان شامل سوخت، مواد غذایی، مصالح ساختمانی و... است، در حالی که افغانستان بیشتر محصولات کشاورزی، میوه خشک و مواد خام معدنی را به ایران صادر می‌کند. این ترکیب نشان‌دهنده وابستگی شدید افغانستان به واردات از ایران، به‌ویژه در حوزه انرژی است. 
 
در این میان، در شرایطی که طالبان با پاکستان دچار تنش‌های مرزی و درگیری‌های امنیتی هستند و گذرگاه‌های مرزی میان دو کشور بسته هستند، اهمیت ایران به‌عنوان مسیر جایگزین برای واردات و صادرات افغانستان افزایش می‌یابد. این وضعیت می‌تواند ایران را به یک کریدور حیاتی برای افغانستان بدل کند و سهم تجارت ایران را در اقتصاد افغانستان بیشتر سازد.
 
از سوی دیگر، مرزهای مشترک ایران و افغانستان همواره هم فرصت و هم چالش بوده‌اند. مرز دوغارون–اسلام‌قلعه یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های تجارتی است و ایجاد شعبه بانکی در منطقه آزاد دوغارون می‌تواند جریان تجارت را تسهیل کند. با این حال، قاچاق کالا، مواد مخدر و مهاجرت غیرقانونی همواره تهدیدی برای امنیت مرزی بوده و ایران را مجبور کرده کنترل‌های سختگیرانه‌ای اعمال کند. این کنترل‌ها گاهی تجارت رسمی را کند می‌کند و فعالان اقتصادی را به سمت مسیرهای غیررسمی سوق می‌دهد. سرمایه‌گذاری در پایانه‌های مرزی، تجهیزات گمرکی و دیجیتال‌سازی فرآیندهای ترخیص می‌تواند این مشکلات را کاهش دهد و تجارت رسمی را تقویت کند.
 
یکی دیگر از ابعاد مهم روابط اقتصادی ایران و افغانستان حضور گسترده مهاجران افغان در ایران است. این مهاجران بخش بزرگی از نیروی کار ارزان در حوزه‌های ساختمان، زراعت و خدمات شهری را تأمین می‌کنند. درآمد آنها بخشی به افغانستان منتقل می‌شود و بخشی در ایران صرف مصارف روزمره می‌گردد. این جریان‌های مالی و انسانی پیوند اقتصادی دو کشور را عمیق‌تر می‌کند و حتی در شرایط تحریم، جریان مبادلات را پایدار نگه می‌دارد. در عین حال، فشار بر خدمات عمومی ایران و حساسیت‌های اجتماعی ناشی از حضور گسترده مهاجران، چالش‌هایی برای سیاست‌گذاری ایجاد کرده است. ساماندهی وضعیت اقامتی، بیمه‌ای و آموزشی مهاجران می‌تواند هم بهره‌وری نیروی کار را افزایش دهد و هم از تنش‌های اجتماعی بکاهد.
 
با این حال، چالش‌های بزرگتری هم وجود دارند. موضوع آب‌های مرزی یکی از چالش‌های ژئوپلیتیک است که می‌تواند روابط اقتصادی را تحت تأثیر قرار دهد. اختلاف بر سر حق‌آبه رودخانه هلمند و مدیریت منابع آبی هامون بارها باعث تنش میان دو کشور شده است. 
 
از سوی دیگر، به عقیده کارشناسان اقتصادی، تحریم‌ها همچنان بزرگ‌ترین مانع در مسیر توسعه روابط اقتصادی رسمی میان ایران و افغانستان هستند. نبود کانال‌های بانکی پایدار، ریسک مبادلات و هزینه‌های پنهان را بالا نگه می‌دارد. با این حال، ایجاد شعب بانکی مشترک در مناطق آزاد می‌تواند تا حدی این مشکل را کاهش دهد. قراردادهای تهاتری هدفمند، به‌ویژه در حوزه سوخت در برابر محصولات زراعتی یا مواد اولیه، می‌تواند وابستگی به دالر امریکا و سیستم مالی جهانی تحت سیطره غرب را کم کند. همچنین توسعه زیرساخت‌های لجستیکی مانند پایانه‌ها، سردخانه‌ها و مسیرهای ریلی و جاده‌ای می‌تواند عرضه کالا را پایدارتر کند و هزینه‌ها را کاهش دهد.
 
در مجموع، روابط اقتصادی ایران و افغانستان ترکیبی از فرصت‌ها و چالش‌هاست. فرصت‌ها شامل وابستگی افغانستان به واردات انرژی و مصالح از ایران، امکان استفاده از ایران به‌عنوان مسیر جایگزین در شرایط تنش طالبان–پاکستان، و حضور گسترده مهاجران افغان در ایران است که پیوندهای انسانی و اقتصادی را تقویت می‌کند. چالش‌ها شامل تحریم‌های بین‌المللی، اختلافات آبی، قاچاق و ناامنی مرزی، و فشارهای اجتماعی ناشی از مهاجرت هستند. آینده این روابط به میزان توانایی دو کشور در مدیریت این چالش‌ها و بهره‌برداری از فرصت‌ها بستگی دارد. اگر ایران و طالبان بتوانند سازوکارهای بانکی مشترک را عملیاتی کنند، زیرساخت‌های مرزی را ارتقا دهند و اختلافات ژئوپلیتیک را از طریق گفت‌وگو حل کنند، روابط اقتصادی آنها می‌تواند به سطحی پایدارتر و رسمی‌تر برسد. 
 
عبدالمتین فرهمند - جمهور 
 
https://jomhornews.com/vdciuvazwt1av32.cbct.html
نام شما
آدرس ايميل شما

آخرین اخبار