جالب است ۰
همکاری با سازمان‌هایی مانند سیا، که تاریخ‌شان با خون و جنایت و خیانت و بحران و بی‌ثباتی گره خورده، سرانجامی جز سیاهی ندارد. این همکاری‌ها انسان‌ها را به مهره‌های مصرفی بدل می‌کند؛ مهره‌هایی که پس از پایان مأموریت، در انزوا و فروپاشی رها می‌شوند.
سرانجام سیاه عقرب سیا
آسوشیتدپرس گزارش داده که با دستیابی به برخی ایمیل‌ها دریافته که عبدالرحمان لکنوال، متهم حمله به دو عضو گارد ملی امریکا، سال‌ها با فروپاشی روانی، بیکاری و انزوای بلندمدت مواجه بوده است.
 
عبدالرحمان لکنوال که در سال ۲۰۲۱ در چارچوب برنامه «خوش‌آمدید متحدین» به همراه همسر و پنج فرزند خردسالش به امریکا منتقل شد، اکنون به قتل درجه یک متهم شده است.
 
یک فعال اجتماعی آشنا با لکنوال، سال گذشته چندین ایمیل را درباره وضعیت این پناهجوی افغان به «کمیته امریکایی پناهجویان و مهاجران»، ارسال کرده بود.
 
او با مشاهده رفتار نامنظم و مبهم لکنوال، بیم داشت که او در آستانه خودکشی قرار دارد.
 
لکنوال گاهی هفته‌ها در «اتاق تاریکش می‌نشست، بدون صحبت با هیچ‌کس، حتی با همسر یا فرزندانش.»
 
پرونده این عامل سابق سیا که اکنون به قتل درجه یک متهم شده است، یک نمونه تکان‌دهنده از سرانجام همکاری‌های تاریک با دستگاه‌های جاسوسی و امنیتی خارجی برای خیانت به خاک و وطن و مردم خویش است. این ماجرا نشان می‌دهد که چگونه مهره‌های مزدور در پروژه‌های امنیتی به مهره‌های مصرفی و سوخته بدل می‌شوند و پس از پایان مأموریت، در تاریکی و فروپاشی رها می‌گردند. 
 
براساس گزارش آسوشیتدپرس، لکنوال پس از انتقال به امریکا سال‌ها با فروپاشی روانی، بیکاری و انزوای اجتماعی دست‌وپنجه نرم می‌کرد، اما هیچ نهادی - حتی سیا- مسئولیت حمایت از او را بر عهده نگرفت. نتیجه این بی‌توجهی، انفجار خشونت و یک قتل تکان‌دهنده بود. این نه یک حادثه فردی، بلکه محصول مستقیم سیاست‌های بی‌رحمانه‌ای است که انسانیت را قربانی منافع امنیتی می‌کند.
 
سازمان مخوف و بدنام سیا دهه‌هاست که با کودتاها، ترورها و عملیات مخفی و جنایتکارانه شناخته می‌شود؛ نهادی که امنیت را بهانه می‌کند؛ اما در عمل بی‌ثباتی و خونریزی به بار می‌آورد و لکنوال یکی از عوامل مزدور جوخه مرگ و ترور سیا موسوم به عقرب بود.
 
همکاری با چنین نهادی یعنی شریک شدن در تاریخچه‌ای سیاه و آلوده به خون بی‌گناهان. این همکاری‌ها نه امنیت می‌آورد و نه ثبات، بلکه انسان‌ها را در چرخه‌ای از خشونت و بی‌اعتمادی گرفتار می‌کند؛ چیزی که در افغانستان تحت سلطه امریکا و سیا شاهد بودیم.
 
لکنوال تنها یک نمونه است؛ هزاران نفر دیگر نیز در پروژه‌های مشابه به‌عنوان ابزار استفاده شدند و پس از پایان کار، در انزوا و بحران رها شدند. این سیاست‌ها نه تنها فرد را نابود می‌کنند، بلکه جامعه میزبان را نیز در معرض خطر قرار می‌دهند. وقتی پناهجویان در دام فروپاشی روانی رها می‌شوند، نتیجه‌ای جز خشونت و تهدید امنیت عمومی ندارد.
 
در این میان، برنامه «خوش‌آمدید متحدین» که قرار بود نماد حمایت باشد، به یک نمایش فریبنده بدل شد. در ظاهر، پناهجویان افغان به امریکا منتقل شدند تا زندگی تازه‌ای را آغاز کنند؛ اما در عمل، آنان در جامعه‌ای بیگانه و بدون هیچ حمایت واقعی رها شدند. لکنوال هفته‌ها در اتاق تاریک خود می‌نشست، حتی با خانواده‌اش حرف نمی‌زد؛ نشانه‌ای آشکار از بحران روانی که همه آن را دیدند و هیچ‌کس اقدامی نکرد. این بی‌توجهی، خیانت به یک مهاجر و فراتر از آن خیانت به یک متحد مزدور و سرسپرده بود. وقتی هشدارها نادیده گرفته می‌شوند، تراژدی اجتناب‌ناپذیر است. این پرونده نشان می‌دهد که سیاست‌های مبتنی بر بهره‌برداری بی رحمانه از افراد، بدون در نظر گرفتن نیازهای انسانی آنان، دیر یا زود به فاجعه منجر می‌شود.
 
مسئولیت اخلاقی و سیاسی چنین بی‌توجهی‌ها سنگین است. وقتی یک پناهجو با سابقه همکاری جنایتکارانه یا ارتباط با پروژه‌های امنیتی سیا دچار بحران روانی می‌شود، بی‌توجهی به او نه تنها خیانت به فرد، بلکه خیانت به جامعه است. دولت‌ها و نهادهای مدنی امریکا نمی‌توانند ادعا کنند که از ارزش‌های انسانی دفاع می‌کنند، در حالی که متحدان خود را در تاریکی رها می‌سازند. این تناقض آشکار، چهره واقعی سیاست‌های امنیتی سیا و امریکا را برملا می‌کند: سیاست‌هایی که انسانیت را قربانی می‌کنند و تنها به بقای دستگاه‌های اطلاعاتی می‌اندیشند. لکنوال، با فروپاشی روانی و انزوای مرگبارش، قربانی همین بی‌رحمی شد. او نه تنها از سوی جامعه میزبان حمایت نشد، بلکه به حال خود رها شد تا در نهایت به یک پرونده جنایی بدل گردد.
 
این یک هشدار جدی است: همکاری با سازمان‌هایی مانند سیا، که تاریخ‌شان با خون و جنایت و خیانت و بحران و بی‌ثباتی گره خورده، سرانجامی جز سیاهی ندارد. این همکاری‌ها انسان‌ها را به مهره‌های مصرفی بدل می‌کند؛ مهره‌هایی که پس از پایان مأموریت، در انزوا و فروپاشی رها می‌شوند.
 
پرونده لکنوال نشان می‌دهد که سیاست‌های مبتنی بر بهره‌برداری بی رحمانه از افراد، بدون در نظر گرفتن نیازهای انسانی آنان، دیر یا زود به فاجعه منجر می‌شود. اگر دولت‌ها و نهادهای مدنی همچنان چشم بر این واقعیت ببندند، باید منتظر تکرار تراژدی‌های مشابه باشند. سرانجام عقرب سیا، چیزی جز سیاهی، خون و نابودی نیست. این ماجرا باید به‌عنوان سندی کوبنده علیه سیاست‌های بی‌رحمانه‌ای ثبت شود که انسانیت را قربانی می‌کنند و جهان را در چرخه خشونت فرومی‌برند. این پرونده نه تنها یک هشدار، بلکه یک محکومیت صریح است علیه همکاری‌های جنایتکارانه و بی‌رحمانه‌ای که مزدوران محلی سیا در جریان اشغال انجام دادند و پس از پایان تاریخ مصرف شان، در تاریکی و تنهایی رها شدند تا در سیستم بی رحم جامعه‌ای بیگانه، کاملا متلاشی شوند.  
 
نرگس اعتماد - جمهور
https://jomhornews.com/vdcb8wb8zrhbw9p.uiur.html
نام شما
آدرس ايميل شما

آخرین اخبار