جالب است ۰
حمله واشنگتن عملاً به یک جنگ روایت‌ها میان طالبان و پاکستان تبدیل شده است. طالبان می‌خواهند نشان دهند که قربانی توطئه اطلاعاتی پاکستان هستند و هیچ دخالتی در حمله ندارند. در مقابل، پاکستان تلاش می‌کند تا طالبان را مسئول جلوه دهد و از این طریق فشار بین‌المللی بر کابل را افزایش دهد.
جنگ طالبان و پاکستان در خیابان‌های واشنگتن؟
طالبان می‌گوید که خواستار تحقیق درباره احتمال دخالت پاکستان در تیراندازی واشنگتن است. سهيل شاهين؛ سرپرست سفارت طالبان در قطر، گفته است که کابل هيچ احتمالی را رد نمی‌کند و باید يک تحقيق بی‌طرفانه و حرفه‌ای عامل حمله را مشخص سازد.
 
آقای شاهین در گفت‌وگو با ‌نیوز ۱۸ هند گفته است که سیاست طالبان روشن است و «خاک افغانستان» نباید توسط هیچ فرد یا شبکه‌ای برای حمله در خارج استفاده شود.
 
او سازمان استخبارات پاکستان را متهم به تلاش برای تخریب اعتبار طالبان و نشان دادن افغان‌ها به‌عنوان خطر امنیتی در زمان نزدیک شدن کابل به جهان، از جمله هند، کرده است.
 
اخیرا رحمان‌الله لکنوال؛ یک عامل سابق سیا در افغانستان به سمت دو سرباز گارد ملی امریکا تیراندازی کرد.
 
براساس ادعای سهیل شاهین، حمله واشنگتن، نه تنها یک رویداد امنیتی در قلب ایالات متحده بود، بلکه به عرصه‌ای برای رقابت سیاسی و اطلاعاتی میان طالبان و پاکستان تبدیل شده است. این حادثه، به دلیل هویت فرد مهاجم و حساسیت روابط رژیم طالبان با جهان، پیامدهایی فراتر از یک رویداد جنایی ساده دارد. 
 
در این تیراندازی، دو سرباز گارد ملی امریکا هدف قرار گرفتند که یکی از آنان جان باخت. مهاجم، رحمان‌الله لکنوال، پیش‌تر به‌عنوان عامل محلی سازمان سیا در افغانستان فعالیت داشت. این نکته خود به‌تنهایی حساسیت حادثه را افزایش می‌دهد، زیرا نشان می‌دهد فردی که از ۱۶ سالگی در همکاری با امریکا علیه طالبان نقش داشته، اکنون در خاک امریکا دست به حمله زده است.  
 
واکنش اولیه دولت ترامپ، توقف بررسی درخواست‌های پناهندگی افغان‌ها و تعلیق صدور ویزا برای دارندگان پاسپورت افغانستان بود. این اقدام نشان می‌دهد که دولت ترامپ حادثه را نه فقط یک تهدید فردی، بلکه یک بهانه‌ای امنیتی برای تحقق سیاست‌های بحث برانگیز خود برای سرکوب مهاجران کرده است. چنین تصمیمی پیامدهای انسانی و سیاسی سنگینی دارد، زیرا هزاران افغان که پس از سقوط کابل در ۲۰۲۱ به دنبال پناهندگی بودند، اکنون با چالش جدیدی مواجه شده‌اند.  
 
از سوی دیگر، سهیل شاهین، نماینده طالبان در قطر، بار دیگر ابن ترجیع بند را تکرار کرد که سیاست رسمی طالبان این است که «خاک افغانستان نباید برای حمله در خارج استفاده شود». این جمله در واقع تلاشی برای نشان دادن طالبان به‌عنوان یک بازیگر مسئول در عرصه بین‌المللی است.  
 
او اما پا را فراتر گذاشت و سازمان جاسوسی پاکستان (ISI) را متهم کرد که تلاش دارد با ساختن روایت‌های جعلی، طالبان را بی‌اعتبار کند و افغان‌ها را به‌عنوان تهدید امنیتی معرفی نماید. این موضع‌گیری نشان می‌دهد که طالبان در حال بازتعریف روابط خود با جهان است و نمی‌خواهد در سایه پاکستان باقی بماند.  
 
پاکستان، اما در مقابل، این حادثه را محکوم کرد و آن را نشانه «تجدید حیات تروریزم جهانی» دانست. اسلام‌آباد تأکید کرد که تروریست‌ها نباید از خاک افغانستان استفاده کنند و خواستار همکاری جهانی علیه تروریزم شد.  
 
به باور کارشناسان، این موضع پاکستان دو هدف عمده دارد: هدف نخست، فشار بر طالبان برای پذیرش مسئولیت امنیتی و جلوگیری از فعالیت گروه‌های تروریستی در خاک افغانستان است.  
هدف دوم، استفاده از حادثه واشنگتن برای بازسازی تصویر خود به‌عنوان شریک قابل اعتماد در مبارزه امریکا علیه تروریزم.  
 
به باور آگاهان پاکستان که سال‌ها متهم به حمایت از گروه‌های تروریستی در افغانستان است، اکنون با این حادثه، فرصت یافته تا توپ را به زمین طالبان بیندازد و خود را در جایگاه قربانی یا شریک ضدتروریزم معرفی کند.  
 
به این ترتیب، حمله واشنگتن عملاً به یک جنگ روایت‌ها میان طالبان و پاکستان تبدیل شده است. طالبان می‌خواهند نشان دهند که قربانی توطئه اطلاعاتی پاکستان هستند و هیچ دخالتی در حمله ندارند. در مقابل، پاکستان تلاش می‌کند تا طالبان را مسئول جلوه دهد و از این طریق فشار بین‌المللی بر کابل را افزایش دهد.  
 
بدیهی است که این جنگ روایت‌ها ریشه در روابط پیچیده دوطرف دارد. طالبان در سال‌های گذشته تا حد زیادی تحت نفوذ پاکستان بوده، اما پس از بازگشت به قدرت در کابل، تلاش کرده استقلال بیشتری نشان دهد. نزدیکی طالبان به کشورهایی مانند هند، که رقیب سنتی پاکستان است، حساسیت اسلام‌آباد را دوچندان کرده است.  
 
این حادثه پیامدهایی فراتر از روابط دوجانبه دارد. 
در گام نخست، حادثه اعتماد امنیتی به مهاجران افغان را خدشه‌دار کرده و سیاست مهاجرتی واشنگتن را سخت‌تر ساخته است.  
 
طالبان در تلاش هستند تا خود را به‌عنوان حکومتی مسئول معرفی کنند، اما چنین حوادثی می‌تواند روند مشروعیت‌سازی بین‌المللی آن را مختل کند.
 
در مقابل، اسلام‌آباد هم می‌تواند از این حادثه برای تقویت جایگاه خود در همکاری‌های ضدتروریزم استفاده کند، اما همزمان با اتهامات طالبان مواجه است که ممکن است روابط دوطرف را تیره‌تر کند.  
 
رقابت طالبان و پاکستان می‌تواند بر امنیت جنوب آسیا اثر بگذارد، به‌ویژه در شرایطی که هند نیز به دقت تحولات را زیر نظر دارد.  
 
با توجه به تلاش طالبان و پاکستان برای بهره‌برداری از رویداد واشنگتن، این تیراندازی را نمی‌توان صرفاً یک حادثه ساده دانست. این رویداد اکنون به عرصه‌ای برای رقابت سیاسی و اطلاعاتی میان طالبان و پاکستان تبدیل شده است؛ به گونه‌ای که طالبان تلاش دارند خود را از اتهام تروریزم مبرا کنند و حتی پاکستان را متهم به توطئه می‌کنند؛ اما پاکستان نیز می‌خواهد از این حادثه برای فشار بر کابل و بازسازی تصویر خود استفاده کند.  
 
در این میان، امریکا با تصمیمات سختگیرانه مهاجرتی نشان داده که حادثه را بستری برای توجیه و تحمیل سیاست‌های ضدمهاجرتی خود تلقی می‌کند. این تصمیمات می‌تواند روابط افغان‌ها با جهان را بیش از پیش دشوار سازد.  
 
با توجه به این ارزیابی، این حادثه نشان می‌دهد که حتی یک رویداد امنیتی در خاک امریکا می‌تواند به سرعت به بخشی از رقابت‌های ژئوپلیتیک در جنوب آسیا تبدیل شود. جنگ روایت‌ها میان طالبان و پاکستان، بازتابی از تلاش هر دو طرف برای شکل دادن به تصویر خود در سطح جهانی است.  
 
به این ترتیب، حادثه تیراندازی واشنگتن، با وجود اینکه در ظاهر یک حمله فردی بود، عملاً به یک بحران چندلایه تبدیل شد: بحران امنیت و مهاجرت در امریکا، بحران مشروعیت برای طالبان، و فرصت فشار برای پاکستان. این رویداد نشان می‌دهد که روابط طالبان و پاکستان وارد مرحله‌ای تازه از رقابت و بی‌اعتمادی شده است. در نهایت، قربانیان اصلی این جنگ روایت‌ها، مردم عادی افغانستان هستند که اکنون با محدودیت‌های شدیدتر در مهاجرت و پناهندگی مواجه‌اند.  
 
محمدرضا امینی - جمهور
https://jomhornews.com/vdcbawb8arhbw9p.uiur.html
نام شما
آدرس ايميل شما

آخرین اخبار