جالب است ۱
استادیومی که مرگ آموخت: روایت فروپاشی وجدان جمعی
 
حضور ده‌ها هزار مرد برای تماشای صحنه‌ اعدام یک قاتل به دست یک کودک 13 ساله از جمله عجایب انفاذ شریعت اسلامی توسط حاکمیت طالبان است. چنین مراسم هولناک در ولایت خوست، نه یک رویداد ساده، بلکه آیینه‌ای از عمق فاجعه و فروپاشی وجدان جمعی در افغانستان است.

جامعه‌ای که هنگام سقوط نظام جمهوری هیچ حرکتی نکرد، در برابر سرکوب و محرومیت زنان سکوت پیشه نمود و در برابر گسترش خشونت لب فروبست، امروز ثمره همین بی‌تفاوتی را می‌چیند. کشوری که مردانش سال‌هاست با وجدان‌های خاموش و باورهای افراطی زیسته‌اند، سرانجام در دام گروه تروریستی گرفتار شدند که خشونت را قانون؛ و نمایش مرگ را ابزار و ابراز قدرت می‌دانند.
 
در سرزمینی که هر روز زنی قربانی می‌شود، کودکی مورد تجاوز قرار می‌گیرد، حق مظلوم لگدمال می‌شود و تفنگ و زور معیار اصلی عدالت است، گردهم‌آیی ده‌ها هزار مرد برای تماشای جان‌ستانی فردی به دست کودکی، نه تنها یک فاجعه اخلاقی، بلکه نشانه خطرناک زوال ارزش‌های انسانی و انحطاط اجتماعی است. مردمانی که برای نان، کار، حق، امنیت و آموزش خاموش‌اند، اما برای مشاهده شنیع‌ترین صحنه‌های خشونت‌بار در استدیوم ها صف می‌کشند، ناخواسته چرخه وحشت را تقویت و آینده کشور را تیره‌ می‌کنند.
 
کشوری که اموال مردمش غصب می‌شود، خانواده‌ها گرسنه‌اند، عدالت تحقیر شده و فقر استخوان‌ها را می‌خراشد، اما برای تماشای یک اعدام در ملأعام گردهم می‌آیند، چگونه می‌تواند امیدی به بهبود داشته باشد؟ این تصویر دردناک، مشخص می‌سازد که افغانستان به جایگاه چه گروه وحشتناکی تبدیل شده و نشان می‌دهد کودکانش در چه جهنمی بزرگ می‌شوند؛ جایی که درس مکتب جای خود را به صدای شلیک و صحنه‌های انتقام سپرده است.
 
و این‌جاست که فاجعه چهره ی واقعی‌اش را نشان می‌دهد: واقعه ی که امروز توسط کودک 12 یا 13 ساله انجام شده است، عمق فاجعه را نشان می‌دهد. همان کودکی که باید در صف مکتب ایستاده باشد، امروز با دستان کوچک و لرزان، در هیئت مرگ ظاهر می‌شود. دنیایی که باید برای او جهان بازی‌ها، کتاب‌ها و رؤیاها باشد، به میدانی بدل شده که در آن کودک به جای دانش‌آموز، نقش جلاد را ایفا می‌کند. چنین صحنه‌ای نه فقط یک حادثه تلخ، بلکه شکستن کامل مرزهای انسانیت و تهدید نسل‌های آینده است.
 
این عمل نه عدالت است، نه حکومت؛ بلکه این تحقیر آشکار کرامت یک کودک، تباهی کشور و قربانی‌کردن روح کودکان است. کودکی که شاید حتی معنای مرگ را درست نمی‌فهمد، اما در برابر ده‌ها هزار تماشاگر، مجبور به اجرای قصاص یا شلیک گلوله بر فرق یک فرد دیگر می‌شود.
 
 گروه تروریستی طالب که از این وضعیت بهره‌برداری می‌کند و آن را نمایش قدرت و شریعت می‌نامد، از این وضعیت تنها چرخه ترس، اطاعت و سلطه شان را می‌خواهد.
 
تا زمانی که خشونت به سرگرمی بدل شود، بی‌عدالتی با سکوت پاسخ داده شود و مردم به‌جای مواجهه با دردهای واقعی جامعه، برای دیدن مرگ صف بکشند، هیچ روزنی برای روشنایی گشوده نخواهد شد. جامعه‌ای که در برابر ظلم نمی‌ایستد و زخم‌های خود را نمی‌بیند، محکوم است در دور باطل رنج، تباهی و فقدان آینده تاریک دست‌وپا بزند.
 
راضیه شاران- خبرگزاری جمهور
 
https://jomhornews.com/vdcbwwb8grhbw9p.uiur.html
نام شما
آدرس ايميل شما

آخرین اخبار