جالب است ۲
بی تفاوتی، جدایی می آورد، گسست می آورد. بی تفاوتی یعنی جوان تاجیک را زیر شلاق به محبس ببرند و هزاره آخ نگوید. بی تفاوتی یعنی مذهبِ هزاره را نفی کنند و مردم هزاره را تکفیر کنند اما تاجیک آه نکَشد. بی تفاوتی یعنی زمین ازبیک را غصب کنند و هم‌سرنوشت‌اش فقط نظاره‌گر بماند. این بی تفاوتی ها موجب جدایی ها و گسست ها می شود. بی تفاوتی، خِرد را زائل می کند و بصیرت را از بین می برد.
بی‌تفاوتی، دردِ بزرگی‌است

جامعه‌ی بی تفاوت، جامعه‌ی همیشه بازنده است؛ جامعه ای بدون آینده، تاریک و عقب افتاده. بی‌تفاوتی، درماندگی می آورد. مردمِ بی تفاوت، محکوم به وابستگی و رعیت‌مَنِشی هستند.
بی تفاوتی موجب بدبختی می شود. بی تفاوتی یعنی بی همّتی و بی ارادگی؛ یعنی سرنوشتی محتوم به آوارگی. بی تفاوتی یعنی سپردن نفس و ذات و زن و زندگی به دیگران و رها کردن عزت و غرور و مال و ملک و اولاد به دیگران و رها کردن جان و ایمان در مسیر شیطان.

بی تفاوتی یعنی سپردن وطن به طالبان؛ یعنی سرسپردن به ملا و محتسب؛ یعنی بازماندن از کار از زندگی و از درس خواندن دختران.
بی تفاوتی یعنی مبتلا شدن به آوارگی. یعنی محروم شدن از سرزمین مادری، یعنی جدا شدن و شقه شدن خانواده؛ یعنی مصیبت. یعنی معصیت. بی تفاوتی یعنی روز و حالِ حالای مردم افغانستان.

بی تفاوتی یعنی زندگی در تاریکی، یعنی قدم زدن در برهوت، یعنی رفتن و نرسیدن، یعنی رسیدن و به نابودی رسیدن.
بی تفاوتی یعنی بی‌ننگی، یعنی بی ارادگی، یعنی به بندکشیدن آزادی و آزادگی. بی تفاوتی یعنی سرنگونی؛ سرنگونی تاریخ و افتخار، سرنگونی عزت و اقتدار.
بی تفاوتی یعنی بیماری، یعنی درد. و چه بد دردی است این بی تفاوتی. مخصوصا اگر این بی تفاوتی؛ بی تفاوتی یک ملت باشد در مقابل حالت و سرنوشت. بی تفاوتیِ میلیون‌ها شهروندِ زنده، شهروندِ رونده، شهروند درد دیده.

بی تفاوتی، اسارت می آورد. بی تفاوتی، هجرت می آورد. بی تفاوتی، ویرانی می آورد و موجب تباهی می شود.
 
هنگامی که در سکوت و تنهایی، به گذشته می اندیشم و وقتی که سرنوشت دیروز مردم را در حالتِ امروزمان می بینم؛ بزرگترین اشتباه و مهمترین سستیِ که از ما و مردم به ذهنم می رسد؛ بی تفاوتی است. بیست سال بی تفاوتی مردم در قبال سرنوشت خود. بی تفاوتی مردم نسبت به حکومت‌شان، نسبت به کسانی‌که می فهمیدند اینها همه دزد و خائن و مفسد هستند اما بی تفاوت می ماندند.
 
مردم ما خوب می فهمیدند که حامد کرزی طالبان را حمایت می کند، پول می‌دهد، مخالف حمله علیه طالبان است؛ اما بی تفاوت ماندند. خوب می فهمیدند که حامد کرزی طالبان را دشمن افغانستان نمی‌داند بلکه جبهه و مردم شمال را دشمن می بیند و علیه آنان کار می کند، اما بی تفاوت بودند. مردم خوب می دانستند که اشرف غنی تقلب کرده، دزدی کرده، می‌دیدند که یک دزد دارد رئیس جمهور می شود اما بی تفاوت ماندند. مردم افغانستان خیلی خوب می دیدند که اداره اشرف غنی مطلقاً فاسد است، اطرافیان غنی زناکار هستند، در قبال زناکردن با زنان، آنها را وظیفه می دهند و حتی به پارلمان می فرستند، اما مردم بی تفاوت ماندند. مردم خوب می فهمیدند که هر بار که انتخابات می‌شود، تقلب گسترده صورت می گیرد اما بی تفاوت می ماندند.

مردم افغانستان خوب می فهمیدند که اشرف غنی چقدر متعصب است، روان پریش است، بداخلاق است، همیشه جیغ می‌زند، ناکاره و خرابکار است. مردم می دیدند که او چگونه دارد اردو را از هم می پاشد، چطور اختیار نظامی و امنیت کشور را به یک کمپیوترکار کودن می سپارد، چگونه به دخترانِ بی تجربه مقام جنرالی می دهد، چگونه جوانک‌های بی تجربه را جنرالِ ارتش می سازد؛ خود همین مردم می دیدند که اشرف غنی چگونه قدم به قدم، افغانستان را نابود می کند؛ اما بی تفاوت ماندند.
 
در مقابل کرزی بی تفاوت، در مقابل جان‌کری بی تفاوت، در مقابل اشرف غنی بی تفاوت، در مقابل عبدالله بی تفاوت، در مقابل طالب بی تفاوت؛ در مقابل تمام تصمیم های تبعیض آمیز بی تفاوت، در مقابل سهمیه بندی کانکور بی تفاوت، در مقابل هر تصمیمی که دزدان و مفسدان علیه آینده اولادشان می گرفتند، بی تفاوت...

این مردمِ سرشار از بی تفاوتی، وقتی طالب آمد بازهم بی تفاوت. نهایت واکنش این مردم، فرار بود و هجرت و پناهندگی. همین حالا نیز همین مردم هستند و همان بی تفاوتی. طالبان هرنوع ستم می کنند، هرنوع محدودیت وضع می کنند، هرنوع کشتار می کنند، غصب می کنند، زمین شان را معدن شان را خانه‌ی شان را مکتب شان را تحصیل دختران شان را، غرورشان را و همه چیزشان را قید می کنند اما باز هم مردم ما بی تفاوت هستند. نه صدایی نه اعتراضی نه حتی گلایه ای! و جالب‌ترین بخش ماجرا اینست که دعا هم می کنند و امنیت خود را هم مدیون طالبان می دانند!
 
بی تفاوتی؛ درد بزرگی است. اندوه جانکاهی است. بی تفاوتی، بی‌ننگی می آورد. بی تفاوتی بی‌غیرتی می سازد. بی تفاوتی، یک نسل را نابود می کند. بی تفاوتی سرمایه های یک مملکت را بر باد می دهد. بی تفاوتی وابستگی می آورد. وابستگی به زور، وابستگی به ظلم، به ظالم؛ وابستگی به حکومت‌های مستبد. بی تفاوتی بدنامی می آورد. بی تفاوتی کشوری را دروازه جهنم می سازد و اعتبار یک ملت و یک تاریخِ کهن را بر باد می دهد.
 
بی تفاوتی، یک فرد و یک قبیله را بر گردن یک تاریخ پرافتخار سوار می کند. بی تفاوتی درد بزرگی است. دردی که انسان را از درون، آتش می زند. هوش را از کلّه می پراند. و ناامیدی را تا عمق جان و وجود آدم می فرستد.
بی تفاوتی، افتخار را از انسان می گیرد؛ عزت و غرور را نابود می کند، تاریخِ انسان را به فراموشی می برد.
 
بی تفاوتی، جدایی می آورد، گسست می آورد. بی تفاوتی یعنی جوان تاجیک را زیر شلاق به محبس ببرند و هزاره آخ نگوید. بی تفاوتی یعنی مذهبِ هزاره را نفی کنند و مردم هزاره را تکفیر کنند اما تاجیک آه نکَشد. بی تفاوتی یعنی زمین ازبیک را غصب کنند و هم‌سرنوشت‌اش فقط نظاره‌گر بماند. این بی تفاوتی ها موجب جدایی ها و گسست ها می شود. بی تفاوتی، خِرد را زائل می کند و بصیرت را از بین می برد.

بی تفاوت که شدی، تمام دردهایت را بر سر خودت، بر سر خانواده ات، بر سر برادرت، بر سر اقاربت، بر سر رهبرت فریاد می کشی و تقصیر را صاف در خانه همسایه‌ات می اندازی و بعد زیر ستمِ ستمکاران، خدا را شکر می کنی! بی تفاوتی یعنی دشمن را مبرّیٰ کردن از تقصیر و انداختن زنجیر گناه بر گردن رفیق.
بی تفاوتی؛ بی‌عبرتی است. بی تفاوت که ماندی، از سرنوشت هیچ ملتی، هیچ مردمی، عبرت نمی گیری. مغزت و ذهنت قفل می شود. دو قدم پیشتر از قدم هایت را نمی بینی. بی تفاوت که شدی؛ در حال، زندگی می کنی و آینده ات را به دیگران می سپاری و برگردنت قلاده ای می افکنی و سر ریسمان را به دست دشمنانت می سپاری.

بی تفاوتی درد بزرگیست. از درون می سوزاند. نابودت می کند.
 بیایید دیگر بی تفاوت نباشیم. بی تفاوت در برابر طالبان. بی تفاوت در برابر دوستان. بیایید از زندگی خودمان، از گذشته خودمان درس بگیریم. بیاموزیم. بیایید از دشمن مان انتقاد کنیم، اعتراض کنیم. بیایید نافرمانی کنیم، بیاید مبارزه کنیم و بیاید وطن مان را آزاد کنیم. بیایید بی تفاوتی را بس کنیم.
 
حسینی مدنی- خبرگزاری جمهور
 
https://jomhornews.com/vdcbf9b8frhbwgp.uiur.html
نام شما
آدرس ايميل شما

آخرین اخبار