تعداد نظر۱
جالب است ۱
در دفاع از قوم پشتون

هر قوم افغانستان هویت خاص خود را دارد. اگر از من در مورد هویت و ماهیت قوم پشتون بپرسند خواهم گفت که پشتون ها انسان های سنتی، مهمان نواز، دیندار، باغیرت، شجاع و ورزیده هستند که معمولا محروم از سواد، خشن، متعصب و سرسخت هستند. این موارد طبعا در بستری از محرومیت ها و جدایی ها شکل گرفته است. جدایی از زندگی شهری و انفکاک از تمدن عصری.

اغلب آنها معمولا زندگی بدوی دارند، از علم و تحصیل علوم عصری، محروم بوده اند. آنها معمولا سینه فراخ دارند. زندگی بدوی آنها؛ تفکرات و دنیای ذهنی آنان را در حد و سطحِ وفاداری های قبیلوی نگه داشته است. برای آنها قبیله مهمتر از ملت است و حفظ قدرت از نظر آنها حفظ ناموس، قلمداد می شود. نام اصلی و هویتی آنان افغان است که بعدها بر سایر گروههای انسانی زیست بوم ما تکثیر شده است.
 
مردم قوم افغان غالبا فقیر هستند. روستانشینان پشتون مردمی مهربان اند. آنها با سایر اقوام مشکلی ندارند، جنگی ندارند. آنها اگر در بین خود یک تاجیک و ازبک غریب را ببینند از او با مهربانی مهمانداری می کنند. افغان ها مردمانی مملو از اعتقاد و باورهای سنتی هستند. به دلیل محرومیت های تاریخی و تمدنی، معمولا به شدت متأثر از ملاهای مبتدی شان هستند که اعتقادات دینی-مذهبی آنان را بسیار خشک و سطحی به آنان منتقل نموده اند. بنابراین یک ویژگی مهم پشتون ها اینست که اعتقادات بسیار قوی اما علم و سواد اندکی دارند. امتزاج این اعتقاد عمیق با فقر سواد، موجب شده که هزاران استشهادی داشته باشند و صدها استشهادی را نیز از دست داده باشند.

برای آنها وطن، حکم مادر و قریه و قبیله شان حکم ناموس را دارد. پشتونها وطن پرست هستند. برای وطن شان جان می دهند. آنها جرأت دارند، مردمانی جسور هستند. حاضر هستند جان بدهند اما برتر باشند.

زندگی قبیلوی آنها موجب شده است که همیشه متکی به یک مِشر و خان باشند و همیشه سمعاً و طاعتاً از او حرف شنوی داشته باشند. این برای حفظ بزرگی و اقتدار آنها اهمیت زیاد دارد تا بزرگان هر قبیله بتوانند خیلی زود، یکدیگرشان را پیدا کنند و در مقابل یک تهدید فراقبیله ای، یک واکنش منسجم داشته باشند. یکی از دلایل ماندگاری برتری قبیله ای پشتون ها در همین نکته نهفته است.

بزرگان هر قبیله پشتون برای حفظ اقتدار قبیله، یک شعار واحد دارند: افغانیت و اسلامیت. ترویج این دو عنصر، عامل حفظ اقتدار افغان هاست. آنها هم داعیه دار افغانیت هستند و هم داعیه دار اسلامیت. کسی نباید و نمی تواند یکی از این دو عنصر قدرت ساز را از دست پشتون ها بگیرند زیرا وقتی پای اسلامیت به میان بیاید فاصله ای میان گلبدین و شهنواز تنی نیست. و وقتی پای افغانیت به میان بیاید فاصله ای میان ملادادالله و شکریه بارکزی وجود ندارد. این به نظر من برای حفظ قدرت پشتون ها یک امتیاز بزرگ محسوب می شود.  
 
زندگی قبایلی پشتون ها بیش از تمام اقوام دیگر، مردسالارانه است. زنان در ساختار سیاسی – مدنی پشتون ها اهمیت اساسی ندارند. زنان فقط در جمعیت های شهریِ پشتون ها دارای رنگ و معنا هستند. ما در بیست سال زمان جمهوریت و قبل از آن در زمان حکومت های کمونیستی بخشی از فعالان زن پشتون را می دیدیم و تجربه کردیم که اگر زن پشتون میدانی برای فعالیت های سیاسی-اجتماعی پیدا بکند، می تواند زیرکی و توانایی خود را بُروز بدهد.

پشتون ها به دلیل زندگی روستایی، زحمتکش اما فقیر هستند. یکی از دلایل گسترش کشت کوکنار در مناطق پشتون نشین مربوط به فقر آنان است. مواد مخدر توانسته زندگی بخشی از پشتون ها را تغییر بدهد. مواد مخدر توانسته میان برخی قبایل پشتون با طالبان و گروههای جنگی، ارتباط برقرار کند. آنها در زمان حکومت کرزی زیر بمباران و جنگ امریکا قربانیان زیادی دادند و یکی از دلایل پیوستن عده ای پشتون به صفوف طالبان همین مسئله است.

اما هر جامعه ای آفات خود را هم دارد. مهمترین آفت جامعه پشتون، ملاها و تحصیلکردگان متعصب این قوم هستند. ملای افغان، طالب می شود و تحصیلکرده افغان، اشرف غنی. حالا شما همین اشرف غنی را می توانید به هزاران نفر تکثیر کنید که ساختار ژنتیکی همانند او و ماهیت و تفکری همانند وی دارند.

افغان ملتی ها و یون ها و تره کی ها و فضلی ها و فاروق اعظم و دهها زباله های باسواد، آفت های جامعه پشتون هستند که مسبب بدنامی این قوم بزرگ می شوند. آفت دوم قوم پشتون، اعتقاد بالا اما سواد اندک است. قدرت اعتقادی بدون قدرت علمی موجب ویرانگری می شود. از درون این رَسته، انتحاری زاده می شود، از میان این رسته، ملاعمر و عبدالسلام راکتی و ملافاضل مظلوم و مولوی وثیق درست می شود. هردو طیف دشمن تراش هستند. هردو گروه، برتری طلب هستند و هردو گروه، اقوام غیرپشتون را پایین تر از خود می بینند و می خواهند.

توده مردم پشتون اینگونه نیستند. ما پشتون های زیادی داریم که مهربان هستند، باسواد هستند، روشنفکر هستند، ملی گرا هستند، بافرهنگ هستند و متمدن هستند. تعداد اینها بسیار زیاد و حضور آنها باعث دلگرمی است. نمونه واضح آن، استاد فطرت ناشناس سرتاج یک افغان باسواد و با فرهنگ است. من حضورا با دوستان زیادی از پشتون ها کار مشترک کرده ایم که هرکدام شان افتخار ما هستند.
   
حسینی مدنی- خبرگزاری جمهور
 
 
 
 
https://jomhornews.com/vdcdjn0fzyt0jz6.2a2y.html
بسیار عالی‌گفتید
آخرین اخبار