قطر با فراهم کردن بستر سیاسی، مالی و رسانهای برای طالبان شریک جرم تمام جنایاتی است که امروز در افغانستان رخ میدهد. از محرومیت زنان گرفته تا سرکوب اقلیتها و نابودی آزادیهای مدنی، همه اینها با حمایت مستقیم و غیرمستقیم قطر ممکن شده است.
امرالله صالح در واکنش به ادعای وزیر خارجه قطر در نشست دوحه مبنی بر نقش این کشور در صلح افغانستان، از او انتقاد کرد و گفت: قطر به جای آوردن صلح، از طالبان حمایت کرده و هنوز هم حمایت میکند.
به گفته آقای صالح، این حمایت باعث شده بیش از ۲۰ میلیون زن و دختر افغان از آموزش، درمان و مشارکت در جامعه محروم شوند.
او همچنین تاکید کرده که قطر با تمویل و مشروعیتبخشیدن به این نسخه افراطی از «شریعت»، هیچ افتخاری کسب نکرده و باید از نقش خود عمیقاً شرمنده باشد.
منتقدان نیز با تایید موضع مورد اشاره امرالله صالح تاکید میکنند که قطر سالهاست تلاش کرده خود را بهعنوان میانجی صلح در منطقه معرفی کند، اما واقعیت افغانستان نشان میدهد که این کشور نه تنها صلح نیاورده؛ بلکه به یکی از ستونهای اصلی تحمیل و تثبیت طالبان بدل شده است. به باور آنان، آنچه امروز در افغانستان جریان دارد، محصول مستقیم سیاستهای دوحه در مشروعیتبخشی به گروهی است که با زور و خشونت یک ملت را به گروگان گرفته است.
قطر در حالی با میزبانی مذاکرات طالبان و امریکا در دوحه، خود را در قامت یک کشور بیطرف معرفی کرد که این بیطرفی هرگز وجود نداشت؛ طالبان در دوحه دفتر رسمی داشتند، پرچم برافراشتند و همانجا بهعنوان طرف مشروع شناخته شدند. این اقدام بزرگترین هدیه سیاسی به طالبان بود؛ زیرا آنان از یک گروه شورشی منزوی به یک بازیگر بینالمللی ارتقا یافتند. قطر عملاً به طالبان سکوی پرتاب داد تا در سطح جهانی خود را دولت بالقوه معرفی کنند.
با این حال، نقش ویرانگر قطر تنها به میزبانی از تنها دفتر سیاسی طالبان و برگزاری مذاکراتی که به بازگشت این گرووه به قدرت منتهی شد محدود نمیشود. منابع متعدد نشان دادهاند که دوحه با کمکهای پیدا و پنهان خود طالبان را تقویت کرده است. این حمایت ها ماشین جنگی طالبان را زنده نگه داشت و به آنان امکان داد تا پس از خروج نیروهای خارجی بهسرعت کابل را تصرف کنند. اگر قطر واقعاً به صلح باور داشت، باید جریانهای مالی مرتبط با طالبان را مسدود میکرد، نه اینکه به آنان امکان تنفس اقتصادی بدهد.
همانگونه که امرالله صالح نیز تصریح کرده امروز میلیونها زن و دختر افغان از آموزش و مشارکت اجتماعی محروماند. این محرومیت مستقیما نتیجه قدرتیابی طالبان است؛ قدرتی که بدون حمایت قطر شاید هرگز به این سطح نمیرسید. دوحه با مشروعیتبخشیدن به طالبان در واقع به حذف زنان از جامعه افغانستان مهر تأیید زد. به این ترتیب، هر بار که وزیر خارجه قطر از نقش مثبت کشورش سخن میگوید، باید به یاد آورد که این نقش مثبت برای طالبان بوده، نه برای زنان افغان.
با این حال، قطر همچنان با تحریف روایتها تلاش دارد تا حمایت خود از طالبان را در قالب حمایت از مردم افغانستان و حاکمیت «اسلامی» توجیه کند؛ اما آنچه طالبان در افغانستان اجرا میکنند نه اسلام، بلکه نسخهای افراطی و تحریفشده از شریعت است. قطر با تبلیغ و ترویج این نسخه نه تنها به اسلام خدمت نکرده؛ بلکه چهرهای خشن و ضدانسانی از دین به جهان عرضه کرده است. این سیاست لکه ننگی است که بر پیشانی دوحه باقی خواهد ماند.
به این ترتیب، هیچ کشوری نمیتواند ادعا کند که صرفاً میزبان بوده و مسئولیتی ندارد. قطر با فراهم کردن بستر سیاسی، مالی و رسانهای برای طالبان شریک جرم تمام جنایاتی است که امروز در افغانستان رخ میدهد. از محرومیت زنان گرفته تا سرکوب اقلیتها و نابودی آزادیهای مدنی، همه اینها با حمایت مستقیم و غیرمستقیم قطر ممکن شده است.
درست به همین دلایل است که به باور مردم و رهبران افغانستان، قطر باید شرمنده باشد، زیرا به جای حمایت از مردم افغانستان به طالبان مشروعیت داد؛ به جای تقویت نهادهای مدنی ماشین جنگی طالبان را تغذیه کرد؛ به جای دفاع از حقوق زنان آنان را به حاشیه راند؛ و به جای صلح بذر خشونت و افراطگرایی را کاشت. قطر هیچ افتخاری از این نقش کسب نکرده است. برعکس، تاریخ آن را بهعنوان کشوری ثبت خواهد کرد که به نام صلح جنگ را تثبیت کرد، به نام اسلام افراطگرایی را تقویت کرد و به نام میانجیگری یک ملت را به تاریکی فرو برد.
از این منظر، بحران افغانستان تنها محصول طالبان نیست، بلکه نتیجه شبکهای از حمایتهای خارجی است که قطر در رأس آن قرار دارد. اگر امروز دختران افغان از رفتن به مکتب و دانشگاه محروماند، اگر زنان از کار و درمان بازماندهاند، اگر آزادی بیان خفه شده است، همه اینها بهطور مستقیم به نقش دوحه گره خورده است. قطر باید بداند که تاریخ نه سخنان وزیر خارجهاش؛ بلکه واقعیت تلخ افغانستان را قضاوت خواهد کرد.