تعداد نظر۱۳
جالب است ۶
هجوم جدید طالبان علیه شیعیان/ یُعرفُ المُجرمونَ بِسیماهُم...

طالبان اخیرا در منطقه افشار دارالامان، تعداد زیادی از شیعیان به شمول علمای شیعه را بازداشت کرده اند. چندتا مرکز فرهنگی و مذهبی شیعیان را در دو روز گذشته بستند. امروز هم یکی از بزرگان شیعه را بازداشت کردند. چندی قبل یک شاعر شیعه را در بلخ بازداشت کردند. مسئول یک رسانه شیعه هم زیرکی کرد و گریخت تا بازداشت نشود. اینها را در کنار دهها مورد حادثه ای قرار بدهید که در ولایات مختلف افغانستان علیه شیعیان انجام می شوند اما رسانه ای نمی شوند.
 
من از نوشتن در دو موردِ مردمی هرگز دست بر نمیدارم؛ چون این دو زمینه، بخش های مهم هویت من اند. اول مذهب شیعه. دوم زبان و فرهنگ فارسی.

من آدم منزّهی نیستم. اما در خانواده و محیط مذهبی بزرگ شده ام. پنجسالم بود که به مکتبخانه قریه رفتم. در شش سالگی بصورت روان قرآن می خواندم. بعدا تجوید آموختم و در نوجوانی در محافل بزرگ مردمی قرائت می کردم. با کتب و منابع مذهبی بزرگ شدم. پدرم یک خطیب و تحصیلکرده علوم دینی است. مادرم مأنوس با قرآن و سجاده و نماز و دعا بود. کل قوم و طایفه من مذهبی هستند. من با حُبّ پیامبر و خاندانش زندگی کرده ام. اما هرگز یک انسان متعصب نیستم. 

بهترین دوستانم سنّی هستند. سالهای زیادی از جوانی ام را در میان اهل سنّت سپری کرده ام. زندگی در میان اهل سنت مرا به این باور رساند که فاصله میان شیعه و سنی افغانستان، به اندازه یک تار مو است. سنّی های ما بارها در مواقع سرنوشت ساز، از مذهب و مردم شیعه حمایت کرده اند. من بعنوان یک شیعه بنابر روابط نزدیکم با سران و رهبران سیاسی، آنها را به حمایت از مردم و مذهب شیعه فرامیخواندم و آنها در کنار ما ایستاد می شدند. ما در مذهب و سیاست، انگار عضو یک خانواده بودیم.
 
زبان و فرهنگ فارسی برای من یک ارزش است. بخشی از وجود و هویت من است. حلقه وصل من و برادران و همنوعان من است. 

برای من فرهنگ و اعتقادم، جزوی از هویت و ماهیت من هستند. سرمایه های من اند. من نمیتوانم بی تفاوت از کنار تاراج سرمایه هایی بگذرم که ریشه در دل تاریخ و نسلها و مبارزه ها و خون ها و زحمت های تاریخی دارند.
 
طالبان دارایی مادی مرا تاراج کردند، هیچ اندوهی ندارم. اموالم را مصادره کردند، غمی ندارم. کل زندگی ام به یغما رفت، ملالی نیست. دفاتر ما را بستند، خیر است. آواره شدم، گپی نیست. شاید روزی از این مِحنت ها خلاص بشوم. اما اگر باورهایم، اعتقاداتم، زبان و فرهنگ و افتخارات تاریخی ما؛ مورد هجوم و تجاوز قرار بگیرند، نفس نکشند، دفن شوند؛ دیگر از من و ما چیزی باقی نمی مانَد. آنوقت من هم دفن می شوم، می شوم یک انسان آواره ای که تُهی از شخصیت و اعتقاد و فرهنگ و تهی از پشتوانه و تاریخ می شود. مرگ واقعی ما زمانی خواهد بود که از گذشته، فرهنگ و مفاخر خود تهی شویم. مرگ ما زمانی می رسد که تهی از وطن باشیم؛ زمانی که میلیون ها همسرنوشت خود را، هم فرهنگ و هم مذهب خود را پشت سر رها کنیم و در اروپا به ول انگاری بپردازیم.

من و طالب هیچ وجه مشترکی باهم نداریم. نه زبان و نه فرهنگ و نه مذهب و نه روش و نه شخصیت و نه حتی جغرافیا و تاریخ و حتی دین مشترک. او قتل مرا جواز می دهد. او از شکنجه من لذت می برد. او شکم اش را با تاراج دارایی من سیر می کند و عطش قدرت خود را با سلطه گری بر من فرو می نشاند. او ثروتش را در ناداریِ من می بیند. دانایی اش را در بیسوادی من و آبادی اش را در ویرانی من تعریف می کند. او مذهبش را در تکفیر من، در عقب ماندگی من، در باج گرفتن از من، در شکنجه من، در آوارگی من و در بردگی من تعریف می کند. من از بند امیرم و او از کوه سلیمان.

هرچه می پالَم که یک وجه مشترک با طالب پیدا کنم پیدا نمی شود. نه دوست ما مشترک است و نه دشمن ما. نه منافع مشترک داریم و نه تهدید مشترک. حتی بیگانه ترین مردم، با ما آشناتر هستند تا به طالب. هیچ خارجی مرا در جلریز سر نبُرید و در جاده های قندهار تیرباران نکرد. هیچ بیگانه ای نوزاد مرا در زایشگاه نکشت اما همین طالب آمد و زد و کشت و رفت و حالا اختیار من دست همین ها افتاده است!

او دین مرا قبول ندارد و مذهب مرا خارج از اسلام می داند. پس من نیز دین طالب و اسلام طالبانی را قبول ندارم. من چرا نباید بنویسم؟ نوشتن و انگیزه دادن و کمک به تقویت یک جبهه ضدطالبانی، وظیفه انسانی و ایمانی من است؛ چرا ننویسم و نکنم؟ من چرا باید منتظر تصمیم و سیاست ترامپ بنشینم؟ چرا باید خداخدا کنم که پاکستان برای من کاری بکند. من نمی توانم چشم بر دست ایرانی بدوزم که به من بدهد یا ندهد. خدا لعنت کند آنهایی را که منتظر بخشش و تصمیم دیگران نشسته اند و فقط جنایت طالبان را نظاره می کنند.

روزی یک دعوتگرِ طالب به دیدن ما آمد، دعوت کرد به سوی طالبان. رفت و باز هم آمد و بازهم در وصف طالبان گفت. گفت: شما را با بزرگان امارت اسلامی می نشانم تا رابطه تان برقرار شود. گفتم: "من وقتی طالبان را می بینم ناخودآگاه این آیه قرآن به ذهنم می آید: "یُعرفُ المُجرمونَ بِسیماهُم..." من واقعا در سیمای طالبان همین آیه قرآن را می بینم. در سیمای طالبان فقط چهره ی مُجرمان را می بینم." او رفت و دیگر برنگشت.

طالبان، مجرمانی هستند که علیه بشریت آمده اند. آنها متجاوز هستند؛ متجاوز به حقوق انسانها، متجاوز به سرزمین ما، متجاوز به دین و آئین ما، متجاوز به زبان و فرهنگ ما.
در مذهب شیعه دو قاعده اعتقادی جزو فروع دین و مذهب ماست: تولّی و تبرّی. یعنی دوستی با خدا و بندگان صالح خدا و دشمن داشتن دشمنان خدا و دشمنان خلق خدا.

ما اگر ذره ای ایمان و وجدان داریم باید با قلم و قدم و زبان و بیان خود از طالبان؛ این دشمنان خدا و دشمنان خلق خدا و از این مجرمان بزرگ تاریخ و این طاغوتیان جنایتکار برائت بجوییم. من از حامیان و مزدبگیران طالب هم برائت می جویم.
 
حسینی مدنی- خبرگزاری جمهور 
 
https://jomhornews.com/vdcbz9b85rhbwzp.uiur.html
نام شما
آدرس ايميل شما

بسیار دقیق فرمودین
طيب اللّه احسن اقای حسینی مدنی باتوفیق روز افزوده
متن شما را خواندم، آقای حسینی مدنی. با تمام وجودتان نوشته‌اید؛ از عمق درد، از ریشه‌های هویتی، از ایمانی که نمی‌شود آن را معامله کرد. شما تنها نیستید. خیلی‌ها، چه داخل افغانستان و چه در تبعید، همین درد را دارند، همین خشم را، همین اصرار را برای ننوشتن و نگفتن. شاید صدای‌مان فعلاً به جایی نرسد، شاید فعلاً هزینه‌هایش سنگین باشد، اما همین نوشتن‌ها، همین افشاگری‌ها، همین حفظ حافظه جمعی، خودش نوعی مقاومت است. نوعی زنده نگه داشتن آن چیزی که طالبان می‌خواهد دفن کند.
خدا نگهدارتان باشد و به همه مظلومان این سرزمین صبر و عزت عنایت کند.

با احترام، یکی از مخاطبان خبرگزاری جمهور
مدنی
دوست ارجمند! از دیدگاه نیک شما صمیمانه سپاسگزارم
طیب آلله احسن اقای حسینی مدنی
احمد
همه اش درست بعد ایا این جواز ودلیل واگذاری ملیونی خاک وتهاجم گسترده بطرف ایران میشه .ایا این همه سنی در ایران با این نوع ادبیات ها خاک خود را رها می کنند ومی روند درپاکستان یا افغانستان مهاجرمی شوند که حکومت دست شیعیان است بهرحال باید غیر از معدود مردمی که مشکل جانی وویا سیاسی دارند مابقی به وطن خود عودت ودران کار وتلاش وزندگی که به نفع هردوکشور است
منم مثل تو ایرانی هستم‌
فرق جایی که سنی ها در اکثریت هستند با جایی مثل ایران که شیعیان در اکثریت هستند زیاد است شیعیان هیچوقت اهل سنت را تکفیر نکرده کافر نشمرده و ریختن خونشان را مباح ندانسته
بر عکس اهل سنت شیعیان بسیار مسالمت‌آمیز و ادیان و مذاهب دیگران را پذیرفته و همزیستی مي کنند
نشان به این نشان که هیچکدوم ار حملات تروریستی در اروپا آمریکا استرالیا و کانادا از سمت شیعیان نیست
محسن بیگی
ما ملت ایران هم از این شاکی هستیم که چرا باید از حماس و فلسطین سنی که شیعیان را مسلمان نمی دانند حمایت کنیم
سنّی های ما بارها در مواقع سرنوشت ساز، از مذهب و مردم شیعه حمایت کرده اند.
فقط یک مثال از این فرموده تان بزنید
حسام
احسنت به قلمت جناب مدنی
عزیزان مخاطبان ،بحث راشیعه وسنی نکنید ،طالب درنده وحشی ترورست نه مسلمان است نه سنی بلکه بدنام کننده اسلام است،قبل ازموجودیت این پدیده شوم(طالب)اختلاف مذهبی نداشتیم،اگراختلاف بودبین احزاب بودنه شیعه وسنی.
علی محمد
این قاتلین قرون وسطابی بحکومت رسیدند وجان ومال ناموس مخالفین را برخود مباح میدانند الان در افغانستان خر بدون هیچ مانعی وارد باغ سبز یونجه شده ....
مهدی
طالبان جنایتکار ازنوادگان شمر ویزید هستند که ۱۴۰۰سال قبل امام حسین ویارانش را درصحرای کربلا کنار رود فرات همراه با اهلبیت ویارانش با لب تشنه شهید کردند پس از طالبان هیچ کاری بعید نیست
آخرین اخبار