جالب است ۰
آنچه در تخار و بدخشان جریان دارد، صرفا یک رویداد محدود محلی میان پشتون های طالب و ساکنان بومی نیست، این یک قیام ملی علیه قومی شدن قدرت و تاراج منابع ملی افغانستان توسط یک اقلیت قومی و مهم تر از آن، مبارزه با پروژه تاریخی طالبان برای ایجاد تغییرات گسترده سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در منطقه ای است که همواره برای رژیم های پشتونی حاکم بر سرنوشت افغانستان، دردسرساز بوده است.
تاراج طلای شمال توسط تروریست‌های جنوب
نصیراحمد اندیشه، نماینده افغانستان در شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو، با اشاره به اعتراضات مردمی در ولایت تخار و سرکوب این اعتراض‌ها توسط طالبان گفته است که اوضاع در شمال‌شرق کشور، به‌ویژه تخار و بدخشان، به‌سوی بحرانی مشابه وضعیت اسفبار شمال‌شرق کانگو (DRC) پیش می‌رود.
 
آقای اندیشه در توصیف وضعیت بحرانی شمال‌شرق کشور نوشته است: «استخراج معادن به‌صورت غیرحرفه‌ای، بدون شفافیت و حساب‌دهی، سرکوب مردم محلی توسط حاکمیت غارتگر، و منافع شرکت‌های خارجی و گروه‌های مافیایی.»
 
او افزوده است: «معادن طلای راغستان، چاه‌آب، شهر بزرگ و معادن لاجورد کران‌ومنجان – سرسنگ، باید در وهله نخست تأمین‌کننده رفاه محلی و سپس سراسری می‌بود؛ اما اکنون فرماندهان طالبان جنوب، قراردادی‌های خارجی و در برخی موارد چوکی‌دارهای محلی‌شان این منابع را در اختیار دارند. مردم محلی با تهدید و آوارگی روبه‌رو هستند و محیط زیست به‌سرعت در حال تخریب است.»
 
اعتراضات گسترده ساکنان محلی و سرکوب خونین این اعتراضات توسط طالبان در شمال کشور نشان می‌دهد که وضعیت به‌شدت بحرانی است و رژیم طالبان با استفاده از حداکثر قدرت و خشونت سبعانه‌ای که بخشی از ذات و هویت این رژیم قومی و سرکوبگر است، به مطالبات مشروع مردم پاسخ می‌دهد.
 
با این حال، همان‌گونه که نصیراحمد اندیشه هشدار داده، بحران در حال تشدید و تعمیق است و در سایه سکوت مجامع بین‌المللی و سانسور شدید رسانه‌های داخلی، شمال عملاً صحنه یکی از جنایتکارانه‌ترین سرکوب‌هایی است که طالبان برای تسهیل تاراج دارایی‌های ملی و ذخایر زیرزمینی این منطقه توسط تروریست‌های مهاجم از جنوب اعمال می‌کند.
 
علیرغم تلاش‌های مذبوحانه رژیم برای کنترل وضعیت، بحران ناشی از تاراج معادن طلای تخار و بدخشان و اعتراض به‌حق ساکنان محلی نه‌تنها مهار نشده، بلکه روزبه‌روز تشدید و گسترش می‌یابد.
 
این اعتراضات می‌تواند به‌سرعت سرکوب و مهار شود؛ همان‌گونه که در گذشته نیز رخ داده است؛ مگر اینکه سرکوب خونین اعتراضات توسط رژیم طالبان به مطالبه‌ای ملی تبدیل شود و سازمان‌های حقوق بشری و نهادهای جهانی سکوت غیرمسئولانه خود را در برابر این رویداد بشکنند و برای توقف ماشین سرکوب رژیم اقدامی انجام دهند.
 
با وجود اینکه رهبر طالبان به‌تازگی در فرمانی مشارکت طالبان و بستگان آن‌ها در داوطلبی‌های مربوط به معادن را ممنوع کرده است، اما به باور کارشناسان، این فرمان – همانند بسیاری دیگر از فرامین فرمالیته حاکم قندهار – پیش از آنکه متضمن عدالت و اجرای بی‌ملاحظه قانون باشد، پوششی برای فرونشاندن اعتراضات محلی و توجیهی برای ادامه مواجهه سخت‌افزاری با این اعتراضات و مطالبات است. زیرا هیچ تردیدی وجود ندارد که معادن و منابع شمال عملاً از سوی مهاجمان جنوبی تاراج می‌شود، برنامه‌ای سازمان‌یافته برای کوچاندن اجباری ساکنان محلی در جریان است و «ناقلین» پشتون هر روز گروه‌گروه به سمت شمال گسیل می‌شوند تا پروژه تاریخی عبدالرحمان خان برای تغییر ترکیب جمعیتی منطقه به سرانجام برسد.
 
بنابراین، آنچه در تخار و بدخشان جریان دارد، صرفاً یک رویداد محدود محلی میان پشتون‌های طالب و ساکنان بومی نیست؛ بلکه یک قیام ملی علیه قومی‌سازی قدرت و تاراج منابع ملی افغانستان توسط یک اقلیت قومی و مهم‌تر از آن، مبارزه با پروژه تاریخی طالبان برای ایجاد تغییرات گسترده سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در منطقه‌ای است که همواره برای رژیم‌های پشتونی حاکم بر سرنوشت افغانستان دردسرساز بوده است.
 
در این میان، نباید نادیده گرفت که برخی کشورها نیز در این بحران ذینفع‌اند و عملاً به رژیم طالبان برای سرکوب اعتراضات مردمی و تسهیل تاراج دارایی‌های ملی توسط یک گروه قومی کمک می‌کنند. به‌طور مشخص، انگشت اتهام به سمت شرکت‌های چینی نشانه می‌رود؛ شرکت‌هایی که با انعقاد قراردادهای طولانی‌مدت و غیرقانونی، به طالبان و پشتون‌های وفادار به این رژیم امتیاز می‌دهند تا بخشی از درآمدهای حاصل از استخراج و تاراج معادن طلای این مناطق را تصاحب کنند و در مقابل، به خارجی‌ها اجازه دهند با گسیل ماشین‌آلات سنگین، استقرار تیم‌های فنی و مهندسی و به‌کارگیری دانش و تجربه خود، دارایی‌های طبیعی افغانستان را به سرقت ببرند.
 
با توجه به این واقعیت‌ها، بحران جاری در تخار و بدخشان یک بحران چندلایه با حضور و نقش‌آفرینی رژیم طالبان، پشتون‌های مهاجم جنوب و بازیگران خارجی – از جمله چینی‌ها – است که با سرکوب ساکنان محلی، ذخایر ارزشمند کشور را تاراج می‌کنند، اعتراضات مردمی را به خشونت می‌کشانند و زمینه‌ساز فقر، بیکاری، آوارگی و آلودگی زیست‌محیطی منطقه می‌شوند.
 
در چنین شرایطی، این بحران نیازمند یک خیزش ملی و اقدام بین‌المللی است تا روند سرقت دارایی‌های ملی، سرکوب خونین اعتراضات مشروع مردمی و تلاش خطرناک برای تغییر ترکیب جمعیتی منطقه متوقف شود.

نرگس اعتماد - جمهور 
https://jomhornews.com/vdcew78zxjh8owi.b9bj.html
نام شما
آدرس ايميل شما

آخرین اخبار