جالب است ۰
حمله بر کارگران و انجنیران چینی در مناطق اقتصادی میان افغانستان و تاجیکستان، نه تصادفی بوده و نه ناشی از وضعیت ناپایدار امنیتی در این منطقه است؛ بلکه حملات مرگبار انجام شده، کاملا هدفمند، سازمان یافته و با برنامه ریزی قبلی صورت گرفته، و این همان چیزی است که سطح تهدیدها را به شدت افزایش می دهد و دورنمای حضور چین در آسیای مرکزی را با ابهام روبه رو می کند.
دورنمای مبهم نقش چین در پروژه‌های منطقه‌ای
دورنمای مبهم نقش چین در پروژه‌های منطقه‌ای
 
حملات پهپادی و مسلحانه بر کارگران چینی در مناطق مرزی افغانستان و تاجیکستان از یکسو و موج اعتراضات خشونت بار علیه حضور شرکت های چینی در ولایت های شمال شرقی کشور به منظور تاراج و استخراج معادن، سرانجام دولت پکن را بر آن داشت تا از شهروندان خود بخواهد مناطق مرزی را ترک کنند.
 
این تصمیم شاید به عنوان یک تمهید امنیتی کوتاه مدت برای مقابله با خطرات فوری علیه جان و زندگی کارگران و تکنیسین های چینی اتخاذ شده باشد و لزوما به معنای پایان سیطره اقتصادی چین بر افغانستان و آسیای مرکزی نباشد؛ زیرا تاکنون هیچ گزارشی مبنی بر لغو قراردادهای بلندمدت و سودآور اقتصادی میان چین و افغانستان و چین و آسیای مرکزی، منتشر نشده است.
 
با این حال، دستور خروج فوری شهروندان چینی از مناطق مرزی افغانستان و تاجیکستان، بدون شک، در شرایط آسان اتخاذ نشده و این امر، نه تنها برای شرکت ها، کارگران و فناوران چینی فعال در این مناطق، حامل پیامی نگران کننده و پیامدهایی زیانبار خواهد بود که در عین حال، چشم انداز حضور راهبردی چین در اقتصاد افغانستان و آسیای مرکزی و حتی فراتر از آن، جایگاه پکن در نظم ژئوپلیتیکی منطقه را با ابهامات، پرسش ها و چالش های جدی و جدید رو به رو می کند.
 
شاید در حال حاضر، هم چینی ها و هم دولت های طرف قرارداد آنها از جمله افغانستان تحت سیطره طالبان و نیز تاجیکستان، در حال ارزیابی سطح تهدیدهای تروریستی علیه کارگران و شرکت های چینی فعال در مناطق مرزی باشند و تا روشن شدن نتایج این ارزیابی، چین اتباع خود را فراخوانده باشد؛ اما به باور کارشناسان مسایل امنیتی، حمله بر کارگران و انجنیران چینی در مناطق اقتصادی میان افغانستان و تاجیکستان، نه تصادفی بوده و نه ناشی از وضعیت ناپایدار امنیتی در این منطقه است؛ بلکه حملات مرگبار انجام شده، کاملا هدفمند، سازمان یافته و با برنامه ریزی قبلی صورت گرفته، و این همان چیزی است که سطح تهدیدها را به شدت افزایش می دهد و دورنمای حضور چین در آسیای مرکزی را با ابهام روبه رو می کند.
نکته دیگری که بر دامنه این نگرانی ها می افزاید، ابزارها و تاکتیک های مورد استفاده در حملات مورد اشاره است. در گذشته هرگز سابقه نداشته که تروریست های مسلح برای هدف قرار دادن کارگران معادن یا هر هدف دیگری در افغانستان و آسیای مرکزی، از پهپاد استفاده کنند؛ اما این اقدام چندی پیش صورت گرفت و طی آن، پهپادهای مهاجم از افغانستان به پرواز درآمدند و کارگران چینی را در آن سوی مرز با تاجیکستان، آماج حملات هدفمند و مرگبار قرار دادند. این حمله نشان داد که تهدیدهای امنیتی علیه حضور چین در پروژه های اقتصادی آسیای مرکزی، نه تنها جدی است؛ بلکه این تهدیدها با دسترسی تروریست ها به جنگ افزارها و تسلیحات مدرن تر و مرگبارتر، بسیار متفاوت از گذشته است و به همین دلیل، چین و شرکای اقتصادی آن در افغانستان و آسیای مرکزی، باید بیش از حد قابل انتظار نگران باشند و به نظر می رسد که فراخوان خروج کامل کارگران و مهندسان چینی از منطقه نیز با درک این واقعیت تازه، صادر شده است.
 
مسایلی که بر حجم نگرانی ها می افزاید این است که تروریست ها از کجا تامین و تجهیز می شوند؟ آنها چگونه به پهپاد به مثابه جدیدترین جنگ افزار جنگ های مدرن، دست یافته اند و این امر، چگونه می تواند رقابت های ژئوپلیتیکی قدرت های بزرگ در افغانستان و آسیای مرکزی را دستخوش تحولی بنیادین کند؟ و در نهایت اینکه برنده و بازنده این بازی بزرگ جدید کیست؟
 
شاید پاسخ دادن به هریک از پرسش های مطرح شده در بالا خود به طور مستقل، نیازمند ارزیابی های مبسوط و مفصل باشد که در این مجمل نمی گنجد؛ اما این واقعیت را نمی توان نادیده گرفت که جنگ بر سر منابع و معادن میان قدرت های بزرگ، بی سابقه نیست و این جنگ با حضور ترامپ در کاخ سفید، وارد مراحل مرگبارتری شده است. تجاوز دیوانه وار امریکا بر ونزوئلا و ربودن رییس جمهور برحال آن کشور به منظور تصاحب و تملک منابع نفتی نفت خیزترین کشور روی زمین نیز بخشی از همین نبرد محسوب می شود؛ بنابراین، حملات پهپادی و تروریستی بر اتباع چینی در مناطق مرزی افغانستان و تاجیکستان، چندان هم حیرت انگیز و غافلگیرکننده نبود؛ درست همان گونه که تجهیز و تسلیح تروریست های مهاجم به مدرن ترین و مرگبارترین مهمات به منظور پیشبرد پروژه های سلطه جویانه قدرت های بزرگ در تقابل های ژئلوپلیتیکی جهان ناپایدار کنونی، امری غریب و غیرمترقبه محسوب نمی شود.
 
بنابراین، دورنمای حضور چین در پروژه های سودآور اقتصادی در افغانستان و آسیای مرکزی و تسلط سنتی این کشور بر منابع معدنی و ذخایر زیرزمینی منطقه، عمیقا با ابهام مواجه است و با توجه به اینکه تقابل های تشدیدشونده قدرت های بزرگ بر سر تصاحب سرزمین های بیشتر و تملک و تاراج منابع طبیعی کشورهای دیگر، روز به روز گسترش می یابد، انتظار می رود که چشم انداز حضور فعال و انحصاری چینی ها در پروژه های منطقه ای هم بیش از پیش با چالش رو به رو شود.
 
عبدالمتین فرهمند - جمهور
 
 
 
 
 
 
 
 
 
https://jomhornews.com/vdcizuazyt1a3p2.cbct.html
نام شما
آدرس ايميل شما

آخرین اخبار