جالب است ۰
نخستین چالش، تضاد آشکار میان اهداف رسمی سازمان شانگهای و ماهیت طالبان است. شانگهای در اسناد خود مبارزه با تروریزم، افراط‌گرایی و جدایی‌طلبی را از اهداف اصلی معرفی کرده، اما طالبان متهم‌اند که به گروه‌های تروریستی فراملیتی پناه داده یا نسبت به فعالیت آن‌ها تساهل نشان می‌دهند. حضور طالبان در چنین سازمانی، ادعای ضدتروریستی شانگهای را تضعیف می‌کند و این پیام را منتقل می‌سازد که «اگر با قدرت‌های بزرگ کنار بیایید، سابقه تروریستی هم قابل چشم‌پوشی است».
چالش‌ها و مزایای حضور طالبان در سازمان شانگهای
گل حسن؛ سفیر طالبان در مسکو گفته که افغانستان عضو ناظر سازمان همکاری شانگهای است و باید در جلسات این سازمان حضور داشته باشد. او در مصاحبه با خبرگزاری دولتی روسیه - تاس اظهار امیدواری کرد که نماینده طالبان در جلسات آتی سازمان همکاری شانگهای دعوت شود.
 
گل حسن در پاسخ به این سوال که آیا اداره طالبان همکاری با سازمان همکاری شانگهای را ممکن می‌داند، گفت: «بلی، افغانستان یک کشور ناظر در سازمان همکاری شانگهای است و مطابق با این جایگاه، باید در جلسات آن شرکت کند.»
 
سازمان همکاری شانگهای یک سازمان منطقه‌ای است که در سال ۲۰۰۱ تاسیس شد. اعضای اصلی این سازمان روسیه، چین، هند، قزاقستان، قرغیزستان، تاجیکستان، پاکستان، ایران و اوزبیکستان هستند. بلاروس چهارم جولای ۲۰۲۴ به این سازمان پیوست.
 
افغانستان و مغولستان کشورهای ناظر هستند.
 
بحث حضور طالبان در سازمان همکاری شانگهای، به‌ویژه در جایگاه «عضو ناظر»، یکی از پیچیده‌ترین و بحث‌برانگیزترین موضوعات سیاست منطقه‌ای است. طالبان با تکیه بر این‌که افغانستان پیش از سقوط نظام جمهوری عضو ناظر سازمان شانگهای بوده، تلاش می‌کنند این کرسی را به‌عنوان ابزاری برای مشروعیت‌سازی و خروج از انزوای سیاسی به‌کار گیرند؛ اما این تلاش، در کنار مزایای احتمالی برای طالبان، چالش‌های جدی برای امنیت منطقه‌ای، اعتبار سازمان شانگهای و آینده سیاسی افغانستان ایجاد می‌کند.  
 
طالبان بیش از هر چیز به‌دنبال مشروعیت‌اند؛ مشروعیتی که نه از طریق انتخابات، نه از طریق توافق سیاسی و نه از مسیر رعایت حقوق بشر به‌دست آمده؛ بلکه از راه «پذیرش عملی» توسط قدرت‌های منطقه‌ای دنبال می‌شود. حضور در شانگهای برای طالبان یک فرصت نمادین بزرگ است. آن‌ها می‌توانند چنین وانمود کنند که اگر رژیم‌شان نامشروع بود، چرا باید در کنار چین، روسیه، ایران، هند و پاکستان پشت یک میز بنشینند. این نوع مشروعیت‌سازی غیررسمی، برای گروهی که هنوز هیچ کشور مهمی به جز روسیه آن را به رسمیت نشناخته، یک دستاورد سیاسی مهم محسوب می‌شود.  
 
از سوی دیگر، طالبان با حضور در شانگهای می‌توانند انزوای سیاسی خود را کاهش دهند. این سازمان یکی از معدود ساختارهای چندجانبه‌ منطقه ای است که غرب در آن حضور ندارد و همین موضوع برای طالبان جذاب است. آن‌ها می‌توانند از این فضا برای گفت‌وگو با قدرت‌های منطقه‌ای، جلب حمایت اقتصادی، طرح درخواست سرمایه‌گذاری و حتی ارائه روایت دلخواه خود از وضعیت امنیتی افغانستان استفاده کنند. 
 
طالبان همچنین امیدوار اند که از طریق شانگهای به پروژه‌های ترانزیتی و اقتصادی منطقه‌ای متصل شوند؛ پروژه‌هایی که می‌تواند منابع مالی تازه‌ای را برای رژیم فراهم کند و اقتصاد غیررسمی و شبکه‌های قاچاق را تقویت کند.  
 
اما در برابر این مزایا، چالش‌های سنگینی وجود دارد که نمی‌توان نادیده گرفت. نخستین چالش، تضاد آشکار میان اهداف رسمی سازمان شانگهای و ماهیت طالبان است. شانگهای در اسناد خود مبارزه با تروریزم، افراط‌گرایی و جدایی‌طلبی را از اهداف اصلی معرفی کرده، اما طالبان متهم‌اند که به گروه‌های تروریستی فراملیتی پناه داده یا نسبت به فعالیت آن‌ها تساهل نشان می‌دهند. حضور طالبان در چنین سازمانی، ادعای ضدتروریستی شانگهای را تضعیف می‌کند و این پیام را منتقل می‌سازد که «اگر با قدرت‌های بزرگ کنار بیایید، سابقه تروریستی هم قابل چشم‌پوشی است».  
 
چالش دیگر، ضربه به اعتبار هنجاری و اخلاقی سازمان است. طالبان یکی از افراطی‌ترین رژیم‌ها در زمینه نقض حقوق زنان، منع آموزش دختران، سرکوب رسانه‌ها و حذف سیاسی مخالفان‌اند. اعطای کرسی ناظر به چنین رژیمی، شانگهای را در موضع دفاع از یک حکومت آشکارا ضدحقوق ‌بشری قرار می‌دهد که مشروعیت ملی ندارد. این اقدام همچنین پیام خطرناکی برای گروه‌های افراطی منطقه دارد و این اطمینان را برای آنها فراهم می‌کند که اگر از طریق اقدامات تروریستی به قدرت برسید، مسیر مشروعیت و ادغام، چندان دشوارگذار نیست.  
 
در سطح داخلی افغانستان، حضور طالبان در شانگهای به معنای تثبیت بیشتر حاکمیت انحصاری آن‌هاست. مردم افغانستان، زنان، اقلیت‌ها و مخالفان سیاسی عملاً از صحنه حذف می‌شوند و جهان، افغانستان را نه به‌عنوان یک جامعه متکثر، بلکه به‌عنوان یک رژیم قومی و ایدئولوژیک به شدت افراطی می‌بیند. این روند، هرگونه تلاش برای ایجاد یک نظام سیاسی فراگیر را تضعیف می‌کند و به طالبان امکان می‌دهد که بدون هیچ تغییر رفتاری، خود را به‌عنوان «تنها نماینده افغانستان» بر جامعه بین المللی تحمیل کنند.
 
در حوزه امنیت منطقه‌ای نیز خطرات مشابهی وجود دارد. گروه‌های تروریستی فراملیتی همچنان در افغانستان فعال‌اند و برخی از آن‌ها روابط دیرینه و پیچیده‌ای با طالبان دارند. اگر طالبان بدون سازوکار نظارتی و بدون تعهدات قابل راستی‌آزمایی وارد شانگهای شوند، می‌توانند از این موقعیت برای سفیدسازی روابط خود با این گروه‌ها استفاده کنند.
 
در چنین شرایطی، نه‌تنها امنیت افغانستان، بلکه امنیت آسیای میانه، ایران، چین و حتی روسیه نیز در معرض تهدید قرار می‌گیرد.  
 
در مقابل اما ممکن است استدلال شود که حضور طالبان در شانگهای می‌تواند فرصتی برای مهار آن‌ها باشد، اما این استدلال با واقعیت‌های موجود سازگار نیست. شانگهای ابزارهای الزام‌آور قوی ندارد و طالبان نیز سابقه‌ای طولانی در استفاده تاکتیکی از توافقات سیاسی دارند. خطر اصلی این است که طالبان بدون هیچ تغییر واقعی، عادی‌سازی شوند و این عادی‌سازی به قیمت تضعیف صلح و ثبات منطقه ای و نقض سیستماتیک حقوق بنیادین مردم افغانستان تمام شود.  
 
عبدالمتین فرهمند - جمهور
https://jomhornews.com/vdcjayevouqehaz.fsfu.html
نام شما
آدرس ايميل شما

آخرین اخبار