لغو مجوز حدود ۱۶۰۰ نهاد، از بنیادهای شناختهشدهای مثل بنیاد حامد کرزی گرفته تا مراکز مذهبی شیعیان، انجمنهای زنان، نهادهای علمی و تشکلهای صنفی معلمان، حامل پیام سیاسی آشکار است: طالبان سرکوبگرتر میشوند.
وزارت عدلیه طالبان به تازگی فهرست تازهای از نهادهایی را منتشر کرد که مجوز فعالیتشان لغو شده است.
در این فهرست نام حدود ۱۶۰۰ نهاد اجتماعی، فرهنگی، مذهبی، علمی و خیریه از جمله بنیاد حامد کرزی، دیده میشود.
در میان نهادهای لغو مجوز شده، بنیاد ناصر خسرو بلخی وابسته به خانواده سیدمنصور نادری، چندین مرکز مذهبی مرتبط با جامعه شیعه، انجمن اجتماعی زنان تجارتپیشه، جمعیت اصلاح و شورای انجمن معلمان افغانستان نیز قرار دارند.
این تصمیم تازه طالبان در ادامه روندی است که هفته گذشته نیز در حوزه رسانهها مشاهده شد.
وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان اعلام کرده بود که مجوز فعالیت اکثر سازمانهای حامی رسانهها لغو شده و تنها مجوز سه نهاد تمدید شده است.
رژيم طالبان با انتشار فهرست تازهای از نهادهای لغو مجوز شده، بار دیگر نشان داد که سرکوب برای این رژيم، ستون فقرات بقای سیاسی آن است. وقتی یک رژيم به جای تعامل با جامعه، به حذف سیستماتیک نهادهای مدنی، فرهنگی، مذهبی و علمی روی میآورد، معنایش روشن است: ترس. ترس از هر صدایی که خارج از حلقه تنگ قدرت قومی و ایدئولوژيک رژيم حاکم منتشر میشود. ترس از هر نهادی که میتواند مردم را توانمند و مستقل از سلطه سرکوبگرانه یک رژيم مستبد کند. ترس از هر ساختاری که روایت رسمی طالبان را به چالش بکشد. و طالبان امروز دقیقاً در چنین وضعیتی قرار دارند؛ رژيم نامشروعی که از سایه خودش هم میترسد و برای خاموش کردن هر امکان مقاومت، حتی کوچکترین روزنههای فعالیت اجتماعی را هم میبندد.
لغو مجوز حدود ۱۶۰۰ نهاد، از بنیادهای شناختهشدهای مثل بنیاد حامد کرزی گرفته تا مراکز مذهبی شیعیان، انجمنهای زنان، نهادهای علمی و تشکلهای صنفی معلمان، حامل پیام سیاسی آشکار است: طالبان سرکوبگرتر میشوند. طالبان میخواهند بگویند که هیچ ساختار مستقل، هیچ صدای متفاوت و هیچ هویت غیرطالبانی در افغانستان حق حیات ندارد. این اقدام نه از موضع قدرت، بلکه از موضع ضعف انجام میشود. رژيمی که مشروعیت ملی ندارد، ناچار است با مشت آهنین حکومت کند. طالبان میدانند که اگر جامعه مدنی، زنان، معلمان، روشنفکران و اقلیتهای مذهبی حتی اگر اندکی فضا برای فعالیت داشته باشند، پایههای قدرتشان به لرزه میافتد.
این سرکوب گسترده ادامه همان روندی است که هفته گذشته در حوزه رسانهها دیده شد. وقتی وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان اعلام میکند که مجوز اکثر سازمانهای حامی رسانهها لغو شده و تنها سه نهاد اجازه فعالیت دارند، معنایش این است که طالبان میخواهند افغانستان را به یک جامعه تک صدایی تبدیل کنند؛ جایی که هیچ روایت مستقلی نتواند شکل بگیرد، هیچ خبرنگاری نتواند پرسش کند و هیچ رسانهای نتواند حقیقت را ثبت و منعکس کند. طالبان از حقیقت میترسند، چون حقیقت دشمن طبیعی استبداد است. هر حکومتی که از رسانهها بترسد، از مردم میترسد. و طالبان امروز بیش از هر زمان دیگری از مردم افغانستان وحشت دارند.
این موج تازه سرکوب، یک هدف دیگر هم دارد: پاکسازی تدریجی هر چیزی که نشانی از تنوع مذهبی، قومی و فکری افغانستان دارد. حذف مراکز مذهبی شیعیان، حذف بنیادهای وابسته به خانوادههای سیاسی غیرطالبانی، حذف انجمنهای زنان و حذف نهادهای صنفی، همه بخشی از پروژه یکدستسازی اجباری جامعه است. طالبان میخواهند افغانستان را در قالب تنگاندیشانه و ایدئولوژیک خودشان بریزند؛ قالبی که در آن زن فقط باید در خانه بماند، تنها مذهب رسمی، مذهب مبتنی و منطبق بر خوانش خشونت ورزانه طالبانی از دین باشد، روشنفکر باید تبعید شود و معلم باید مطیع و منقاد باشد.
طالبان با این اقدامات نشان میدهند که هیچ برنامهای برای اداره یک جامعه مدرن ندارند. آنها نه ظرفیت مدیریت دارند، نه توان گفتوگو، نه تحمل نقد. تنها چیزی که میشناسند، تشدید سرکوب و حذف کامل است. حذف نهادها، صداها و هویتها؛ اما تاریخ نشان داده که حذف، هرگز پایدار نیست. هیچ حکومتی نتوانسته با بستن دهانها و شکستن قلمها برای همیشه دوام بیاورد. طالبان شاید امروز بتوانند ۱۶۰۰ نهاد را تعطیل کنند؛ اما نمیتوانند ۴۰ میلیون انسان را با سرکوب، مدیریت کنند. جامعه افغانستان، با وجود تمام زخمها، هنوز زنده است و در برابر سرکوب و استبداد، مقاومت خواهد کرد.
این تصمیم طالبان همچنین یک پیام روشن به جهان دارد: این گروه هیچ تغییری نکرده و نخواهد کرد. هر امیدی که برخی کشورها یا نهادهای بینالمللی به «میانهرو شدن» طالبان بسته بودند، با چنین اقداماتی نقش بر آب میشود. طالبان به وضوح نشان میدهند که همان طالبان دهه ۹۰ هستند؛ گروهی که از روز اول با سرکوب به قدرت رسید و امروز هم با سرکوب، سلطه نامشروع خود را اعمال میکند. بنابراین، هرگونه تعامل بینالمللی با این گروه بدون فشار جدی، فقط به تقویت ماشین سرکوب آنها منجر میشود.
به این ترتیب، مساله این نیست که «آیا طالبان سرکوبگرتر شدهاند؟» پرسش این است که «تا کجا میتوانند پیش بروند؟» طالبان امروز در مسیر خطرناکی حرکت میکنند؛ مسیری که افغانستان را به سمت انزوای کامل، فروپاشی اجتماعی و خشم انباشته مردم سوق میدهد. هیچ حکومتی نمیتواند برای همیشه با حذف و انکار و امتناع و سرکوب به حیات و بقای خود ادامه دهد، و طالبان دیر یا زود با این واقعیت روبهرو خواهند شد.