جالب است ۰
تهدیدهای امنیتی ناشی از حاکمیت طالبان در افغانستان جدی و چندلایه است. نخست، حضور و فعالیت شاخه خراسان داعش که طی سال‌های اخیر حملات خونینی در افغانستان و خارج از آن انجام داده، یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های امنیتی منطقه است. داعش خراسان نه‌تنها با طالبان دشمنی ایدئولوژیک دارد، بلکه اهداف فراملیتی را دنبال می‌کند و بارها کشورهای آسیای میانه، ایران و حتی روسیه را تهدید کرده است.
تهدید افغانستان علیه ثبات منطقه‌؛ اصرار روسیه، انکار طالبان
ذبیح‌الله مجاهد؛ سخنگوی طالبان اظهارات سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه درباره تهدیدهای امنیتی ناشی از خاک افغانستان را رد کرد. او گفت مشخص نیست این اظهارات بر چه اساسی مطرح شده و ادعا کرد که در چهار تا پنج سال گذشته، هیچ کشوری از خاک افغانستان با تهدید امنیتی روبه‌رو نشده است.
 
سرگئی لاوروف روز دوشنبه گفت که چالش‌ها و تهدیدهای جدید امنیتی، به‌ویژه تحولات مربوط به آسیای میانه و افغانستان، در صدر نگرانی‌های کشورهای عضو سازمان پیمان امنیت جمعی قرار دارد.
 
ذبیح‌الله مجاهد در واکنش به این سخنان گفت که طالبان بر تمام جغرافیا و قلمرو افغانستان حاکمیت کامل دارند. او ادعا کرد: «در چهار پنج سال گذشته که امارت اسلامی حاکمیت افغانستان را در دست دارد، به هیچ کشوری از آدرس افغانستان تهدیدی متوجه نشده است.»
 
اظهارات لاوروف و واکنش طالبان در حالی ابراز می‌شود که روسیه تنها قدرت‌ منطقه‌ای است که طالبان را به رسمیت شناخته، روابط کاری و امنیتی با این گروه را حفظ کرده و حتی در برخی نشست‌ها از نمایندگان طالبان میزبانی می کند؛ اما این روابط تاکتیکی هرگز به معنای اعتماد راهبردی نیست.
 
مسکو به‌خوبی می‌داند که ساختار قدرت در افغانستان پس از بازگشت طالبان، شکننده، غیرقابل پیش‌بینی و آمیخته با حضور گروه‌های متعدد تروریستی است؛ گروه‌هایی که برخی از آن‌ها سابقه دشمنی مستقیم با روسیه و متحدانش در آسیای میانه را دارند. به همین دلیل، هرچند روسیه برای مدیریت وضعیت موجود ناچار به تعامل با طالبان است؛ اما همچنان نسبت به پیامدهای بلندمدت این وضعیت نگران است.
 
طالبان اما در برابر این نگرانی‌ها واکنشی انکاری و تدافعی نشان می‌دهند. دلیل اصلی این رویکرد، نیاز طالبان به تثبیت مشروعیت بین‌المللی است. هرگونه پذیرش تهدید امنیتی از خاک افغانستان، به معنای اعتراف به ضعف در کنترل قلمرو و ناتوانی در مهار گروه‌های رادیکال است؛ اعترافی که می‌تواند تلاش‌های طالبان برای کسب مشروعیت سیاسی و اقتصادی را تضعیف کند. علاوه بر این، طالبان از نظر ایدئولوژیک تمایل دارند خود را «تنها نیروی نظم‌دهنده» در افغانستان معرفی کنند و هرگونه اشاره به حضور گروه‌های تروریستی را یا انکار می‌کنند یا آن را به دشمنان خارجی نسبت می‌دهند. این انکار بخشی از راهبرد تبلیغاتی طالبان برای نمایش ثبات است، در حالی که واقعیت میدانی چیز دیگری می‌گوید.
 
واقعیت این است که تهدیدهای امنیتی ناشی از حاکمیت طالبان در افغانستان جدی، پیچیده و چندلایه است. نخست، حضور و فعالیت شاخه خراسان داعش که طی سال‌های اخیر حملات خونینی در افغانستان و خارج از آن انجام داده، یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های امنیتی منطقه است. داعش خراسان نه‌تنها با طالبان دشمنی ایدئولوژیک دارد، بلکه اهداف فراملیتی را دنبال می‌کند و بارها کشورهای آسیای میانه، ایران و حتی روسیه را تهدید کرده است. دوم، گروه‌های جهادی آسیای میانه مانند جنبش اسلامی ترکستان شرقی، جنبش اسلامی ازبکستان و جماعت انصارالله همچنان در افغانستان حضور دارند و از فضای بی‌ثبات کنونی برای بازسازی توان خود استفاده می‌کنند. این گروه‌ها سابقه عملیات در مرزهای تاجیکستان، ازبکستان و چین را دارند و حضورشان برای این کشورها تهدیدی مستقیم محسوب می‌شود.
 
افزون بر این‌ها، طالبان به‌عنوان یک گروه ایدئولوژیک، هرچند اکنون در نقش حکومت ظاهر شده‌اند؛ اما روابط تاریخی و شبکه‌ای با گروه‌های تروریستی منطقه‌ای دارند. این روابط علیرغم بازگشت طالبان به قدرت به‌طور کامل قطع نشده و برخی شاخه‌های طالبان همچنان با گروه‌های تروریستی فراملیتی همکاری می‌کنند. 
 
از سوی دیگر، فروپاشی اقتصادی افغانستان و نبود ساختارهای حکمرانی کارآمد، زمینه‌ساز گسترش قاچاق مواد مخدر، سلاح و مهاجرت غیرقانونی شده است؛ پدیده‌هایی که امنیت منطقه را به‌طور مستقیم تهدید می‌کنند.
 
در این میان، کشورهایی که بیشترین احساس خطر را دارند، عمدتاً همسایگان شمالی افغانستان و قدرت‌های درگیر در امنیت آسیای میانه‌اند. تاجیکستان به دلیل مرزهای طولانی و ناهموار با افغانستان و حضور گروه‌های تاجیک‌تبار در میان جهادی‌ها، بیشترین نگرانی را دارد. ازبکستان و ترکمنستان نیز به دلیل تهدید نفوذ گروه‌های مسلح و قاچاق، در معرض خطر اند. چین به‌ویژه نگران فعالیت گروه‌های اویغور در افغانستان است. ایران نیز با تهدید داعش خراسان، بحران مهاجرت و قاچاق مواد مخدر مواجه است. روسیه به‌عنوان قدرت حامی امنیت آسیای میانه، نگران سرریز ناامنی به جمهوری‌های سابق شوروی و تهدید مستقیم منافع راهبردی خود است.

با این حال، صرف نظر از پاسخ طالبان به ادعای تازه وزیر خارجه روسیه، کشورهای منطقه باید به‌جای رویکردهای پراکنده، یک چارچوب همکاری امنیتی مشترک ایجاد کنند که شامل تبادل اطلاعات، کنترل مرزها و مقابله با گروه‌های تروریستی باشد. علاوه بر این، فشار سیاسی هماهنگ بر طالبان برای ایجاد یک ساختار حکمرانی فراگیر، متعهد و مسئولیت‌پذیر، ضروری است؛ زیرا انزوای افغانستان تنها به تقویت گروه‌های افراطی می‌انجامد.
 
همچنین کمک‌های هدفمند اقتصادی و انسانی به مردم افغانستان باید از مسیرهای شفاف و نظارت‌شده ادامه یابد تا فروپاشی کامل اجتماعی رخ ندهد.
 
در شرایط کنونی، افغانستان تحت حاکمیت طالبان همچنان یک منبع بالفعل بی‌ثباتی برای منطقه است. روسیه این واقعیت را می‌بیند و هشدار می‌دهد؛ اما طالبان برای حفظ تصویر «ثبات» در کشور تحت سیطره خود، آن را انکار می‌کنند. واقعیت اما این است که تا زمانی که ساختار سیاسی افغانستان اصلاح نشود و گروه‌های تروریستی ریشه‌کن نگردند، نگرانی‌های منطقه از توسعه تروریزم، ترویج رادیکالیزم و گسترش ناامنی و بی ثباتی تشدید خواهد شد.
 
عبدالمتین فرهمند - جمهور
https://jomhornews.com/vdcgtz9quak9y74.rpra.html
نام شما
آدرس ايميل شما

آخرین اخبار