تعداد نظر۱
جالب است ۰
طالبان با این سیاست‌ها در واقع به جنگ با حافظه‌ جمعی مردم رفته‌اند. زبان‌های فارسی، ازبکی، ترکمنی و دیگر زبان‌های رایج در افغانستان نه فقط شناسه های هویتی اقوام گوناگون کشور هستند؛ بلکه بازتاب دهنده تاریخ، ادبیات، هویت و تجربه‌ زیسته‌ میلیون‌ها انسان‌ شمرده می شوند که امروز در نتیجه سیاست مبتنی بر تروریزم فرهنگی طالبان، عملا حذف و انکار می شوند.
تروریزم فرهنگی طالبان علیه زبان؛ چرا قندهار عقب‌نشینی کرد؟
هبت‌الله آخوندزاده؛ رهبر طالبان، به والی‌های این گروه در شمال افغانستان دستور داده که برای «حفظ اتحاد» در تغییر تابلوهای چندزبانه احتیاط کرده و از هرگونه تغییر در تابلوهایی که پیش‌تر به زبان‌های پشتو، فارسی، ازبکی و دیگر زبان‌ها نوشته شده‌اند، خودداری کنند.
 
دفتر والی طالبان در بلخ با نشر خبرنامه‌ای اعلام کرد که این موضوع در نشست هماهنگی والی‌های منطقه شمال‌غرب در شهر میمنه مطرح شده است.
 
بر اساس این خبرنامه، این دستور در پی تغییراتی صادر شده که پیش‌تر در برخی ولایت‌های شمالی در تابلوها اعمال شده بود.
 
طالبان پیش از این زبان‌های فارسی و ازبکی را از تابلوهای دانشگاه‌های سمنگان و جوزجان حذف کرده بودند؛ اقدامی که واکنش‌های گسترده‌ای را به همراه داشت و با انتقادهایی در سطح محلی روبه‌رو شد.
 
سیاست زبانی و فرهنگی طالبان در سال‌های اخیر به یکی از آشکارترین جلوه‌های تروریزم هویتی و فرهنگی این رژيم در افغانستان تبدیل شده است. کاملا واضح است که این پروژه نه بر پایه‌ تنوع تاریخی این سرزمین؛ بلکه بر اساس یک قرائت ایدئولوژیک، قومی و قبیله ای بنا شده است. حذف زبان‌های فارسی و ازبکی از تابلوهای رسمی دانشگاه‌ها و نهادهای دولتی تنها یک اقدام فرهنگی در سطح محلی نیست؛ پروژه ای قومی و ایدئولوژيک است که ریشه در تروریزم فرهنگی دارد و هدف آن این است که واقعیت های اجتماعی و تنوع قومیتی افغانستان را انکار کند و یک روایت ساختگی از «یک ملت، یک زبان» را جایگزین آن سازد؛ روایتی که شالوده آن براساس گرایش پشتونوالی حاکمیت استوار است و ادامه یک پروژه تاریخی برای تحمیل پشتو و تضعیف فارسی و سایر ارکان و اضلاع منظومه فرهنگی کشور محسوب می شود.
 
به باور منتقدان، طالبان با این سیاست‌ها در واقع به جنگ با حافظه‌ جمعی مردم رفته‌اند. زبان‌های فارسی، ازبکی، ترکمنی و دیگر زبان‌های رایج در افغانستان نه فقط شناسه های هویتی اقوام گوناگون کشور هستند؛ بلکه بازتاب دهنده تاریخ، ادبیات، هویت و تجربه‌ زیسته‌ میلیون‌ها انسان‌ شمرده می شوند که امروز در نتیجه سیاست مبتنی بر تروریزم فرهنگی طالبان، عملا حذف و انکار می شوند. حذف این زبان‌ها از فضاهای عمومی، سرآغاز پروژه ای بزرگتر برای تحمیل اهداف قبیله ای طالبان برای پشتونیزه کردن افغانستان است. این همان چیزی است که بسیاری از منتقدان آن را «تروریزم فرهنگی» می‌نامند؛ زیرا هدف آن ایجاد ترس، خاموش‌سازی و به حاشیه‌راندن گروه‌های زبانی و قومی و سیطره فرهنگ قبیله ای پشتون است.
 
اقدام اخیر طالبان در سمنگان و جوزجان—که تابلوهای چندزبانه‌ دانشگاه‌ها را حذف کردند و تنها پشتو را باقی گذاشتند—نمونه‌ای روشن از همین سیاست است. واکنش‌های محلی و اعتراضات گسترده اما نشان داد که جامعه‌ شمال افغانستان این تحمیل را تحمل نمی کند. همین فشار اجتماعی بود که رهبر خودکامه طالبان را وادار کرد تا عقب‌نشینی تاکتیکی کند و به والی‌های شمال کشور دستور دهد که «برای حفظ اتحاد» از تغییر تابلوهای چندزبانه خودداری کنند؛ اما این عقب‌نشینی نه از سر احترام به پذیرش تنوع فرهنگی کشور، بلکه از ترس گسترش نارضایتی و شکاف‌های اجتماعی است. طالبان زمانی عقب می‌نشینند که هزینه‌ پیشروی‌شان بالا برود، نه زمانی که به حقوق واقعی مردم باور داشته باشند.
 
به این ترتیب و علیرغم دستور تازه ملا هبت الله، سیاست‌ فرهنگی طالبان ریشه در یک نگاه عمیقاً مرکزگرا و قومیت زده دارد؛ نگاهی که افغانستان را نه مجموعه‌ای از فرهنگ‌ها و زبان‌های ریشه‌دار، بلکه قلمروی می‌بیند که باید زیر یک چتر زبانی و ایدئولوژیک یکدست طالبانی قرار بگیرد و هژمون بلامنازع قبیله را بپذیرد. چنین رویکردی در تضاد کامل با واقعیت تاریخی افغانستان است؛ این کشور همیشه چندزبانه بوده و این هویت فرهنگی زوال ناپذیر آن محسوب می شود؛ کشوری که از جولان ویرانگر امپراتوری‌های غصب و غارت در طول تاریخ، جان بدر برده و همچنان به حیات خود ادامه داده است. 
 
در این میان، زبان فارسی قرن‌ها زبان علم، فرهنگ، مدیریت و روابط اجتماعی اقشار و اقوام افغانستان بوده است و تلاش برای حذف آن نه تنها غیرواقع‌بینانه است، بلکه تقلایی از پیش شکست خورده برای تغییر هویت عمیق و ریشه دار فرهنگ و تمدن این سرزمین محسوب می شود.
 
از سوی دیگر، حذف زبان ازبکی و دیگر زبان‌های ترک‌تباران نیز نشان‌دهنده‌ بی‌اعتنایی طالبان به حقوق اقلیت‌های قومی است. این زبان‌ها بخش مهمی از بافت اجتماعی شمال افغانستان‌اند و نادیده‌گرفتن‌شان به معنای نادیده‌گرفتن هویت میلیون‌ها انسان است. چنین سیاست‌هایی نه وحدت می‌آورد و نه ثبات؛ بلکه شکاف‌ها را عمیق‌تر می‌کند و احساس بی‌عدالتی و سرخوردگی مردم از سیاست های مبتنی بر تروریزم فرهنگی رژيم حاکم را افزایش می‌دهد.
 
طالبان البته تنها نیرویی نیست که به حذف هویت فرهنگی اقوام این سرزمین بسته اند. پیش از این نیز امپراتوری های مسلط، همواره تلاش های مشابهی انجام داده و شکست خورده اند؛ بنابراین، رهبران طالبان، پیش از توسل به سیاست های شکست خورده، ابتدا باید به تاریخ مراجعه کنند و واکنش مردم در برابر این فاشیزم فرهنگی را بازخوانی کنند. مقاومت اجتماعی در برابر سیاست مبتنی بر حذف طالبان در شمال افغانستان نشان داد که جامعه حاضر نیست میراث فرهنگی خود را در برابر پروژه‌های ایدئولوژیک رژيم حاکم، واگذار کند.
 
با این وجود، این هشدار را باید جدی گرفت که سیاست زبانی طالبان، بسیار خطرناک است؛ زیرا به جای ایجاد وحدت، بذر بی‌اعتمادی و شکاف را می‌پراکند و این مهم است که رهبر اقتدارگرای طالبان در قندهار، این خطر را دریافته و برای مهار آن، اقدام کرده است. او شاید متوجه این واقعیت شده که افغانستان تنها زمانی می‌تواند به ثبات برسد که تنوع زبانی و فرهنگی‌اش به رسمیت شناخته شود. عقب‌نشینی قندهار نشانه‌ شکست زودهنگام این سیاست‌ است؛ اما هنوز هیچ اطمینانی وجود ندارد که سیاست مبتنی بر فاشیزم و تروریزم فرهنگی طالبان، یکبار برای همیشه کنار گذاشته شده باشد. درست به همین دلیل اسست که تا زمانی که طالبان حقوق زبانی و فرهنگی همه‌ مردم را به رسمیت نشناخته اند، مقاومت در برابر این پروژه نیز باید ادامه داشته باشد.
 
نرگس اعتماد - جمهور
https://jomhornews.com/vdcezz8zejh8ozi.b9bj.html
نام شما
آدرس ايميل شما

نادر
سلام طالب خان ؛
گفتم زور بی خودی نزن ، تعداد ۵ میلیون شهروند افغانستانی در ایران به زبان فارسی مسلط شده اند (بهتر از خود ما !!) و در حال ورود (واردات) زبان و فرهنگ ایرانی به افغانستان هستند ،،،،
آخرین اخبار