تعداد نظر۱
جالب است ۲
اگر بخواهیم واقع‌ بینانه و بدون هیجان نگاه کنیم، این جنگ در وضعیتی قرار دارد که همه طرف‌ها می‌ جنگند، اما هیچ ‌کدام نمی‌ خواهند آن را تا انتها ببرند. دلیلش این است که ادامه این مسیر می‌ تواند هزینه‌ ای ایجاد کند که از کنترل خارج شود.
ایران، آمریکا و اسرائیل: این جنگ تا کجا پیش می ‌رود؟
ما با یک جنگ کلاسیک رو به‌ رو نیستیم. با یک نبرد بر سر هزینه‌ ها طرفیم، جایی که هر طرف تلاش می‌ کند کاری کند که ادامه جنگ برای طرف مقابل غیرقابل تحمل شود. آمریکا و اسرائیل با برتری نظامی می‌ توانند ضربه بزنند، اما مشکلشان این است که این برتری لزوماً به نتیجه سیاسی سریع تبدیل نمی ‌شود. آمریکا و اسرائیل به عنوان دو شریک استراتژیک، طی بیش از ۴۰ سال تحریم نتوانستند ایران را از پای درآورند. 
 
ترورهای گسترده از فرماندهان نظامی تا شهادت آیت‌الله خامنه‌ای هم نتوانستند ایران را مهار کنند. حتی با وجود بمباران های گسترده از جنگ ۱۲ روزه تا همین جنگ الان هم نتوانستند نظام ایران را سرنگون کنند. این جنگ نه تنها موجب قیام داخلی نشده، بلکه با برانگیختن حس ملی‌ گرایی و میهن ‌پرستی، موجب هم‌ سویی منتقدان داخلی با حاکمیت در برابر تهدیدات خارجی شده است.
 
ایران ابزارهایی دارد که مستقیم میدان نبرد را به اقتصاد جهانی وصل می ‌کند. بستن تنگه هرمز یعنی تبدیل جنگ نظامی به بحران انرژی، یعنی همان‌ جایی که نقطه ضعف غرب است. وقتی قیمت نفت بالا می‌ رود، این فقط عدد روی نمودار نیست، یعنی فشار روی مصرف‌ کننده در آمریکا، یعنی بحران در اروپا، یعنی بالا رفتن هزینه سیاسی برای دولت‌ ها. اینجا جنگ از موشک به بنزین منتقل می‌ شود.
 
اگر واقع بینانه نگاه کنیم در چنین وضعی، هر سه بازیگر در یک تله هستند: آمریکا اگر جنگ را بیشتر گسترش دهد، ممکن است وارد باتلاقی شود که اقتصاد جهانی را هم با خود پایین بکشد.
 
برای اسرائیل، جنگ طولانی خطرناک ‌تر است. اسرائیل به ضربه‌ های سریع و تعیین‌ کننده عادت دارد، نه جنگ فرسایشی که شهر های خودش را در معرض تهدید دائمی قرار دهد و اقتصادش را فرسوده کند. اگر جنگ طولانی شود، فشار داخلی و امنیتی برایش به‌ مرور بالا می‌ رود.
 
برای ایالات متحده آمریکا، مسئله اصلی باز کردن گره‌ های فوری مثل امنیت انرژی و حفظ اعتبار جهانی است، نه ورود به یک جنگ بی‌ پایان در خاورمیانه. واشنگتن می‌ داند جنگ گسترده با ایران یعنی درگیری چند جبهه ‌ای، فشار اقتصادی داخلی و درگیر شدن منابع در زمانی که رقابت‌ های بزرگ‌ تری در جهان دارد.
 
ایران اگر فشار را بیش از حد بالا ببرد، خطر اجماع جهانی علیه خودش را زیاد می‌ کند. ایران تلاش می‌ کند بازی را به سمت فرسایش ببرد. یعنی زمان را به یک ابزار تبدیل کند. با فشار روی مسیرهای انرژی و پاسخ‌ های مرحله‌ ای، سعی می‌ کند هزینه جنگ را برای طرف مقابل بالا نگه دارد بدون اینکه خودش وارد یک رویارویی تمام‌ عیار شود.
 
 بنابراین نتیجه این می‌ شود که جنگ به جای تصمیم سریع، به سمت فرسایش کنترل ‌شده می‌ رود. یعنی ضربه می‌ زنند، اما مراقب‌ اند جنگ از یک خط قرمز عبور نکند. این دقیقاً شبیه یک بازی طناب ‌کشی است که هر دو طرف تا مرز پاره شدن طناب می‌ کشند، اما نمی ‌خواهند طناب پاره شود، چون سقوط برای هر دو خطرناک است.
 
اما به باور من نکته راهبردی اینجاست که برنده این جنگ کسی نیست که قوی ‌تر حمله کند، بلکه کسی است که بتواند سه چیز را همزمان محاسبه و مدیریت کند: فشار نظامی، تاب‌ آوری اقتصادی و کنترل افکار عمومی. اگر ایران بتواند هزینه انرژی را همچنان بالا نگه دارد بدون اینکه اجماع جهانی علیه‌ اش شکل بگیرد، دست بالا می‌ گیرد. (هر چند اکنون نیز در این زمینه دست بالا را دارد.) اگر آمریکا بتواند مسیر انرژی را باز کند بدون ورود به جنگ بزرگ، ابتکار عمل را پس می‌ گیرد.
 
رفتار ایران در این سطح از تنش نشان می ‌دهد که تصمیم ‌گیری ‌هایش بسیار حساب‌شده و مرحله‌ ای بوده است. یعنی نه واکنش‌ ها آن‌ قدر محدود بوده که بازدارندگی تضعیف شود، نه آن ‌قدر گسترده که جنگ از کنترل خارج شود. این دقیقاً همان نقطه تعادل سختی است که هر بازیگری در چنین بحران‌ هایی دنبال آن است. ایران تلاش کرده ضربه بزند، اما کنترل‌شده. پیام بدهد، اما قابل مدیریت. فشار ایجاد کند، اما بدون عبور از نقطه بی‌ بازگشت. مثلا وقتی ایران از اهرم‌ هایی مثل تنگه هرمز استفاده می ‌کند، هم ‌زمان آن را به ‌عنوان ابزار فشار نگه می‌ دارد، نه اینکه فوراً همه ظرفیتش را خرج کند. این یعنی بازی روی زمان و فرسایش، نه قمار یک ‌باره.
 
از نگاه من، این مدل رفتار نشان می‌ دهد ایران بیش از آنکه دنبال پیروزی سریع باشد، دنبال مدیریت بحران و حفظ بازدارندگی است. البته این به معنی بی‌ هزینه بودن نیست، چون هرچه بحران طولانی‌ تر شود، فشار اقتصادی و سیاسی روی خود ایران هم بیشتر می‌ شود.
 
جمع‌ بندی صادقانه من این است که ایران تا اینجا بسیار هوشمندانه و محتاط عمل کرده، اما در مسیری حرکت می‌ کند که هر چقدر هم دقیق باشد، همچنان پرریسک است و کوچک‌ ترین خطا می ‌تواند کل این محاسبه را به هم بزند.
هر سه بازیگر وارد مسیری شده‌ اند که خروج از آن سخت است. چون پای اعتبار وسط است. هیچ‌ کدام نمی‌ خواهند عقب ‌نشینی کنند و ضعیف به نظر برسند، اما ادامه مسیر هم پرهزینه است.
 
اینکه جنگ تا چه زمانی تمام می شود بسیار پیچیده است اما چیزی که مشهود است این است که این جنگ تا جایی ادامه پیدا می‌ کند که هزینه‌ اش از هدفش بیشتر شود. نه تا نابودی یک طرف، نه تا پیروزی کامل. بلکه تا لحظه ‌ای که هر سه طرف بفهمند ادامه دادن، خطرناک‌ تر از متوقف کردن است.
 
خبرگزاری جمهور- مهدی حسینی 
https://jomhornews.com/vdcexz8zpjh8ofi.b9bj.html
نام شما
آدرس ايميل شما

ممکن اسراییل تهیدید به استفاده سلاح اتمی نمایدږ
آخرین اخبار