تعداد نظر۲
جالب است ۲
 نزاع قبیله‌ایِ دیورند ربطی به ما ندارد

گفتگوی صریح و اعلام موضع روشن استاد محقق راجع به خط دیورند (مرز رسمی میان افغانستان و پاکستان) باعث وَلوَله ای در میان برخی وطنداران پشتون ما اعم از سیاستمداران و کنشگران این قوم شده است.
این نظر بازخوردهای زیاد و متفاوتی در میان افغانستانی ها داشته؛ که کم سابقه است. استاد محقق شاید از اولین رهبران سیاسی است که اینگونه بی پروا راجع به رسمیت خط و مرز دیورند اعلام نظر کرده و این مرز را آشکارا به رسمیت شناخته است.

تاکنون ما از زبان برخی محققان و فعالان سیاسی-مدنی غیرپشتون راجع به رسمیت یا عدم رسمیت مرز دیورند دیدگاههای زیادی در تأیید و رد آن شنیده و خوانده ایم. از منظر حقوقی و استدلال عقلانی، طرفداران رسمیت خط دیورند در جایگاه کاملا عقلانی و برتر قرار داشته اند و طرفداران عدم رسمیت مرز دیورند که از آن با عنوان خط فرضی دیورند یاد می کنند استدلال عقلانی محکم بر ادعای شان ندارند.

ما تاحالا از زبان یک رهبر سیاسی- جهادی اینگونه که آقای محقق بیان داشت، صراحتا در مورد تصدیق مرز موجود میان افغانستان و پاکستان چیزی نشینده بودیم.
من بیان واقعیت تاریخی دیورند از زبان استاد محقق را یک شجاعت می دانم. برادران پشتون ما بحث در مورد رسمیت خط دیورند را به یک تابو تبدیل کرده اند به نحوی که اگر کسی رسمیت مرز موجود را علنا بپذیرد گویا او یک خائن و خاک فروش می باشد؛ در حالیکه حقیقتا چنین نیست و نظر به بسیار اسناد و شواهد تاریخی و گذشت زمان و زمینه، مرز موجود میان دوکشور به یک مرز رسمی و قانونی تبدیل شده که تمام مجامع حقوقی و بین المللی آن را به رسمیت می شناسند و گشودن پرونده ای جدید برای آن را ضیاع وقت و بی مورد می دانند.

استدلال منطقی استاد محقق همراه با شجاعت ایشان را باید ستود و از آن حمایت کرد. خیالپردازی برادران پشتون ما راجع به لَر و بَر و مالکیت بر مناطق قبایلی پشتون‌نشین و ایالات خیبرپختونخواه و بلوچستان و وزیرستان پاکستان لقمه ای بسیار بزرگتر از دهان وطنداران پشتون ماست. این طمع ورزی و خیالپردازی، همیشه دردسرهای بزرگی به ما داشته و جنگ و ناامنی زیاد و دشمنی های بی موردی را میان ما و پاکستان ایجاد کرده است. نتیجه این طمعکاری های قومی، دشمنی ویرانگر پاکستان با ما و اخلال در امنیت ملی ماست.

لَر و بَر، حاصل خیالبافی جنبش پشتونگرای این سَمت دیورند است. لَرها (پشتونهای پاکستانی) غالبا وطنداری با بَرها (پشتونهای افغانی) و پیوستن به افغانستان را قبول ندارند. وطنداران پشتون ما نه از منظر حقوقی حق ادعای مالکیت بر خاک پاکستان را دارند و نه از منظر تعلقات قومی، می توانند میلیونها پشتون پاکستانی را به خودشان وصله و پینه کنند.

گاه دیده شده که کنشگران پشتون پاکستانی، خودشان را برتر از پشتونهای افغانستان می بینند و نگاهی فرادست بر فرودستان ساکن بر افغانستان دارند و جامعه پشتون افغانستان را جامعه ای بیسواد و عقب مانده می بینند و بعضا از این بیسوادی و پسماندگی پشتونهای افغانستانی در خدمت منافع ملی پاکستان استفاده کرده و می کنند. طالبان و استخدام نیروهای ویرانگر از میان طایفه پشتون افغانستانی، علیه خاک و امنیت ملی افغانستان، تنها یک نمونه از استعمال وطنداران پشتون ما علیه خاک و مردم و امنیت شان می باشد.

وطنداران پشتون ما امکان و ظرفیت جذب پشتونهای پاکستانی را در جامعه خود و ذیل عقلانیت خود ندارند؛ بلکه قضیه برعکس است و این پشتونهای آنسوی مرز هستند که نقش برادر بزرگتر و کتله ی هوشیارتر را ایفا می کنند.

لذا ما از دوجهت نمی توانیم حامی خیالپردازی های وطنداران پشتون خود باشیم: اول اینکه از منظر حقوقی و قانونی، مرز فعلی میان افغانستان و پاکستان، یک مرز رسمی و قانونی و تمام شده است. ثانیاً پشتونهای وطندارِ ما روحیه پذیرش ما و حق مشارکت سیاسی ما و سهم برابر برای ما را ندارند. آنها زعامت و قدرت و ثروت را فقط برای خودشان می خواهند؛ چه از اهالی جمهوریت باشند و چه از اهالی امارت باشند و چه سلطنت طلب باشند. اِلّا و لابُد باید رهبری و زعامت و قدرت و ثروت در اختیار خودشان باشد. اگر دموکراسی هم باشد، گوسفندان اوغان بر شهروندان غیراوغان برتری می آورند؛ نمونه اش آراء گوسفندی اشرف غنی بود. حالا شما بر این مجموعه با این تفکر؛ میلیونها انسان بدوی دیگر را هم اضافه بکنید! طبعا مورد پذیرش غیرپشتونها نخواهد بود.

لذا استاد محقق حرف حق را شجاعانه بیان کرده است. ثانیا اگر بر فرض محال بپذیریم که خط دیورند را باید کش کنیم و مناطق قبایلی و وزیرستانی را هم بگیریم! ما که چند دهه است در غم طالبان و تفکر طالبانی مانده ایم؛ غمِ وزیرستانی ها و وحشت مناطق قبایلی را هم باید تحمل کنیم؟ ما که تفکر شهروندی و زندگی شهری و متمدن را نمی توانیم با پشتونهای طالب، پیش ببریم؛ با افکار و اذهان و دنیای بدوی وزیرستانی ها و مناطق قبایلی پاکستان چه کنیم؟!
 
بنابراین وطندارن پشتون ما ابتدا فارغ از خیالبافی های مرزگستر، باید تفکر شهروندمحور براساس ارزشهای زندگی شهروندی را بیاموزند و بپذیرند، سپس خودشان را آنقدر از نظر علم و سواد و جهانبینی بالا ببرند که بتوانند دیگران را به کیش خود در آورند؛ آنگاه از غیرپشتونهای افغانستان انتظار حمایت داشته باشند؛ آنهم نه حمایت برای کشورگشایی و تصرفات ارضی؛ بلکه توقع برای همگرایی و همزیستی.
 
حسینی مدنی- خبرگزاری جمهور
 
https://jomhornews.com/vdceew8zzjh8o7i.b9bj.html
نام شما
آدرس ايميل شما

ارین
عالی بود.
یشه سین خوب گفتی گل گفتی
آخرین اخبار