گزارش ذیل به قلم محمد جوادی از جریان دو روز برگزاری کنفرانس فدرالیسم در شهر هانوفر آلمان است که تحت عنوان فوق برگزار شده است.
خبرگزاری جمهور عینا این گزارش را جهت آگاهی مخاطبان خود منتشر می کند:
روز اول:
این کنفرانس که برای دو روز در تاریخ 28 و 29 اکتوبر 2025، توسط مجمع فدرالخواهان افغانستان و با همکاری شبکه جهانی رهبری جوانان (Peer Leader International) با حضور تعدادی از شخصیتهای علمی و فرهنگی از کشورهای مختلف و شهرهای آلمان، در شهر هانوفر، ایالت نیدرزاکسن، به مدت دو روز برگزار گردیده بود موفقانه پایان یافت.
در روز نخست، گردانندگی برنامه را داود اسکانی بر عهده داشت.
آقای هارالد کلیم، سیاستمدار آلمانی و رئیس مؤسسه Peer Leader International به زبان آلمانی درباره همکاریها و فعالیتهای این نهاد، از جمله آموزش برای توسعه پایدار، یادگیری، ادغام، پرورش مهارتهای فردی و اجتماعی جوانان و پروژههای مشارکتی صحبت کرد. او بیان داشت که تمرکز این شبکه بر آموزش است؛ شبکه آنها بزرگ نیست اما با شبکههای جهانی در تماساند و بهعنوان بخشی از جامعه جهانی برای صلح، عدالت، حفظ محیط زیست و حکومتداری خوب تلاش میکنند. وی افزود که نظام فدرال در آلمان آنها را به مردم نزدیکتر میسازد.
بانو نبیه مصطفیزاده، معاون دورهای مجمع فدرالخواهان افغانستان، نیز بهصورت آنلاین درباره فعالیتهای مجمع توضیح داد. سپس نبیه مصطفی، سناتور پیشین مجلس سنا و عضو هیأت رهبری مجمع فدرالخواهان، به سخنرانی پرداخت.
داکتر عباس بصیر، وزیر پیشین تحصیلات عالی افغانستان و از اعضای هیأت رهبری مجمع فدرالخواهان، ضمن توضیح پیشنیازهای گذار از نظام متمرکز به فدرالیسم گفت که گذار به فدرالیسم، در عین حال که یک ضرورت است، مستلزم توجه عمیق و برنامهمحور به پیشنیازهای نهادی، حقوقی و اجتماعی، بهشمول تدوین قانون اساسی جدید، اندیشیدن به راهکارهای عملی برای تقویت ادارههای محلی، ایجاد سیستم عادلانه تقسیم منابع و تضمین حقوق اقلیتها در ساختارهای محلی است.
در این راستا، مجمع فدرالخواهان با تدوین مسوده قانون اساسی فدرال افغانستان گامی عملی و بنیادی برای تحقق این پیشنیازها برداشته است. این مسوده که بیانگر یک نگاه کلان و جامع نسبت به نظام سیاسی آینده است، نه تنها فرصت گفتگو و هماندیشی پیرامون نظام سیاسی آینده را فراهم میکند، بلکه به شکلگیری آگاهی جمعی و مشارکت گسترده در تصمیمسازی ملی نیز یاری میرساند.
وی از همه جریانهای سیاسی خواست که بحث ساختار آینده قدرت را جدی بگیرند و از هماکنون وارد گفتگوی علمی، حقوقی و ملی در این باره شوند. به تأخیر انداختن این بحث برای دوران پساطالبان، فرصتهای مهم و حیاتی برای آمادگی نهادی و طراحی ساختارهای مناسب آینده را سلب میکند. اگر کسانی به فدرالیسم باورمند نیستند، طرحی بدیل ارائه کنند تا روی آن بحث و تبادل نظر صورت گیرد. ما با آغوش باز آمادهایم تا در فضای عقلانی، مستدل و شهروندمحور در باره همه طرحها بحث کنیم.
خانم فرنگیس سوگند، ژورنالیست، شاعر، نویسنده و فعال حقوق بشر، در سخنرانی خود به موضوع «افغانستان چندقومی؛ چرا فدرالیسم نسخه واقعبینانه آینده است؟» پرداخت.
او تأکید کرد که افغانستان به دلیل تنوع قومی و زبانی با نظام متمرکز سازگار نیست و تجربه تاریخی نیز ناکارآمدی تمرکز قدرت را ثابت کرده است. وی گفت فدرالیسم میتواند گزینهای واقعبینانه برای آینده باشد؛ زیرا تنوع را به رسمیت میشناسد، قدرت را عادلانه توزیع میکند، مشارکت مردم را افزایش میدهد و از منازعه بر سر مرکز میکاهد. به باور او، فدرالیسم نه تجزیهطلبی است و نه وارداتی، بلکه نسخهای سازگار با ساختار واقعی جامعه افغانستان است و میتواند به عدالت و ثبات سیاسی کمک کند.
دکتر عبداللطیف پدرام، رهبر کنگره ملی افغانستان و عضو هیأت رهبری مجمع فدرالخواهان، به اهمیت فدرالیسم در غیاب نظریه دولت پرداخت و بر ضرورت جایگاه مردم در تصمیمگیریهای سیاسی تأکید کرد.
او گفت مشکل اصلی افغانستان نبودِ «نظریه علمی دولت» است. افغانستان از قرن نوزدهم تاکنون نتوانسته وارد مرحله دولت–ملتسازی شود، به وحدت ملی برسد یا ساختار سیاسی پایدار ایجاد کند؛ زیرا دولت هرگز بر پایه یک تئوری روشن اقتصادی، حقوقی و سیاسی بنا نشده است.
پدرام بیان کرد که فدرالیسم زمانی معنا پیدا میکند که نظریه دولت مشخص باشد و طرحهای سیاسی بر اساس آن تدوین شود. او افزود مجمع فدرالخواهان برای پر کردن این خلأ، دیدگاهها و پیشنهادهای خود را در قالب یک سند منسجم و پیشنویس قانون اساسی گردآوری کرده است.
وی با اشاره به گسترش رسانهها گفت که در عصر حاضر حضور فیزیکی مخاطبان اهمیت گذشته را ندارد و پیامها از طریق پلتفرمهای دیجیتال بهسرعت منتشر میشود. پدرام تأکید کرد که احزاب موجود نتوانستهاند نظریه جامع دولت ارائه دهند و سند مجمع فدرالخواهان میتواند بدیلی علمی و عملی برای آینده سیاسی افغانستان باشد.
در این نشست، دکتر حسین یاسا بهصورت آنلاین به تشریح مفاهیم فدرالیسم و توافقگرایی و کاربرد آنها در ساختارهای حکومتی معاصر پرداخت. او تأکید کرد که در یک نظام سیاسی سالم، هیچ گروهی نباید برای دستیابی به حقوق خود به زور متوسل شود و توافقگرایی میتواند الگویی مؤثر برای مدیریت جوامع متنوع و جلوگیری از تنشهای داخلی باشد. به گفته او، توافقگرایی بر تقسیم قدرت میان نخبگان و نمایندگان گروههای مختلف جامعه استوار است و نباید با نگاه سنتی به آن نگریست؛ زیرا چنین برداشتهایی میتواند جوامع چندپاره را در معرض بیثباتی نگه دارد. وی همچنین توضیح داد که فدرالیسم یک بسته کامل سیاسی و اداری است و ایجاد چند لایه حکومتی بهتنهایی به معنای تحقق آن نیست. تحقق فدرالیسم مستلزم مجموعهای هماهنگ از اصول، سازوکارها و تقسیم صلاحیتهاست که باید بهصورت قانونی و منظم اجرا شود.
دکتر یاسا در بخش دیگری از سخنانش تفاوت میان توافقگرایی و اجماعگرایی را توضیح داد؛ توافقگرایی رویکردی نخبهمحور دارد، در حالی که اجماعگرایی بر مشارکت گستردهتر و سازوکارهای نهادی تکیه میکند. او در پایان تأکید کرد که فهم درست و علمی این مفاهیم میتواند زمینهساز ایجاد یک نظام سیاسی پایدار، عادلانه و پاسخگو در افغانستان باشد.
استاد محمد سرور دانش، معاون پیشین ریاست جمهوری و عضو هیأت رهبری مجمع فدرالخواهان، در سخنرانی خود درباره ساختار و اصول بنیادی قانون اساسی جمهوری فدرال افغانستان توضیحاتی ارائه کرد. او اعلام نمود که پس از پنج ماه کار مستمر و برگزاری بیش از 20 جلسه تخصصی، پیشنویس قانون اساسی فدرال نهایی شده و آماده نشر است.
ایشان تأکید کرد که افغانستان به دلیل نظام متمرکز از صلح، عدالت و ثبات محروم بوده و تنها نظام فدرالی میتواند این اهداف را تأمین کند.
استاد دانش توضیح داد که در این پیشنویس، افغانستان کشوری مستقل، اسلامی، متحد و مبتنی بر اراده مردم تعریف شده و ساختار سیاسی آن بهصورت جمهوری، پارلمانی و فدرالی پیشنهاد شده است. وی افزود که حقوق اقلیتها، هویت ملی، زبانها، نمادهای ملی و جایگاه زنان در این طرح مورد توجه ویژه قرار گرفته است.
وی در ادامه به ناکامی نظریه دولت ملی مرکزگرا و ضرورت انتقال به نظام فدرال در جوامع متکثر اشاره کرد و دو رویکرد اصلی را مطرح نمود: الگوی کلاسیک دولت ملی مرکزگرا و الگوی کثرتگرا. دانش تأکید کرد که نظام غیرمتمرکز نمیتواند مشکلات کشور را حل کند و به بررسی نگرانیها و چالشهای موجود پرداخت.
استاد دانش اصول بنیادین طرح قانون اساسی فدرال را در قالب 14 اصل معرفی کرد. او اصل اول را مربوط به هویت و شناسنامه افغانستان و اصل دوم را مربوط به هویت و شناسنامه نظام سیاسی کشور دانست. در ادامه، ویژگیهای دولت و کشور و نیز ویژگیهای نظام سیاسی فدرالی تشریح داشت.
از دیگر اصول این طرح میتوان به جایگاه دین و شریعت (اصل سوم)، هویت ملی مبتنی بر اصل کثرت در عین وحدت (اصل چهارم)، زبانهای ملی و رسمی (اصل پنجم) و نمادهای ملی شامل شعار، نشان، بیرق، سرود ملی و پول ملی (اصل ششم) اشاره کرد. همچنین تقسیمات ایالتی بر اساس 12 ایالت (اصل هفتم)، حقوق اقلیتها در دو سطح ملی و ایالتی (اصل هشتم)، توزیع اختیارات میان مرکز و ایالتها (اصل نهم) و حضور متناسب اقوام در ادارات ملکی، نظامی و امنیتی حکومت مرکزی فدرال (اصل دهم) در این پیشنویس در نظر گرفته شده است.
علاوه بر این، ساختار قوه مجریه و شیوه انتخاب رئیسجمهور و نخستوزیر (اصل یازدهم)، ساختار قوه مقننه و نحوه انتخاب اعضای شورای ملی (اصل دوازدهم)، جایگاه و حقوق زنان (اصل سیزدهم) و ایجاد دادگاه عالی قانون اساسی (اصل چهاردهم) از دیگر اصول مهم این طرح به شمار میروند.
در پایان سخنرانی، استاد دانش درباره نحوه تصویب و نافذ شدن این طرح قانون اساسی توضیحاتی ارائه کرد و مسیر حقوقی و اجرایی آن را تشریح نمود.
پنلها و میزگردها
میزگرد اول: چارچوبهای واقعگرایانه برای صلح پایدار در افغانستان با گردانندگی محمد جوادی عضو هیئت رهبری مجمع فدرال خواهان، برگزار شد و شامل موضوعاتی همچون مدل سیاسی مناسب برای صلح، مشارکت عادلانه اقوام و گروهها و ساختار حقوقی و اداری برای جلوگیری از بحرانهای گذشته بود.
دکتر رسول طالب: مشاور پیشین ریاست جمهوری، رئیس کمیته سیاسی حزب عدالت و آزادی و عضو هیات رهبری مجمع فدرالخواهان، تأکید کرد که تمرکز قدرت عامل اصلی تداوم منازعات در افغانستان است و تنها نظام فدرالی میتواند عدالت، کاهش فساد و توزیع عادلانه قدرت را تضمین کند.
ضیاءالدین آریایینژاد: رئیس اسبق شورای ولایتی سمنگان و عضو هیات رهبری مجمع فدرالخواهان، بر اهمیت تعیین حدود و مناطق ایالتها و ضرورت حمایت مردم از نظام فدرالی تأکید کرد. تمرکز قدرت را عامل اصلی تداوم منازعات دانست و تأکید کرد که تنها نظام فدرالی میتواند عدالت، کاهش فساد و توزیع عادلانه قدرت را تضمین کند.
مسعوده کوهستانی: فعال حقوق بشر و عضو هیات رهبری مجمع فدرالخواهان، نقش زنان و اقلیتها در نظام فدرالی و ضرورت رعایت اصل مساوات را برجسته ساخت.
میزگرد دوم : با حضور دکتر حسین یاسا و کلیمالله همسخن از اعضای هیئت رهبری مجمع فدرال خاهان و با گردانندگی مسعود قریشی برگزار شد.
دکتر یاسا بر استمرار گفتمان علمی درباره فدرالیسم و واگذاری صلاحیتها از پایین به بالا تأکید کرد و گفت فدرالیسم نظامی شهروندمحور است که همه هویتها را به رسمیت میشناسد.
کلیمالله همسخن درباره مقابله با تبلیغات تجزیهطلبانه توضیح داد که ابزار اصلی فدرالخواهان، قانون اساسی فدرال است که پس از اصلاح بر اساس دیدگاه مردم، بهعنوان چارچوب قانونی جریان عمل خواهد کرد.
در جمعبندی محمد جوادی یاد نمود که در این نشست دریافتم که تمرکز بیش از حد قدرت تجربهای شکستخورده در تاریخ افغانستان است و عدالت را تضعیف میکند.
توزیع عادلانه قدرت، مشارکت واقعی مردم و ساختارهای غیرمتمرکز یا فدرال، صلح را از حالت قراردادی به واقعیت پایدار تبدیل میکنند.
حقوق بشر، عدالت اجتماعی و نقش زنان و اقلیتها ستونهای اصلی صلح پایدار هستند.
تجربه ولایات نشان داده که مردم از مدلهایی حمایت میکنند که قدرت به نزدیکترین سطح ممکن منتقل شود.
نظام سیاسی آینده افغانستان باید برخاسته از اجماع ملی باشد و هیچ فرد، قوم یا گروهی حذف نشود.
مجمع فدرالخواهان افغانستان در راستای شکلگیری چنین اجماعی و اجرای حکومت فدرالی تلاش خواهد کرد.
در پایان برنامه، آقای داوود پژمان، هنرمند خوشصدای افغانستان، چند قطعه موسیقی خراسانی را با «قشقارچه» اجرا کرد. این اجرا، که رنگوبوی فرهنگی ویژهای به فضا بخشید، بهعنوان بخش پایانی روز نخست کنفرانس ارائه شد. این نشست فردا نیز با برنامهها و سخنرانیهای دیگر ادامه خواهد یافت.
روز دوم :
دومین روز کنفرانس «فدرالیسم؛ راهی بهسوی عدالت اجتماعی، صلح و ثبات در افغانستان» نیز با برنامه های سخنرانی، میز گرد و یک تور شهری ادامه یافت.
در دومین روز این کنفرانس، شماری از سیاستمداران، پژوهشگران و چهرههای فرهنگی افغانستان و چند تنی از سیاست مداران و کارگزاران دخیل در احزاب و سیاست گذاری کشور میزبان اشتراک کرده بودند که منجمله آقای دکترعبداللطیف پدرام، عضو هیئت رهبری مجمع فدرال خواهان، خانم فاطمه اکبری، معاون پیشین ولایت دایکندی، از افغانستان و آقایان هارلد کلیم سیاست مدار، عضو حزب سبزها و رئیس موئسسه پیر لیدر انتر نشنال، یورگن گنسایر، سیاستدار، عضو حزب سی دی یو و رئیس پیشین پارلمان ایالت نیدار زیکسن، مانفرید راکل، دانش آموخته تاریخ و زبان انگلسی، پژوهشگر و نویسنده، به صورت حضوری، آقایان استاد سرور دانش، داکتر عباس بصیر و داکتر همت فاریابی از اعضای هیئت رهبری مجمع فدرال خاهان افغانستان بصورت انلاین و از طریق برنامه زوم حضور داشتند.
برنامه شامل دو بخش میشد:
بخش اول: دو میزگرد با عنوان های 1. فدرالیزم؛ گزینه مناسب برای نظام حکمرانی افغانستان .2. پرسش های مردم در باره فدرالیسیم و قانون ن اساسی جمهوری فدرال افغانستان
بخش دوم: چند تا سخرانی با عناوین: 1. مردم سالاری در آلمان؛ ساختار ها و چالش ها: دیموکراسی به عنوان نظریه و ساختار محافظتی در برابر مستبدان. 2. مبانی نظری فدرال آلمان. 3. هانوفر به عنوان نمونه؛ بررسی تاریخ، روند باز سازی و فرایند آشتی. 4. آلمان در جهان: مهاجرت، تجارت، اقتصاد، آب و هوا و آموزش، جوانان و رسانه ها و ناتو، میگردید که سخنرانان و پنلیست ها هرکدام، دیدگاههای خود را دربارهٔ آیندهٔ نظام سیاسی افغانستان مطرح کردند.
اکثر سخنرانان بر این باور بودند که نظام متمرکز در گذشته افغانستان نهتنها مشکلگشا نبوده، بلکه خود به عامل تولید بحران، نابرابری و فروپاشیهای متداوم قدرت تبدیل شده است. به گفتهٔ آنان، افغانستان با ساختار موجود نمیتواند تنوع قومی، زبانی و جغرافیایی خود را مدیریت کند و به همین دلیل، فدرالیزهسازی ساختار قدرت یک ضرورت اجتنابناپذیر است.
دکترعبداللطیف پدرام که در سخرانی خویش مبانی علمی، تیوریک و نظری دولت و سیاست را بررسی میکرد، به بررسی بنیه های معرفت شناختی ساختار دولت و نقش اخلاق در سیاست گزاری و رفتار دولت مردان اشاره کرد و با بررسی دیدگاه چند تن از فیلسوفان کلاسیک و معاصر اخصاً فیلسوفان آلمانی و با تاکید بر فلسفه تحلیلی آلمان و انقلاب انفارماتیک، تاکید کرد که تنها زمینه راه حل کشور افغانستان که دارای تنوع های فرهنگی، قومی و زبانی هستند، ساختار فدرال است، پدرام تاکید کرد هرگز جغرافیا، نفوس و اندازه سرزمین مشکل فدرالیزم نیست، همان طورکه در هیج کشوری فدرالیزم بر مبنای تعداد نفوس یا اندازه سرزمین شکل نگرفته است، پدرام در سخنان خود گفت که تجربهٔ سیاسی افغانستان نشان داده است که تمام حکومتهای متمرکز بر بنیاد انحصار و حذف سیاسی شکل گرفتهاند و این مدل دوامپذیر نیست. به گفته وی فدرالیسم تجزیه نیست؛ راهی است برای بازسازی رابطهٔ قدرت و پایان دادن به سلطهٔ یکجانبه. او تأکید کرد که بدون تقسیم عادلانهٔ قدرت، هیچ نوع صلح و ثبات پایدار در افغانستان به وجود نخواهد آمد و نهایتا به قول آقای پدرام آنچه که در گذشته اتفاق افتاده واکنش های خیالی بوده هرگز عمل محسوب نمیشود، و فدرالیزم نیز در غیاب نظریه دولت همینگونه خواهد شد، اما وقت ما در مجمع فدرال خواهان از فدرالیزم حرف میزنیم مبانی عملی و نظری آن را بدقت مورد بررسی قرار داده ایم و مبتنی به تیوری و نظریه های علمی دولت، فدرالیزم تنها راه حل بحران افغانستان است و مجمع فدرال خواهان تنها نهاد یست که با تیوری و اندیشه کار میکند.
استاد سرور دانش نیزدر جواب سوال که آیا نظام فدرالی برای افغاسنتان بهشت موعود است؟ صحبت میکرد، گفت: مشکل ما در افغانستان مطلق نگری هست و این مطلق نگری بوده که در تاریخ افغانستان بحران خلق کرده، بی ثباتی به بار آورده و نهایتا نظام ها و ساختار ها دچار فروپاشی شده، ما باید از هر نوع مطلق نگری پرهیز کنیم همانطوری که نظام فدرالی خیر مطلق نیست، شر مطلق نیز نیست، یا بعبارت نه بهشت موعود است و نه هم آنچنان که مخالفان میگویند کفر مطلق، اما در مقایسه با نظام های گذشته که همواره مبتنی بر تمرکز قدرت بوده، انحصار به بار آورده و موجب نارضایتی مردم شده، بلی فدرالیزم بهشت موعود است.
دانش با نقد حقوقی ساختار های گذشته بیان داشت که مدل متمرکز نه وحدت آورده و نه توسعهٔ متوازن.
آقای دانش تاکید کرد که ساختار قدرت متمرکز هرگز در گذشته افغانستان ظرفیت پاسخگویی به نیازهای متنوع جامعه را نداشته و در آینده نیز ندارد.
آقای دانش تاکید نمود که قانون اساسی دوره جمهورت به لحاظ تیوری یکی از بهترین قوانین بود و اصول بنیادین تعریف شده در متن آن از جمله حقوق اقوام، اقلیت ها، نقش شوراهای ولایتی، حقوق شخصیه احوال اهل تشیع و خیلی موارد دیگر در متن قانون آمده بود که روی آن تفاهم نظر داشتند اما در عمل هیچگاه به ان کسی عمل نکرد، قانون احوال شخصیه در هیچ محکمه ای تطبیق نشد، قانون شوراهای ولایتی میان پارلمان و حکومت در رفت وامد بود نهایتا هم تصویب نشد، در ولایات والی و یک مامور پایین رتبه حکومت هم به نماینده های مردم در شورا های ولایتی اهمیت نمیدادند، برای تفسیر قانون اساسی یک مرجع مشخص وجود نداشت، که خیلی اوقات میان حکومت، پارلمان وستره محکمه تعبیر های متفاوت وجود داشت و هرکسی به ثلیقه خود قانون را تعبیر میکرد، اما همه ای این مشکلات در قانون اساسی فدرال افغانستان حل شده است.
به گفته وی فدرالیسم نه یک انتخاب احساسی بلکه یک ضرورت حقوقی و سیاسی است چون به باور وی اصلاحات جزئی نمیتواند مشکل اساسی تمرکز قدرت را حل کند.
داکتر عباس بصیر تمرکز قدرت را عامل اصلی محرومیت مناطق و توسعهٔ نامتوازن دانست و افزود: «هیچ ادارة متمرکزی نمیتواند نیازهای مختلف مردم افغانستان را درک کند. این ساختار منبع فساد و ناکارآمدی است. فدرالیسم ظرفیتهای محلی را فعال و مدیریت حکومتداری را مؤثر میسازد، فدرالیزم حتی برای حل منازعه بهترین گزینه هست چونکه در یک ساختار فدرالیزم منازعه از سطح ملی به سطح ایالات تنزیل پیدا میکند و طبعا حل آن در سطح کوچکتر به مراتب آسانتر است. بصیر دررابطه به ضرورت فدرالیزم علاوه کرد که حتی در زمان جمهوریت نیز به ضرورت فدرالیزم رسیده بودند یا حد اقل ضرورت وجود یک حکومت غیر متمرکزاحساس شده بود و همین بود که رئیس جمهور غنی از توزیع قدرت و انقال قدرت با والیان سخن میگفت، اما چون یک میکانیزم روشن وجود نداشت، هر زمان که طبعش خوش بود قدرت را به والیان تفویض میکرد و زمانیکه طبعش خوش نبود قدرت را پس میگرفت. اما در نظام فدرالی این ها تضمین شده است.
دکتر اکبر همت فاریابی نیز با تحلیل جامعهشناختی وضعیت افغانستان گفت: «کشور در یک چرخة بازتولید اقتدارگرایی گیر مانده است. ساختار متمرکز تعارضات قومی و منطقهای را بیشتر میسازد و هر بار با شکل تازهای بازمیگردد. فدرالیسم این چرخه را میشکند و قدرت را میان واحدهای منتخب و پاسخگو توزیع میکند.» به گفتهٔ او، فدرالیسم زمینهٔ رقابت سالم و همزیستی سیاسی را فراهم میکند.
نهایتا سه تن از سخنرانان کشور آلمان که به زبان آلمانی سخنرانی میکرد و سخنرانی های شان برای شنوندگان ترجمه میشد، به بیان دیدگاه شان پیرامون ویژگی های نظام فدرال پرداخته و اعضای مجمع فدرال خواهان را تشویق کردند که برای رسیدن به اهداف شان دست از تلاش برندارند و با تلاش هست که به هدف میرسد آنها با نشر فلم از سطح ویرانه های شهر هانوفر بعد از جنگ جهانی دوم که شهر کامل به ویرانه تبدیل شده بود تاکید کردند که با تلاش وزیست مسالمت آمیز میتوان به هدف رسید، انها تاکید کردند که افغانستان از نظر جغرافیا بزرگتر از آلمان هست اما از نظر نفوذ المان نفوذ بسیار بیشتر دارد، لذا در تطبیق فدرالیزم جغرافیا و نفوذ هرگز یک مانع نیست. یکی از سخنرانان که از اعضای حزب سبزها بودند سیاست های مهاجر ستیزی که در دولت فعلی آلمان مورد بحث هست را بشدت نقد کردند و گفتند اینها راه حل نیست، مردم که اینجا آمدن از شوق نیامند از مجبوری به ما پناه اوردند و باید از آنها حمایت شود.
نهایتا بعداز آنکه در پایان برنامه از سوی برگزار کننده گان تاکید صورت گرفت که با بررسی های علمی، تیوریک و با مشاهده تجربیات از نظام های گوناگون گذشته، تنها نظام فدرالی میتواند به بحران افغانستان خاتمه دهد و راه حل چالش های ساختارقدرت در کشور باشد، کنفرانس با یک تور شهری که توسط نهاد میزبان برای اشتراک کنندگان کنفرانس و اعضای مجمع فدرال خواهان تهیه دیده شده بود با بازدید از نقاط تاریخی و ساختارهای سیاسی شهر هانوفر به پایان رسید.