در یکی از تلخترین تناقضهای اجتماعی و روانی افغانستان پساطالبان، جنگجویانی که سالها در مدارس تندرو پاکستان با روایتهای سختگیرانه مذهبی تربیت شدند و با شعار «جهاد» در برابر مردم افغانستان جنگیدند، امروز در کوچههای شهرها، در جستجوی فیلمهای هندی، آهنگهای عاشقانه و حتی فیلمهای غیراخلاقی سرگرداناند؛ تغییری که بسیاری آن را نشانه شکست ایدئولوژی بنیادگرایی و فروپاشی روانی نسل جنگی طالبان میدانند.
گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی خبرگزاری جمهور با شماری از فیلمفروشان نشان میدهد که برخلاف رکود عمومی بازار سینما و رسانههای تصویری، مشتریان تازهای به دکانهای فروش فیلم مراجعه میکنند؛ مشتریانی که عمدتاً جنگجویان طالباناند.
یکی از فیلمفروشان در گفتوگو با خبرنگار جمهور میگوید:
«مردم عادی دیگر حوصله فیلم دیدن ندارند؛ مشکلات اقتصادی، بیکاری و فشار زندگی همه را خسته کرده است. اما مشتریان طالب هر روز بیشتر میشوند. بیشترشان دنبال فیلمهای هندیاند؛ مخصوصاً فلمهای قدیمی عاشقانه.»
او با خنده تلخی از مشتری طالب یاد میکند:
«دو طالب آمدند و گفتند برای ما “فیلم شش” بده. هرچه فکر کردم نفهمیدم منظورشان چیست. گفتم شاید اسم فیلم باشد، اما نشنیدهام. وقتی زیاد اصرار کردند، یکیشان با عصبانیت گفت: مگر شما ۶ را به انگلیسی چه میگویید؟ آن وقت فهمیدم منظورشان “سِکس” است. گفتم ندارم، اما باز هم اصرار میکردند که برایشان پیدا کنم.»
این روایت، تنها یک رخداد خیابانی نیست؛ بلکه بازتاب بحران عمیق هویتی و روانی نسلی است که سالها با سرکوب غرایز طبیعی، خشونت ایدئولوژیک و وعدههای آخرتمحور زندگی کرده است.
جهادی که در برابر تصویر متزلزل میشود
طالبانی که زمانی تلویزیون، موسیقی، سینما و تصویر را «حرام» میدانستند و مردم را به دلیل تماشای فیلم شلاق میزدند، امروز خود به مصرفکنندگان همان فرهنگی تبدیل شدهاند که سالها علیه آن جنگیدند.
برخی منابع به خبرگزاری جمهور میگویند که شمار زیادی از جنگجویان طالبان اکنون بهصورت پنهانی از طریق موبایل و سایتهای اینترنتی به تماشای رقص، موسیقی، فیلمهای عاشقانه و حتی محتوای غیراخلاقی میپردازند.
تحلیلگران اجتماعی معتقدند این وضعیت، نتیجه طبیعی «سرکوب ممتد انسانی» در ساختارهای افراطی است؛ ساختارهایی که طی دو دهه تلاش کردند انسان را صرفاً به موجودی جنگجو و مطیع تبدیل کنند، اما نتوانستند نیازهای عاطفی، روانی و غریزی او را حذف کنند.
نوستالژی زندگی قبل از طالبان
در همین حال، یکی از افراد نسبتاً بلندپایه طالبان در گفتوگویی غیررسمی با خبرنگار جمهور اعتراف کرده است که بسیاری از اعضای طالبان از سر اجبار، فقر، تعلقات قبیلهای یا منافع اقتصادی به این گروه پیوستهاند، نه از باور عمیق ایدئولوژیک.
او میگوید:
«قبل از حکومت امارت اسلامی، یادم است وقتی قرار بود یک فیلم هندی از تلویزیون ملی نشر شود، یک هفته قبلش تبلیغ میشد و چند خانواده باهم جمع میشدند تا آن را ببینند. مردم باهم صمیمیت داشتند، خوش بودند.»
به گفته این مقام طالبان: «حتی حالا هم در میان طالبان کسانی هستند که در گذشته وابسته به حزب خلق یا جریانهای دیگر بودند؛ اما بهخاطر ساختارهای قبیلهای، فشار اجتماعی یا منافع مالی به طالبان پیوستهاند و ناچارند این وضعیت را تحمل کنند.»
شکست خاموش آموزه طالبانی
آنچه امروز در دکانهای فیلمفروشی، موبایلفروشیها و فضای مجازی افغانستان دیده میشود، صرفاً تغییر سلیقه فرهنگی نیست؛ بلکه نشانهای از فرسایش تدریجی پروژهای است که میخواست جامعه را از هنر، عشق، موسیقی و تصویر تهی سازد.
نسلی که با وعده «حور و غلمان» به میدان جنگ فرستاده شد، اکنون حوریههای خود را در سینمای بالیوود جستجو میکند؛ نسلی که روزگاری انفجار و انتحار را عبادت میپنداشت، امروز در میان آهنگهای عاشقانه هندی بهدنبال بخشی گمشده از زندگی انسانی خویش میگردد.
اما این دگرگونی، بیش از آنکه نشانه آزادی باشد، بازتاب یک بحران عمیق روانی و اجتماعی است؛ بحران نسلی که میان خشونت ایدئولوژیک و تمنای سرکوبشده زندگی، سالها سرگردان مانده است.