عبداللطیف منصور، وزیر احیا و انکشاف دهات طالبان، در دیدار با شماری از شیعیان حامی طالبان، مدعی شد که حکومت این گروه به «همه مذاهب احترام» دارد؛ ادعایی که در برابر واقعیت تلخ محرومیت مناطق شیعهنشین از توسعه، عدالت و مشارکت سیاسی، بیشتر به یک شعار تبلیغاتی شباهت دارد تا یک سیاست عملی.
به گزارش خبرگزاری جمهور، این دیدار روز یکشنبه، ۲۷ ثور، با حضور سید حسن فاضلزاده از طالبانِ شیعه مذهب، و شماری دیگر از مراجعین شیعه برگزار شده است.
عبداللطیف منصور در این نشست ادعا کرد که در حال حاضر «نظام اسلامی» در افغانستان حاکم است و همه مردم با «خوشحالی» از آن حمایت میکنند. او همچنین مدعی شد: «نظام ما به همه مذاهب احترام دارد.»
اما این سخنان در حالی مطرح میشود که در پنج سال گذشته، مناطق شیعهنشین افغانستان نه تنها از ابتداییترین پروژههای انکشافی محروم ماندهاند، بلکه طالبان با جمعآوری مالیات، عُشر و استخراج گسترده معادن این مناطق، تنها به بهرهبرداری اقتصادی از آنها پرداختهاند.
وزارت احیا و انکشاف دهات طالبان در حالی از احترام و عدالت سخن میگوید که در بسیاری از مناطق دایکندی و غزنی حتی یک پروژه اساسی دولتی نیز عملی نشده است. در این مناطق، مردم ناچار شدهاند خود برای ساخت جادهها و راههای مواصلاتی آستین بالا بزنند؛ وضعیتی که نشان میدهد حکومت طالبان نه تنها ارادهای برای توسعه متوازن ندارد، بلکه خدمات به مناطق شیعهنشین را عملاً رها کرده است.
تصاویر و گزارشهای دریافتی از بخشهایی از دایکندی و غزنی نشان میدهد که زنان و مردان محل، بدون حمایت حکومت، با امکانات ابتدایی سرگرم ساخت جاده و ترمیم راهها هستند؛ پروژههایی که در هر نظام عادی، بخشی از مسئولیتهای اولیه دولت محسوب میشود.
در چنین شرایطی، مطرح شدن ادعای «احترام به همه مذاهب» از سوی مقامهای طالبان، بیش از هر چیز شکاف میان گفتار و عملکرد این گروه را برجسته میسازد.
از سوی دیگر، آدرس اصلی تصمیمگیری درباره حقوق سیاسی و مدنی شیعیان افغانستان نه وزارت احیا و انکشاف دهات، بلکه قندهار و دفتر هبتالله آخندزاده رهبر طالبان، دانسته میشود؛ مرکزی که ساختار فکری و ایدئولوژیک حاکم بر آن، عملاً هیچ جایگاهی برای مشارکت واقعی شیعیان در قدرت سیاسی قائل نیست.
طالبان در حالی تلاش میکنند با برگزاری نشستهای نمادین با برخی عناصر چاپلوس، چهرهای متفاوت از خود به نمایش بگذارند که واقعیت میدانی در مناطق شیعهنشین همچنان از تبعیض، محرومیت، نبود خدمات و حذف سیاسی حکایت دارد.
اکنون این پرسش همچنان پابرجاست که اگر طالبان واقعاً به همه مذاهب احترام دارند، چرا این احترام در مورد اعتقادات مذهبی، بودجه، توسعه، عدالت اجتماعی و سهمدادن به شیعیان در ساختار قدرت دیده نمیشود.