امتحان سراسری کانکور در ولایتهای دایکندی و بامیان در حالی زیر سایه تسلط طالبان برگزار شد که آمارهای مقایسهای از افت فاجعهبار و بیسابقه تعداد متقاضیان ورود به دانشگاهها در این مناطق حکایت دارد.
کارشناسان معتقدند این وضعیت، نتیجه مستقیم سیاستهای حذفی، انسداد فضای آموزشی و ناامیدی مطلق نسل جوان از آینده زیر سایه رژیم کنونی است.
گزارشهای رسیده از ولایت دایکندی به خبرگزاری جمهور نشان میدهد که در آزمون کانکور امسال در این ولایت، تنها حدود ۱ هزار و ۳۰۰ نفر شرکت کردهاند. این رقم در مقایسه با سالهای پیش از به قدرت رسیدن دوباره طالبان، تکاندهنده ارزیابی میشود؛ چرا که در دوران جمهوریت، ولایت دایکندی همواره به عنوان یکی از پیشگامان معارف و دانایی در افغانستان شناخته میشد و سالانه نزدیک به ۵ هزار داوطلب، که بخش عظیمی از آنان را دختران تشکیل میدادند، در این آزمون رقابتی شرکت میکردند. این مقایسه آماری نشان میدهد که آمار متقاضیان تحصیلات عالی در دایکندی، با کاهش ناگهانی و نزدیک به ۷۵ درصدی مواجه شده است.
وضعیت در ولایت همجوار، بامیان نیز دستکمی از دایکندی ندارد و روند مشابهی از افت تحصیلی را نشان میدهد. بر اساس آمارهای رسمی، امسال تنها ۲ هزار و ۴۰۵ تن در آزمون کانکور این ولایت اشتراک کردهاند، در حالی که پیش از رویکار آمدن رژیم طالبان، سالانه بیش از ۵ هزار تن از دانشآموزان بامیانی برای ورود به دانشگاههای کشور رقابت میکردند. حذف کامل دختران و ایجاد فضای رعب و انحصار، عملاً نیمی از سرمایه انسانی این ولایت را از چرخه آموزش عالی حذف و آمارها را به نصف تقلیل داده است.
در همین حال، برخی از منابع محلی در بامیان و دایکندی در گفتگو با خبرگزاری جمهور، پرده از پروپاگاندای رژیم طالبان برداشته و تأکید میکنند ارقامی که ادارات تحت کنترل این گروه، از جمله اداره ملی امتحانات، در رسانهها شریک میسازند، کاملاً دروغین، دستکاری شده و به دور از واقعیت است. به گفته این منابع، تعداد واقعی متقاضیان کانکور در سالهای اخیر به شدت اندک و ناچیز است، اما طالبان برای پنهان کردن عمق فاجعه ناشی از بحران مشروعیت، فرار نخبگان و بیانگیزه شدن جوانان، اقدام به بزرگنمایی و جعل آمار میکنند تا وضعیت آموزشی را عادی جلوه دهند.
ناظران امور در حوزه مرکزی کشور، دلایل عمده این پسرفت فاحش علمی را ناشی از چندین عامل کلیدی میدانند. ممنوعیت سیستماتیک آموزش دختران و محرومیت آنها از صنفهای دوازدهم، انگیزه تحصیل را حتی در میان پسران نیز به شدت کاهش داده است.
از سوی دیگر، تسلط تفکر انحصارگرایانه طالبان در ادارات و عدم استخدام کادرهای متخصص بومی، جوانان را نسبت به آینده شغلی ناامید ساخته است. در کنار این موارد، فقر مطلق اقتصادی که خانوادهها را ناچار به فرستادن فرزندانشان به بازارهای کار یا راههای پرخطر مهاجرت کرده، و همچنین هجوم تفکر افراطی و طالبانیسازی متون درسی در دانشگاهها، از دیگر عواملی هستند که جذابیت اکادمیک این مراکز را از بین بردهاند. منتقدان بر این باورند که رژیم طالبان با تضعیف عمدی معارف در مناطق مرکزی، به دنبال عقبنگهداشتن سیستماتیک این جغرافیا از توسعه علمی و سیاسی است.