۰

عواقب واگذاری کنسولگری مشهد/ دید طالبان به ایران چگونه است؟

سیدجواد حجت
سه شنبه ۲۲ جوزا ۱۴۰۳ ساعت ۰۱:۳۴
برخلاف دولت سابق، طالبان با اشخاص و نهادهای متهم به وابستگی ایران، به شدت برخورد می کنند. تاکنون دهها نفر را به همین نسبت، بازداشت و زندانی کرده اند
عواقب واگذاری کنسولگری مشهد/ دید طالبان به ایران چگونه است؟

طالبان ظاهراً از غصب زمین و ساختمان خاتم النبیین و تعطیلی تلویزیون تمدن، منصرف شده اند؛ البته بطور موقت. اینکه طالبان گام بعدی و اساسی و نهایی را برای غصب خاتم النبیین و تمدن چه موقع بردارند یقیناً سوخت و سوز ندارد و قطعی است. همزمان با عقب نشینی تاکتیکی طالبان، خبری از پذیرش طالبانِ دیپلمات نما در مشهد شنیده شد؛ خبری که قابل تأیید و تکذیب نیست.

اینکه چرا طالبان در قضیه خاتم و تمدن وارد شدند و حالا موقتاً عقب نشینی کرده اند احتمالاً بی ربط به تصمیم تهران نیست. زمزمه هایی شنیده می شود که طالبان بعد از سفارت افغانستان در تهران، حالا در کنسولگری مهم افغانستان، مستقر خواهند شد.
تحویل کنسولگری افغانستان در مشهد به طالبان عواقب سنگینی برای کشور میزبان و برای مهاجرین افغانستانی مخالف طالبان خواهد داشت.

واقعیت امر اینست که طالبانِ دیپلمات نما، عناصر خطرناکی هستند. برخلاف دیپلماتهای حکومت پیشین، اصول دیپلماسی را نمی فهمند. سفارت افغانستان در تهران اکنون به مرکز جمع آوری اطلاعات از زندگی مهاجرین، فعالان سیاسی و نهادهای فرهنگی افغانستانی تبدیل شده است. دیپلمات نماهای طالب، به شکل بی سابقه ای علاوه بر نهادهای فعال ایرانی در حوزه افغانستان، از شخصیت ها و نهادهای افغانستانی اطلاعات جمع آوری نموده و تعدادی از وطنداران ما را بعنوان منبع کسب و انتقال اطلاعات جذب کرده اند.

مسئولیت جمع آوری معلومات در سفارت افغانستان در تهران بر دوش یک مولوی بنام مولوی نورانی است که حتی برخی اعضای خاص ترین و نزدیکترین نهادهای افغانستانی وابسته به ایران، با این مولوی ارتباط کاری و انتقال اطلاعاتی دارند. مولوی طالب تمام معلومات خاص را به کابل منتقل می کند؛ یکی از دلایل بی اعتمادی طالبان به گروه تطهیر، همین راپورهایی است که از تهران به کابل منتقل می شود.

در همین مسیر، مشهد مقدس شهری بسیار مهم است. هم اغلب شخصیت های مهاجر ضدطالبانی در این شهر زندگی می کنند، هم نهادهایی از مهاجرین به شکل غیررسمی در این شهر فعالیت دارند، هم شهر مشهد مرکز سیاستگزاری ایران در حوزه افغانستان است.

استقرار طالبان بصورت رسمی در یک نهاد رسمی دیپلماتیک با پوشش دیپلمات و بهره مند از مصونیت های دیپلماتیک، خطر بسیار بزرگی برای کشور میزبان و برای شخصیت های مطرح افغانستانی در این شهر است. طالبان اخیراً دو دستگاه و کارگروه مجزا برای کار در امور پاکستان و ایران تشکیل داده اند؛ کارگروه پاکستانی زیر نظر مولوی عبدالکبیر و کارگروه ایران، زیر نظر مستقیم ملابرادر آغاز به فعالیت کرده است. آنها در صدد جذب نیروهای فعال مردمی و استخباراتی هستند و یکی از شهرهای هدف نیز شهر مشهد تعیین شده است.

طالبان آنطور که نشان داده اند اولاً نسبت به جمهوری اسلامی ایران حساسیت بالایی دارند. برخلاف تمام ادعاهای کذب که توسط دیپلماتهای ایرانی مقیم کابل در سفیدنمایی طالبان انجام می شود، طالبان ایران را دشمن شماره یک خود می دانند و حساسیت فوق العاده ای نسبت به این کشور و عوامل مرتبط با آن، در افغانستان دارند. (دلایل این حساسیت در مقوله جداگانه ای بیان خواهد شد.)

هیچکدام از مراکز افغانی وابسته به ایران در کابل و سایر شهرهای افغانستان از نظارت و حساسیت طالبان در امان نیست. برخلاف دولت سابق، طالبان با اشخاص و نهادهای متهم به وابستگی ایران، به شدت برخورد می کنند. تاکنون دهها نفر را به همین نسبت، بازداشت و زندانی کرده اند. بطور مثال، دهها فردی که دو سال پیش سفارت ایران در کابل و کنسولگری این کشور در هرات را گلباران کرده بودند، توسط استخبارات طالبان بازداشت، زندانی و به شدت شکنجه شدند و بعد از رهایی نیز مدتها از ترس شدید حاصل از شکنجه ها، خانه نشین شدند.

در حکومت پیشین، نهادهای افغانستانی می توانستند مراسم روز قدس را تجلیل کنند، از ارزش های مشترک ایران و افغانستان تجلیل کنند، اما از وقتی طالبان آمده اند، هر فرد و نهادی که در این مسیر، کمترین فعالیت را داشته اند، متهم، بازداشت و شکنجه کرده اند. ما افرادی از شیعیان را می شناسیم که بعد از یادکرد نیک از سردار سلیمانی توسط طالبان بازداشت و شکنجه شده اند. ما افرادی را می شناسیم که دفاترشان بعد از تجلیل از روز قدس و امام خمینی مسدود و خودشان تحت تعقیب قرار گرفته اند.

طالبان حتی به دیپلماتهای ایرانی به بهانه های واهی اجازه مشارکت آزادانه در محافل فرهنگی-اعتقادی که در کابل دایر می شود را نمی دهند. اخیراً برخی دوستان شیعه مذهب ما که از جنایات اسرائیل در غزه دردمند بوده و در پی برگزاری تجمع و محافل حمایت از فلسطین بودند با اخطار شدید طالبان مواجه شدند؛ عمده ترین دلیل مخالف طالبان با چنین همایش هایی واضحاً این است که این حرکات را مرتبط با ایران می دانند.

در حکومت پیشین که متهم به حکومت امریکایی بود، هر شخصیتی آزادانه به سفارت ج.ا اسلامی ایران در کابل مراجعه و صحبت می کرد؛ اما اکنون کمتر کسی جرأت دارد قدم به سفارت ایران در کابل بگذارد. نیروهای بظاهر محافظ سفارت ایران، اندک مراجعین به سفارت را تا هفت پشت و نسل او را پرسان و تفتیش می کنند و بعد از خروج، بعنوان یک متهم، کاملا زیر نظارت استخبارات طالبان قرار می گیرد و امنیت محیطی خود را در خطر می بیند.

باوجود فعالیت های تقریبی و حمایت های دیپلماتیک ایرانی ها از طالبان، سطح حساسیت و نفرت طالبان، اخصاً بخش استخبارات و اطلاعات طالبان از ایران به شدت بالاست. برخورد طالبان نیز با متهمان، بسیار بد و زننده و سخت است و بعضاً شخصیت های متهم همچون برخی علمای شیعه چاره ای جز همکاری استخبارتی- اطلاعاتی با طالبان ندارند. این مسئله، نقطه آسیب بزرگ به ایران و یک شکست بزرگ برای این کشور در حوزه افغانستان است. همین حساسیت های استخباراتی طالبان موجب شده که نهادهای شیعی، عموماً زیر نظر ریاست استخبارت طالبان فعالیت کنند و گزارش بدهند و بعضا از این ریاست، معاش و مواجب بگیرند. این اصلا گپ کوچکی نیست و دارای عمق است و نیاز اساسی به بررسی دارد.

به هرحال در این حالات، پذیرش طالبان در لباس دیپلمات در مرکز مهمی چون کنسولگری افغانستان در مشهد، دارای تبعات برای میزبان و هزینه های امنیتی برای فعالان مهاجر افغانستانی است. اگر سیستم اطلاعاتی ایرانی نظارت شدیدی بر اینها داشته باشند موجب برخوردهایی خواهد شد و اگر همانند طالبانِ تهران نشین، فعالیت آزادانه داشته باشند، گزارش های راست و دروغی دریافت می کنند که نتیجتاً بر روابط دو سیستم، اثرات بدی می گذارد و آینده مخالفین طالبان که از اثر پروژه طالبانیزه کردن افغانستان به ایران گریخته اند، سیاه و بدفرجام خواهد بود.
 
سیدجواد حجت- خبرگزاری جمهور
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *


امین قاضی زاده
Netherlands
فعلا که سیاست ایران از اقتدار سیاسی به موزه پاکی رسیده. اینقدر از نظر طالب حقیر شده اند که در اجلاس‌ اینها هم شرکت نمی کنند. باور کنید هیچ وقت تا این اندازه سیاستمداران ایرانی را در قضایای افغانستان و روابط با تالب مستاصل ندیده بودیم.
برادران ایرانی برای صدمین بار: این ره که می روید به ترکستان است.
شیرزاد
Iran, Islamic Republic of
با سلام
نمی دانم آقای حجت این مطالب را بر اساس کدام سند و مدرک نوشته اند اما عمده افرادی که به این تندی سخن می رانند افرادی هستند که پس از تسلط طالبان منافع خود را در خطر دیده و از این دست مشاوره ها و نصحیت ها به مسئولین و رسانه های ایرانی می دهند و متاسفانه در پاره ای موارد نیز ایرانی ها بر آن اساس قضاوت کرده و یا آن را باز نشر می نمایند.
به جناب حجت عرض می نمایم در زمان جمهوریت (آزادی) بار کارمندان محلی مراکز ایرانی در افغانستان و یا مراکز نهادهای مردمی را به جرم رفت و آمد به مرکز ایرانی دستگیر و به شکنجه وحشیانه نمودند و برای آزادی آنها پولهای هنگفتی را از آنان مطالبه و اخاذی کردند .
ولذا کمی باید در سخن راندن تامل کرد!!!!!
پربازدیدترین