۰

فاجعه 19 جدی یکه‌ولنگ؛ از جنایت وحشیانه طالبان تا سکوت ننگین زمام‌داران!

مهدی هاشمی
پنجشنبه ۱۹ جدی ۱۳۹۸ ساعت ۰۹:۴۱
مردم یکه‌ولنگ، جنایت وحشتناکی را تجربه و درد و رنج سختی را تحمل کردند اما همان اندازه که تحمل جنایت طالبان برای آنان سخت و دشوار بوده و است، فراموش شدن شان نیز دردناک و نابخشیدنی است. درد مردم یکه‌ولنگ با بی‌مهری محدود ماند به جغرافیای آن، و آه و ناله یتیمان، بیوه زنان و مادران و پدران پیر هیچ‌گاهی شنیده نشد اما چرا؟ کوتاه سخن اینکه "فاجعه 19 جدی یکه‌ولنگ با جنایت وحشیانه طالبان آغاز گردید و با بی‌تفاوتی و سکوت ننگین زمام‌داران دوام پیدا کرد".
فاجعه 19 جدی یکه‌ولنگ؛ از جنایت وحشیانه طالبان تا سکوت ننگین زمام‌داران!
نوزده سال از فاجعه وحشتناک و خونین 19 جدی می‌گذرد، واقعه‌ای غم‌باری که در آن بیش از 300 انسان مظلوم و بی‌گناه در ولسوالی یکه‌ولنگ ولایت بامیان به دست وحشی‌ترین جنایتکاران تاریخ به شهادت رسیدند. واقعه‌ای که بارها از گلوی وارثین شهدای آن فریاد کشیده شده اما با سکوت ننگین زمام‌داران، هزاران درد و غم آن بدون بازگو در سینه‌ها باقی مانده است.

وقتی که دوستان از من خواستند تا مطلبی درباره شهدای 19 جدی بنویسم ماندم که از کجا باید شروع کرد، چرا که واقعه 19 جدی یکه‌ولنگ با آنکه رویدادی غم‌انگیز با هزاران سخن برای گفتن است اما شرح آن حداقل برای من، همانند تحمل غم آن دشوار است. سقوط سوال برانگیز ولایت بامیان به دست طالبان؛ چگونگی وقوع فاجعه و قتل عام مردم بی‌گناه یکه‌ولنگ و بیان جنایت و درد و رنج وارثان شهداء همه و همه موضوعاتی اند که برای بیان واقعه 19 جدی باید مسوولانه به آن پرداخته شود در غیر آن جفایی دیگر به خون شهداء و بازماندگان آنان است.

ولایت بامیان با داشتن مقاومت‌گران سرسخت و جغرافیای خاص به آسانی و سادگی به دست طالبان افتاد، اما چرا؟ سوالی که همیشه در ذهن مردم بامیان مطرح بوده است و جوابی برای آن داده نشده است. خاموشی افرادی که در بامیان رهبری جنگ علیه طالبان را به عهده داشتند در این باره، گمانه‌زنی‌ها مبنی بر احتمال همسویی اشخاصی با طالبان در سقوط ولایت بامیان را تقویت می‌کند. در این مطلب به جای پرداختن به دلایل سقوط بامیان ترجیح داده می‌شود، باز هم منتظر ماند و دید، رهبرانی که در آن زمان در بامیان بودند این جرات اخلاقی را دارند تا واقعیت‌ها را بیان کنند؟

چگونگی وقوع فاجعه 19 جدی، موضوع دیگری که به اندازه خود واقعه اندوهناک است. در این باره زیاد گفته شده اما متاسفانه هیچ گاهی شنیده نشده است و به عبارت دقیق‌تر، درست و مسوولانه شنیده نشده است.
پس از سقوط مرکز ولایت بامیان که هسته مقاومت مردم مناطق هزاره‌جات بود به خوبی معلوم بود که مقاومت‌های پراکنده در برابر لشکر خون‌آشام و وحشی، پیامدی جز قتل و کشتار مردم بی‌گناه ندارد.اما در زمستان سرد و سوزناک سال 1379 ه.ش زمانی که طالبان کنترل بامیان را به دست داشتند، آقای خلیلی تصمیم گرفت که راهی یکه‌ولنگ شده و با طالبان بجنگد. بزرگان یکه‌ولنگ با درک وضعیت، خودشان را به آقای خلیلی رساندند تا او را از جنگ علیه طالبان منصرف کنند. آقای خلیلی ابتدا خواسته متنفذین یکه‌ولنگ را پذیرفت اما در مدت کوتاه از تصمیم خود برگشت و به یکه‌ولنگ حمله کرد.استاد خلیلی و یارانش توانستند که ولسوالی یکه‌ولنگ را تصرف و جنگجویان طالب را به عقب برانند اما همانطور که معلوم بود و بزرگان و متنفذین یکه‌ولنگ پیش‌بینی کرده بودند جنگ‌های پراکنده علیه طالبان سودی نداشت و طالبان دوباره کنترل ولسوالی را به دست گرفتند. اما دراین زمان آقای خلیلی و سربازانش یکه‌ولنگ را ترک کرده و شماری از دهاقین و مردم مظلوم و بی‌گناه تنها ماندند و به شکل بی‌رحمانه‌ای توسط طالبان به شهادت رسیدند.
واقعه 19 جدی بدون شک یکی از وحشتناک‌ترین و خونین‌ترین فاجعه‌ها در تاریخ معاصر افغانستان است. فاجعه‌ای که در روز 19 جدی سال 1379 در ولسوالی یکه‌ولنگ رخ داد لکه ننگ ابدی بر دامن عاملان آن خواهد بود و هیچ وجدان بیداری این جنایت را فراموش نخواهد کرد اما باید افرادی که با تصمیم اشتباه‌شان مردم بی‌گناه و بی‌دفاع را به کشتن دادن نیز این جرات را داشته باشند تا به اشتباه‌شان اعتراف کرده و از وارثان شهداء عذرخواهی کنند و این کم‌ترین کاری است که آنان می‌توانند در برابر بازماندگان شهداء انجام دهند.

اما موضوع دیگر درد، رنج و غمی است که مردم یکه‌ولنگ در 19 جدی و پس از آن تحمل کردند و می‌کنند. بیان شرح جنایتی که در یکه‌ولنگ صورت گرفت کاریست دشوار. نمی‌توان آن جنایت و آن رنجی که مردم یکه‌ولنگ در سرمای سوزناک 1379 ه.ش تحمل کردند با الفاظ و کلمات بیان کرد.
جنایتکاران بی‌رحم و خونخوار، ده‌ها نفر از مردم مظلوم و بی‌گناه را از روستاهای نزدیک و دور "نیک" –مرکز ولسوالی یکه‌ولنگ- از خانه‌های شان بیرون کشیده و دسته جمعی در چند منطقه تیرباران کردند. کودکان، پیرمردان و زنان شهادت عزیزان‌شان را در پیش چشم‌های شان می‌دیدند اما به دلیل وحشت حاکم راهی جز سکوت نداشتند در غیر آن خودشان نیز به گلوله بسته می‌شدند.پیکر شهداء روزها در زیر برف و در سرمای زمستان باقی ماند و یخ زدند. و پس از چند روز توسط زنان و پیرمردان در گورهای دسته جمعی دفن شدند. بدون شک، واقعه 19 جدی، دادستان غم‌انگیزی است که هیچ‌گاهی فراموش نخواهد شد.

اما پس از گذشت سال‌ها از این فاجعه انسانی، سقوط رژیم طالبان و روی کار آمدن حکومت جدید در افغانستان، جایگاه این شهداء و بازماندگان آن در دوره نوین چه بوده است؟ بدون شک و به صراحت می‌توان گفت که به جز خانواده و وارثین شهداء، حکومت و رهبران سیاسی همه شهداء و بازماندگان آنان را فراموش کردند. آنان فراموش شدگانی هستند که پایه‌های نظام از خون‌شان مستحکم شده است.
مردم یکه‌ولنگ، جنایت وحشتناکی را تجربه و درد و رنج سختی را تحمل کردند اما همان اندازه که تحمل جنایت طالبان برای آنان سخت و دشوار بوده و است، فراموش شدن شان نیز دردناک و نابخشیدنی است. درد مردم یکه‌ولنگ با بی‌مهری محدود ماند به جغرافیای آن، و آه و ناله یتیمان، بیوه زنان و مادران و پدران پیر هیچ‌گاهی شنیده نشد اما چرا؟ کوتاه سخن اینکه "فاجعه 19 جدی یکه‌ولنگ با جنایت وحشیانه طالبان آغاز گردید و با بی‌تفاوتی و سکوت ننگین زمام‌داران دوام پیدا کرد".

وارثان شهدای 19 جدی یکه‌ولنگ پس از سقوط رژیم طالبان باید مورد حمایت گسترده و همه جانبه حکومت قرار می‌گرفتند، حمایت‌های مادی و معنوی؛ از توجه به وضعیت اقتصادی و معیشتی آنان گرفته تا توجه به آموزش و پرورش کودکان آنان؛ اعطای بورسیه‌های تحصیلی و فراهم سازی زمینه‌های مناسب کاری برای آنان در ادارات دولتی؛ اما حمایت‌های که حق بازماندگان شهداء بود عملی نشد و تنها به عنوان یک آرزو و خیال باقی ماند و به چند حرف و وعده میان تهی ختم شد. وارثین شهدای 19 جدی همه ساله با فرا رسیدن سالروز شهادت عزیزان‌شان طی قطعنامه‌هایی خواسته‌هایی را مطرح کرده‌اند اما این مطالبات آنان که هزینۀ چندانی برای دولت نداشته و ندارد نیز شنیده نشده است. "نام‌گذاری یک مکتب در نیک مرکز یکه‌ولنگ به نام شهدای 19 جدی"؛ "درج فاجعه 19 جدی در تقویم رسمی کشور"؛ " نام‌گذاری سرک یکه‌ولنگ – بامیان به نام شهدای 19 جدی"؛ "توجه به وضعیت اقتصادی و مساله آموزش و پرورش بازماندگان شهداء" از مهم‌ترین خواسته‌های وارثین شهداء بوده است.

مساله دیگر که در سال‌های اخیر برای تمامی بازماندگان شهدای افغانستان در دوره مقاومت به ویژه شهدای 19 جدی مطرح بوده است؛ مساله صلح با طالبان می‌باشد. آنان مستقیم از جنایت و عملکرد طالبان متاثر شده‌اند، با از دست دادن عزیزترین کسان شان، سال‌‌ها با درد و رنج، فقر و تنگدستی و محرومیت؛ روز و شب شان را سپری کرده‌اند. بی‌انصافی و بی‌عدالتی بیشتر از این نیست که خواست و صدای آنان در روند صلح شنیده نشود. بر آنان ظلمی و ستمی شد که کم‌تر کسی آن را دید که خود ظلم دیگری بود و حال نباید با بی‌تفاوتی به آنان بر زخم‌شان نمک پاشیده شود.

در اخیر سخن باید گفت، اینکه برخورد زمامداران و صاحبان قدرت با فاجعه‌هایی همچون 19 جدی و وارثین شهدا چه بوده است، وجدان جمعی درباره آن داوری و قضاوت می‌‌کند؛ اما باید به این مساله نیز اشاره کرد که همه شهدای مردم افغانستان به ویژه شهدای مظلوم و بی‌گناه 19 جدی یکه‌ولنگ بر ما حق دارند و باید اعتراف تلخی کرد که حق آنان به درستی از سوی ما اداء نشده است؛ دلایل آن هم می‌تواند متفاوت باشد اما بدون شک قناعت بخش نیست، به نظر من در کنار دلایل مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، مهم‌ترین دلیل مصروف کردن خودمان به مساله "نان" بوده و همه ما به جای توجه به ارزش‌ها و سرمایه‌های مشترک‌مان؛ دغدغه به دست آوردن نان چرب‌تر را داشته‌ایم و حتی در مواقعی این جسارت را کرده‌ایم که با بی‌شرمی تمام با خون شهدای مان معامله کنیم. البته در این میان کسانی بوده‌ و هستند که در راه شهداء و آرمان شهدا قدم گذاشته‌اند که قابل قدر هستند و جایگاه آنان همیشه در قلوب مردم بوده و است. اما پایان سخن این، با آنکه گذشته تاریک بوده، آینده‌یی روشن در راه است، جای خوشی این است که نسل جدید و بیدار، آگاه و با درک یکه‌ولنگ با اتحاد و یکدستی‌شان صفحۀ جدیدی را ورق خواهند زد، شاید خوش‌بینانه و آرمان‌گرایانه به نظر برسد با آن هم زیبا و دوست داشتنی است.
یاد و نام شهدای مظلوم، بی‌دفاع و بی‌گناه مردم افغانستان به ویژه شهدای 19 جدی یکه‌ولنگ گرامی باد.

مهدی هاشمی- جمهور
 
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *

پربازدیدترین