نشست سران سازمان همکاری شانگهای در شهر تیانجین چین برگزار شده است؛ نشستی با حضور بیش از ۲۰ رهبر از کشورهای مختلف منطقه و جهان، و چندین سازمان بزرگ بینالمللی از جمله دبیرکل سازمان ملل متحد.
از نظر بسیاری از کارشناسان، نشست تیانجین صرفاً یک اجلاس منطقهای نیست، بلکه فراتر از آن، نوعی نمایش قدرت و آرایش سیاسی و نظامی محسوب میشود. همین ویژگی، این نشست را از سایر اجلاسهای سازمان همکاری شانگهای متمایز میسازد.
مسئله مهمتر این است که چین قصد دارد پس از این نشست، رژه بزرگ نظامی خود را به مناسبت هشتادمین سالگرد پیروزی بر جاپان برگزار کند؛ رژهای که ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، و کیم جونگ اون، رهبر کوریای شمالی، از مهمانان ویژه آن خواهند بود.
انتظار میرود در این رژه نظامی، تازهترین دستاوردها و توانمندیهای صنعت دفاعی چین در برابر رهبران متحد پکن به نمایش گذاشته شود؛ موضوعی که به باور بسیاری از کارشناسان، به همان اندازه که برای متحدان چین الهامبخش و امیدوارکننده است، برای رقبای آن، بهویژه امریکا، نگرانکننده خواهد بود.
بنابراین، نشست تیانجین یکی از مهمترین و تعیینکنندهترین رویدادهای ژئوپلیتیک جهان امروز بهشمار میرود؛ نشستی که در آن دوستان و دشمنان در کنار هم قرار میگیرند تا بر یک واقعیت مشترک شهادت دهند: چین دیر یا زود رهبری جهان آینده را به دست خواهد گرفت.
در شرایطی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، بهطور مذبوحانهای در تلاش است تا خود را قهرمان دنیای آشوبزده کنونی معرفی کند و هر روز ادعا میکند که حتی بدون استفاده از واژه «آتشبس»، از زمان بازگشت به قدرت، شش جنگ بزرگ جهانی را متوقف کرده و صلح را به ارمغان آورده است — و به همین منظور در تلاش است تا از سوی کشورهای مختلف نامزد دریافت جایزه صلح نوبل شود — این چینیها هستند که با سیاستی عملگرایانه، از چین و پاکستان تا روسیه و کوریای شمالی را در یک همایش بزرگ منطقهای و حتی بینالمللی گرد هم میآورند تا نشان دهند که دنیای آینده به کام چین است و شمارش معکوس برای فروپاشی هژمونی امریکا آغاز شده است.
با توجه به همین واقعیت، بسیاری از کارشناسان مسائل استراتژیک از هماکنون به اجلاس تیانجین لقب «ناتوی شرق» دادهاند. این عنوان بهوضوح نشان میدهد که نشست سران سازمان همکاری شانگهای در چین، صرفاً یک اجلاس منطقهای نیست، بلکه همایشی راهبردی برای مدیریت بحرانهای جهانی و تولد یک ائتلاف سیاسی-نظامی استراتژیک برای پایان دادن به سیطره یکجانبه غرب است.
این در حالی است که دونالد ترامپ، رئیسجمهور خودکامه امریکا، در واکنش به شرکت رهبران بزرگ جنوب جهانی در نشست بریکس — که از آن بهعنوان جایگزین گروه ۷ یاد میشود — شماری از کشورها را با تحریم و تعرفه مجازات کرده بود. بنابراین باید دید که واکنش امریکا به همایش و نمایش تیانجین چه خواهد بود. آیا ایالات متحده همچنان قادر به رهبری یک ائتلاف نظامی برای حفاظت از نظم جهانی مبتنی بر اراده غالب قدرتهای غربی است؟
آیا واشنگتن توانایی لازم برای مهار و متوقف کردن نظم نوظهور جهانی و بازدارندگی هستهای قدرتهایی مانند چین، هند، پاکستان، روسیه، کوریای شمالی و طیفی از کشورهای همپیمان آنها را دارد؟
این پرسشها در حالی مطرح میشود که به باور صاحبنظران، اقتدارگرایی ترامپ، رهبران شرکتکننده در نشست تیانجین را به اتحاد و ائتلاف بیشتر برای ایستادگی در برابر اراده هژمونیک ترامپ و تیم او ترغیب میکند. و این همان چیزی است که تولد «ناتوی شرق» را به واقعیتی اجتنابناپذیر بدل میسازد.
به عقیده آگاهان، در شرایطی که ترامپ تلاش میکند با استفاده از «دیپلماسی مرد دیوانه»، با استفاده بیپروا از تحریم و تهدید و تعرفه دوست و دشمن را به تمکین در برابر قدرت بلامنازع ایالات متحده وادار سازد، چین با خردورزی، دیپلماسی حسابشده و تعامل مبتنی بر منافع مشترک و احترام متقابل، حتی دشمن استراتژیک خود یعنی هند را نیز به تیانجین میکشاند. چین همچنین رهبران دو قدرت متخاصم اتمی در جنوب آسیا — یعنی هند و پاکستان — را در نشست سران سازمان شانگهای میزبانی میکند تا نشان دهد که جایگزینی مطمئن و مناسب برای رهبری جهان و پایان دادن به سیطره کوتاهمدت امریکا است.
محمدرضا امینی – جمهور